تأملی دوباره در موضوع «امر به معروف و نهی از منکر»

بسم الله الرحمن الرحیم

۱- چنانکه پیش از این گفته شد، حدود یک سال پیش از مرگ معاویه، امام حسین(ع) در جمع بزرگی از صحابه رسول خدا(ص) و تابعین در «منی» سخنرانی کردند. بخش نخستین از قسمت دوم این سخنرانی چنین بود:
ای مردم! از پندی که خدا در نکوهش از علمای یهود به اولیا و دوستان خود داده است عبرت بگیرید،‌ آنجا که فرموده است: «چرا علمای دینی و احبار، مردم را از گفتار کفرآمیز و خوردن حرام باز نمی‌دارند؟…» و آنجا که گفته است: «کسانی از بنی‌اسرائیل که کفر ورزیدند گرفتار لعنت شدند … آنها از اعمال زشتی که مرتکب می‌شدند یکدیگر را نهی نمی‌نمودند. راستی چه بد بود آنچه می‌کردند.»
خدا بر عالمان بنی‌اسرائیل از آن جهت عیب گرفت که از ستمکارانی که در میان ایشان بودند کارهای زشت را می‌دیدند ولی ایشان را از آن کارها باز نمی‌داشتند؛ و این سکوت به خاطر چشم‌داشت به مالی بود که از آنان دریافت می‌کردند و نیز به علت ترسی که از آنها به دل راه می‌دادند، در حالی که خداوند می‌فرماید: «از مردم مترسید و از من بترسید.» و می‌فرماید: «مردان باایمان و زنان باایمان دوستان یکدیگرند [و همدیگر را] به نیکی امر و از بدی نهی می‌کنند». خداوند در این آیه از آن رو از امر به معروف و نهی از منکر آغاز می‌کند و نخست آن را واجب می‌شمارد که می‌داند اگر امر به معروف و نهی از منکر انجام بگیرد و در جامعه برقرار شود همه واجبات از آسان گرفته تا دشوار برپا خواهد شد؛ و این از آن روست که امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام است به همراه باز گرداندن حقوق ستمدیدگان به آنان و مخالفت با ستمگران و تقسیم [عادلانه] ثروت‌های عمومی و غنایم و گرفتن زکات از جای خود و صرف آن در موارد صحیح.

۲- مسیح(ع): به حق بگویمتان، هر کس ماری را ببیند که به طرف برادرش می‌رود تا او را نیش زند و برادر خود را بر حذر ندارد و مار او را بکشد، نباید خودش را از شرکت در خون او مبرا بداند. همچنین هر کس ببیند که برادرش گناه می‌کند و او را از عاقبت آن برحذر ندارد تا گناه او را فراگیرد، از شرکت در گناه وی بری نیست. هر کس بتواند جلو ستمگر را بگیرد و نگیرد همچون کسی است که مرتکب ظلم او شده باشد. چگونه ستمگر بهراسد با اینکه در میان شما آسوده زیَد و بازش ندارند و دستش را کوتاه نسازند؟ با چنین حالی چگونه ستمگران کوتاه آیند و چگونه مغرور نگردند؟ آیا کافی است که هر فردی از شما بگوید: «من خود ستم نمی‌کنم و بگذار هر که خواهد ستم کند و ستم بیند» و جلو او را نگیرد؟ اگر چنین باشد که شما می‌گویید پس چرا وقتی در دنیا بر ستمگران کیفر و بلا می‌رسد شما نیز به همراه آنان مجازات می‌شوید درحالی‌که [به ظاهر] ستم نکرده‌اید؟ (تحف‌العقول، باب مواعظ مسیح علیه السلام)

۳- امام حسین(ع) [در خطبه‌ای که در برابر سپاه حرّ بن یزید ریاحی ایراد کرد، چنین فرمود:] ای مردم همانا رسول‌خدا(ص) فرموده است: «هر کس حاکم ستمگری را مشاهده کند که حرام‌های خدا را حلال می‌سازد، عهد و پیمان الهی را زیر پا می‌گذارد، با سنت و قانون پیامبر مخالفت می‌ورزد و با بندگان خدا با دشمنی و از سرِ گناه رفتار می‌نماید، ولی با زبان و عمل بر او نشورد و قیام نکند، بر خداوند است که او را با همان ستمگر در یک جایگاه عذاب کند». (سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا، محمد صادق نجمی، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ چهارم، ص۱۲۷)

۴- امام علی(ع): ساعتی عدالت بهتر از شصت سال عبادت است که شبش به عبادت و روزش به روزه‌داری بگذرد، و یک ساعت بی‌عدالتی در حکومت نزد خدا بدتر از شصت سال گناه است. (میزان‌الحکمه، ص۳۴۹۵)

۵- امام باقر(ع): در آخرالزمان مردمی می‌آیند که پیرو عده‌ای هستند که دم از عبادت و زهد می‌زنند و ناپخته و سبکسرند. امر به معروف و نهی از منکر را تنها هنگامی واجب می‌دانند که ضرری به آنان نرساند و برای خود عذرها و بهانه‌ها می‌تراشند. از لغزش‌ها و فسادِ عمل علمایشان پیروی می‌کنند و به نماز و روزه و آنچه که ضرری به جان و مالشان نمی‌زند روی می‌آورند. اگر نماز هم به دیگر کارهای مربوط به مال و جانشان ضرر میزد آن را کنار می‌گذاشتند، همچنانکه بالاترین و ارجمندترین فرایض را کنار گذاشتند. همانا امر به معروف و نهی از منکر فریضه‌ای است بزرگ که دیگر فرایض به واسطه آن برپا می‌شود، راه‌ها امن می‌گردد، درآمد‌ها حلال می‌شود، حقوق و اموالِ به زور گرفته شده به صاحبانش برمی‌گردد، زمین آباد می‌شود، از دشمنان انتقام گرفته می‌شود و کارها سامان می‌پذیرد. (فروع کافی، کتاب امر به معروف و نهی از منکر، حدیث نخست)

۶- امام سجاد(ع): هرگاه مردی را دیدید که هیئت و رفتار نیکو دارد و آرام سخن می‌گوید و در حرکات خود فروتنی نشان می‌دهد، مواظب باشید و فریب نخورید؛ چه، بسیار کس است که به سبب سستی و ناتوانی و بزدلی از دست یافتن به دنیا و مرتکب شدن محرمات آن عاجز است، پس دین را همچون دامی برای دست یافتن به دنیا قرار می‌دهد و پیوسته مردمان را با ظاهر خود می‌فریبد، و چون به حرامی دست یابد از آن پروایی ندارد … . (ترجمه‌ی الحیاه، ج۲، ص۵۳۵)

۷- هود ۸۷: [مشرکان] گفتند: «ای شعیب، آیا نمازت به تو دستور می‌دهد که آنچه را پدارن ما می‌پرستیده‌اند رها‌کنیم، یا در‌اموال‌خود به میل خود تصرف نکنیم؟»

۸- مسیح(ع): به عیب‌های مردم چون خواجگان منگرید بلکه به عیب‌های ‌ایشان چون بندگان بنگرید. (تحف‏‌العقول، باب مواعظ مسیح علیه‌السلام)

۹- پیامبراکرم(ص): گناه کردن مردم تو را از گناهت غافل نکند، و نعمتهای مردم تو را از نعمتهایی که خداوند ارزانیت ساخته غافل نسازد، و مردم را از رحمت خدای عزّوجلّ که خود بدان امید بسته‌ای نومید مگردان. (میزان‌الحکمه، ص۴۲۵۷)

۱۰- پیامبر‌اکرم(ص): به خوبی فرمان دهید اگر چه خودتان به آن عمل نکنید، و از زشت‌کاری‌ها باز دارید هر چند خودتان از همه‌ی آنها اجتناب نکنید. (میزان‌الحکمه، ص‌۳۷۲۱)

۱۱- هود ۱۱۷-۱۱۶: پس چرا از نسل‌های پیش از شما خردمندانی نبودند که [مردم را] از فساد در زمین باز دارند؟ جز اندک کسانی که از میان آنان نجاتشان دادیم. و کسانی که ستم کردند به دنبال ناز و نعمتی که در آن بودند رفتند، و آنان بزهکار بودند. و پروردگار تو [هرگز] بر آن نبوده است که [مردم] شهرهایی را به ستم هلاک کند در حالی اهل آن [شهرها] اصلاح‌گرند.

۱۲- اعراف ۱۲۹-۱۲۸: موسی به قوم خود گفت: «از خدا یاری جویید و پایداری ورزید که زمین از آنِ خداست، آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد می‌دهد، و فرجام از آنِ پرهیزگاران است.» قوم موسی گفتند: «پیش از آنکه تو نزد ما بیایی و [حتی] بعد از آنکه به سوی ما آمدی مورد آزار قرار گرفتیم.» گفت: «امید است که پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند و شما را روی زمین جانشین [آنان] سازد، آنگاه بنگرد تا شما چگونه عمل می‌کنید.»

برای کسب دید جامع‌تری نسبت به موضوع امر به معروف و نهی از منکر به بولتن «درباب ضرورت و کیفیت دعوت به کار نیک و نهی از زشت‌کاری‌ها» رجوع کنید.

Share
// // ?>