معرفی فیلم «باران»- به بهانه‌ی روز جهانی پناهندگان

alt

الف-اطلاعات اولیه                                                                                         نوع فیلم: داستانی

کارگردان:

مجید مجیدی

فیلم‌نامه نویس:

مجید مجیدی

موسیقی متن:

احمد پژمان

بازیگران:

حسین عابدینی، زهرا بهرامی، محمدامیر ناجی

تصویر بردار:

محمد داوودی

تدوین­گر:

حسن حسن‌دوست

برنده ی جوایز:

جشنواره فیلم مونترال: جایزه‌ی بهترین فیلم

جشنواره فیلم فجر: سیمرغ بلورین برای بهترین فیلم (مجید مجیدی)، بهترین کارگردانی (مجید مجیدی)، بهترین بازیگر نقش اول مرد (حسین عابدینی)، بهترین موسیقی (احمد پژمان)، بهترین جلوه‌های صوتی (محمد رضا دلپاک)، بهترین ضبط صدا (ید الله نجفی).

سال تولید: ۱۳۷۹ (۲۰۰۱)

کشور:ایران

زمان:۹۴ دقیقه

ژانر:درام- عاشقانه

موضوع اصلی:عشق و دهش

کلیدواژه‌ها:تعلق و وابستگی، انتخاب، تغییر، مهاجرت و پناهندگی، تبعیض نژادی و فقر

مناسب برای:

گروه سنی:نوجوان، جوان، میانسال و سالمند

موقعیت های اجتماعی و روانی مثلِ…:دعوت به دهش؛ ایجاد تغییر در خود و گسستن از زنجیرها و وابستگی‌ها؛ دعوت به قضاوت غیرعجولانه و همدلی با انسان ها؛ مهاجرت و برخورد با پناهندگان و مهاجران

زبان اصلی فیلم:فارسی                 دوبله شده به زبان: –                                 زیر نویس به زبان:

خلاصه فیلم:

«لطیف» آبدارچی یک کارگاه ساختمانی است که در آن تعداد زیادی کارگر، که برخی از آنها افغان هستند، کار می‌کنند. فیلم با وقوع حادثه‌ای آغاز می‌شود که طی آن «نجف» یکی از این کارگران غیرقانونیِ افغان، از ساختمان به پایین پرت می‌شود و پای او به شدت آسیب می‌بیند. فردای روز حادثه «سلطان»، دوست نجف، پسر او «رحمت» را به کارگاه ساختمانی می‌آورد و از سرکارگر خواهش می‌کند که اجازه دهد رحمت به جای پدرش در آنجا کار کند. سرکارگر با وجود جثه‌ی نحیف رحمت به او اجازه کار می‌دهد اما چندی بعد به خاطر وقوع حادثه‌ای و ضعف جسمانی رحمت، معمار یا همان سرکارگر تصمیم می‌گیرد او را اخراج کند. بعد از خواهش‌های فراوان سلطان، معمار به خاطر وضعیت خانواده‌ی رحمت و عذاب وجدان ناشی از آسیب‌دیدن نجف، راضی می‌شود که او را در کارگاه نگه دارد اما تصمیم می‌گیرد او به جای لطیف آبدارچی باشد. لطیف که از این به بعد مجبور است کار ساختمانی انجام دهد و به خاطر از دست دادن شغل آسان خود بسیار ناراحت است، کینه‌ی رحمت را به دل می‌گیرد و تلاش می‌کند که کار او را خراب کند. اما رحمت در تمام مدت کار خود در کارگاه، سکوت اختیار کرده است و هرگز کلمه‌ای به زبان نمی‌آورد و بدون شکایت به کار خود ادامه می‌دهد. رابطه­ی پُر تنشِ لطیف و رحمت ادامه دارد تا اینکه فاش‌شدن یک راز مهم، رابطه­ی رحمت و لطیف را به طرز شگفتی تغییر می­دهد و رفته‌رفته لطیف را به فردی دلسوز و حتی ایثارگر تبدیل می­کند.

alt

ب. تأملات بیشتر: (این قسمت ویژه‌ی کسانی است که می‌خواهند پیش از دیدن فیلم، داستان آن را بدانند)

* نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):

فیلم باران در لفافه‌ی داستانی عاشقانه به بررسی مسائل اجتماعی موجود در جامعه و وضعیت پناهندگان افغان در ایران می‌پردازد و نکات مهمی را در مورد شرایط زندگی آنها بیان می‌کند. مجیدی با به تصویر کشیدن شرایط نابه‌سامان زندگی افغان‌ها و وضعیت کاری دشوار و ناعادلانه‌ی آنها، مخاطب را از منظری تازه با این قشر محروم و تبعیض‌هایی که به آنها روا داشته می‌شود، آشنا می‌سازد.

با توجه به حساسیت‌های موجود در جامعه‌ی ما و برخوردهای ناروایی که با جامعه‌ی مهاجران افغان انجام می‌شود، این فیلم می‌تواند در تغییر دیدگاه‌های مخاطبان نسبت به افغان‌ها تأثیر خوبی داشته باشد و آنها را به همدلی بیشتر با این پناهندگان دعوت کند.

از سوی دیگر تصویر مهاجران افغان در این فیلم نیز مانند بسیاری از فیلم‌های دیگر، مبتنی بر دردها و تاریکی‌های موجود در زندگی آنان است و به توانمندی‌ها و نقاط مثبت فرهنگ و جامعه آنها اشاره‌ای نمی‌کند. قهرمان فیلم، یعنی کسی که دهش می‌کند، یاری می‌رساند، تغییر می‌کند و می‌بالد یک پسر ایرانی است و کسی که به او کمک می‌شود و در موضع ضعف و تا حدی انفعال (حداقل در مورد موضوع عشق) قرار دارد، یک دختر افغان.

گذشته از آن، فیلم به دلایل مهاجرت پناهندگان افغان و شرایط زندگی آنها در افغانستان هیچ اشاره‌ای نمی‌کند و قسمت بزرگی از داستان زندگی آنها را نادیده گرفته است. این­ها همه مسائلی هستند که باعث می‌شود فیلم قادر به ایجاد یک تصویر درست و به‌حق در مورد فرهنگ و مردم افغان، نباشد و بیم آن می‌رود که حتی دردها و سختی‌های زندگی این قشر محروم نیز در میانه‌ی روایت رمانتیک فیلم از عشق، به دست فراموشی سپرده شود.

با این همه، تلاش مجیدی برای به تصویر کشیدن دشواری‌های زندگی مهاجران افغان قابل تقدیر است و می‌تواند به مخاطبانی که اغلب آن­ها در مورد این موضوع بسیار ناآگاه هستند، کمک زیادی کند.

alt

* ملاحظات:

– می­توان گفت که مجیدی در برخی سکانس‌های فیلم خود، نخ‌نما و کلیشه‌ای کار کرده است و این امر به شخصیت لطیف و تصویری که از عشق‌ورزی و علائق او ارائه می‌شود، لطمه‌ی زیادی زده است.

– بر خلاف جوایز بسیار زیادی که این فیلم در زمینه جلوه‌های صوتی و ضبط صدا گرفته است، نسخه‌های موجود فیلم از نظر صوتی کیفیت بدی دارند.

* منابعی جهت مطالعه در مورد فیلم:

×      برای مطالعه بیشتر در مورد فیلم مراجعه کنید به کتاب «باران»، از مجموعه‌ی «فیلمنامه‌های سینمای ایران»، نوشته‌ی «مجید مجیدی»، انتشارات توفیق‌آفرین، چاپ اول، ۱۳۸۰٫

×      برای آشنایی با تاریخ افغانستان می توان به کتاب­های مختلفی رجوع کرد؛ از جمله نگاه کنید به کتاب: ”احمدشاه مسعود“ نوشته صدیقه مسعود، ترجمه ی افسر افشاری، نشر مرکز.

×      کتاب «سرزمین پدری»، نوشته‌ی «هانس گئورک نواک»، ترجمه‌ی «کمال بهروزکیا»، نشر افق. رمانی خوب در زمینه‌ی وضعیت مهاجرین در جوامع پیشرفته و صنعتی.

×      برای مطالعه ی بیشتر در موضوع مهاجرت و پناهندگی رجوع کنید به:

–         گفتگو (فصل نامه ی فرهنگی و اجتماعی)، شماره ۱۱، بهار ۱۳۷۵٫ شامل موضوعاتی مانند وضعیت پناهنده پذیری ایرانی ها، زنان افغان، کارگران افغان و … . برخی از مقاله های این فصل نامه را می توان در سایت www.noormags.orgپیدا کرد.

–         جامعه شناسی، آنتونی گیدنز، ویراست چهارم، ترجمه حسن چاوشیان، فصل نهم: نژاد، قومیت و مهاجرت، نشر نی.

–         جهانی شدن و جهان سوم، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۸۰، فصل سوم: ”مهاجرت و تجربه پناهندگان“، فیل مارفلیت.

Share
// // ?>