«چه چیز ما را به جهنم در آورد؟» (آیات و احادیثی درباره‌ی لزوم و چگونگی پرداختن به امر تهیدستان و محرومین)

چه چیز ما را به جهنم در آورد؟- نسخه‌ی مخصوص چاپ

  • پیامبر اکرم(ص): از بهترین اعمال در نزد خدا، خنک‌کردن جگرهای سوخته و سیرکردن شکم‌های گرسنه است. سوگند به آن کس که جان محمّد به دست اوست، به من ایمان نیاورده است آن بنده‌ای که سیر بخوابد و برادر (یا همسایه) مسلمانش گرسنه باشد. (ترجمه الحیاه، ج ۵، ص۳۰۴)
  • سوره ماعون، ۳-۱: آیا کسى را که [روز] جزا را دروغ می‌انگارد، شناختی؟ * این همان کس است که یتیم را به سختى مى‌رانَد، * و به خوراک دادن بینوا ترغیب نمى‌کند.
  • سوره بلد، ۱۸-۱۰: و هر دو راه [خیر و شر] را بدو [=انسان] نمودیم؛ * و[لى‌] نخواست از گردنه بالا رود! * و تو چه دانى که آن گردنه [سخت‌] چیست؟ * بنده‌اى را آزاد کردن، * یا در روز گرسنگى، طعام دادن؛ * به یتیمى خویشاوند، * یا بینوایى خاک‌نشین. * و آنگاه از زمره‌ی کسانى بودن که ایمان آورده و یکدیگر را به شکیبایى و به مهربانى سفارش کرده‌اند؛ * اینانند مبارکان.
  • سوره فجر، ۲۰-۱۷: ولى‌ نه، بلکه‌ یتیم‌ را نمى‌نوازید؛ * و بر خوراک [دادن‌] بینوا‌ یکدیگر‌ را برنمى‌انگیزید؛ * و میراث‌ [ضعیفان‌] را چپاولگرانه‌ مى‌خورید؛ * و مال را دوست دارید‌، دوست داشتنى‌ بسیار‌.
  • سوره همزه، ۳-۲: مالى گرد آورد و برشمردش؛ * پندارد که مالش او را جاویدان کرده‌ است.
  • سوره شعراء، ۱۲۹-۱۲۸: آیا بر هر تپه‌اى بنایى مى‌سازید که [در آن‌] دست به بیهوده‌کارى زنید؟ * و کاخ‌هاى استوار مى‌گیرید به امید آنکه جاودانه بمانید؟
  • سوره سبأ، ۳۴: و [ما] در هیچ شهرى هشداردهنده‌اى نفرستادیم جز آنکه خوشگذرانان آنها گفتند: «ما به آنچه شما بدان فرستاده شده‌اید کافریم.»
  • سوره مدثر، ۴۷-۴۲: [اهل بهشت، از مجرمان می‌پرسند:] «چه چیز شما را در آتش [= سَقَر] درآورد؟» * گویند: “از نمازگزاران نبودیم، * و بینوایان را غذا نمى‌دادیم، * و با بیهوده‌گویان بیهوده‌گویی می‌کردیم، * و روز جزا را دروغ می‌شمردیم، * تا مرگ ما در رسید […]».

  • سوره یس، ۴۷: و چون به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزى داده انفاق کنید»، کسانى که کافر شده‌اند، به آنان که ایمان آورده‌اند، مى‌گویند: «آیا کسى را خوراک دهیم که اگر خدا مى‌خواست [خودش‌] وى را مى‌خورانید؟ شما جز در گمراهىِ آشکارى [بیش‌] نیستید.»
  • پیامبر اکرم(ص): خداوند در روز قیامت به مردم آبادی‌ای که در آن کسی شب را گرسنه به روز رسانده نگاه نمی‌کند. (ترجمه الحیاه، ج ۴، ص ۵۴۷)
  • امام علی(ع) به روایت امام جعفر صادق(ع): خدا بر مردمان ثروتمند واجب کرده است که به ‌اندازه‌ی نیاز فقیران به ایشان بدهند؛ پس اگر فقیران سقوط کنند، یا رنج کار آنان را از پا در آورد، یا برهنه بمانند، سبب آن، خودداری ثروتمندان از رساندن حق فقیران به ایشان است، و خدا در روز قیامت در این باره به حساب ایشان خواهد رسید و با عذابی دردناک کیفرشان خواهد داد. (ترجمه الحیاه، ج۳، ص ۳۵۰)
  • پیامبر اکرم(ص): نزدیک است که فقر به کفر انجامد. (میزان‌الحکمه، ص۴۶۵۵)
  • پیامبراکرم(ص): خدا را به یاد فرمانروایان امتم پس از خود می‌آورم … [و از آنان می‌خواهم که] مردم را به فقر گرفتار نکنند که [در این صورت مردمان] کافر شوند و از دین بیرون روند، و درِ خانه‌ی خود را به روی مردم مبندند که در این صورت قدرتمندان و توانگران ایشان، ضعیفانشان را خواهند خورد! (ترجمه الحیاه، ج۳،ص۵۲۲)
  • امام علی(ع): خداوند از علما پیمان گرفته است که در برابر سیر خواری ستمگر و گرسنگی مظلوم سکوت نکنند. (نهج‌البلاغه، خطبه ۳)
  • امام کاظم(ع): خداوند هیچ نوع از انواع مال را به حال خود رها نکرده است، بلکه همه را تقسیم کرده و به هر صاحب حقى، از خاص و عام و فقیران و مسکینان، و هر گروه از مردم، حقشان را داده [و معیّن کرده] است. [امام(ع) آنگاه فرمود:] اگر در میان مردم عدالت اجرا شود، همه بى‏نیاز خواهند شد. (ترجمه الحیاه، ج۵، ص۳۲۵)
  • امام حسین(ع) [در خطبه‌ای که در سرزمین منا ایراد نمودند:] خداوند می‌فرماید: «مردان و زنان با ایمان، دوستان یکدیگرند، که به کارهاى پسندیده وامى‌دارند، و از کارهاى ناپسند باز مى‌دارند.» [سوره‌ی توبه، ۷۱]. خداوند از امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک واجب آغاز کرد، زیرا می‌دانست که اگر این [فریضه] ادا شود و بر پا گردد، همه‌ی فرایض، از آسان و دشوار، بر پا می‌شوند؛ چرا که امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام است، به همراه بازگرداندن حقوق ستمدیدگان و مخالفت با ستمگر و تقسیم [عادلانه] ثروت‌های عمومی و غنایم و گرفتن زکات از جای خود و صرف آن در مواردی که باید.
    […] کوران و گنگان و بیماران زمینگیر در شهرها به حال خود رها شده‌اند و به آن‌ها ترحمی نمی‌شود. [با این حال،] شما به کاری که شایسته‌تان است برنمی‌خیزید و دیگران را نیز در این راه مدد نمی‌رسانید و با مسامحه و سازش با ظالمان خود را آسوده می‌دارید. این همه، از جمله چیزهایی است که خدا شما را بدان فرمان داده است.
    […] [شما] ناتوانان را به دست ایشان [= ستمگران] تسلیم کردید که یا همچون برده مقهور باشند و یا همچون مستضعفی برای اداره امور زندگی، [در دست ایشان] اسیر. در کشورداری به اندیشه خود هر چه می‌خواهند می‌کنند و در اقتدای به اشرار و گستاخی نسبت به خدای جبّار، با پیروی هوای نفس، کار را به رسوایی می‌کشانند. بر منبر هر شهر از شهرهای ایشان خطیبی است که بانگ برمی‌دارد و آنچه می‌خواهد می‌گوید. کشور در برابر ایشان بی‌معارض است و دست‌های ایشان در آن گشاده. مردم بردگان آنانند و دستی که [به ستم] ایشان را ضربه زند از خود دفع نتوانند کرد. ستمگرانی که برخی زورگو و ستیزه‌جویند، و برخی بر ناتوانان سلطه‌گر و تندخو؛ اطاعت‌شوندگانی که [خدای] آغازگر [خلقت] و بازگرداننده [به قیامت] را نمی‌شناسند. (تحف‌العقول، باب سخنان امام حسین(ع))
  • امام علی(ع): در هر کجا که خواهی به مردم نظری بیفکن، آیا جز فقیری می‌بینی که از تنگدستی رنج می‌برد، یا توانگری که نعمت خداوند را کفران می‌کند؟ یا بخیلی که برای افزودن بر مالش از پرداختن حق خدا بخل می‌ورزد؟ یا طغیانگری که گویا گوشش از شنیدن پندها کر شده؟ خوبان و نیکان شما کجایند؟ و کجایند آزادمردان و سخاوتمندان؟ (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۲۹)
  • امام صادق(ع): خداى تبارک و تعالى، توانگران و تهیدستان را در اموال شریک قرار داده است. پس توانگران حق ندارند [سهم ایشان را] به غیر شرکاى خود بدهند. (میزان‌الحکمه، ص۵۷۴۹)
  • امام علی(ع): بدا به حال کسی که فقیران و مستمندان و سائلان و بینوایان رانده شده و وامداران و در راه ماندگان، در پیشگاه خداوند خصم او باشند. (میزان‌الحکمه، ص۴۶۸۵)
  • امام صادق(ع): زکـات به منظور آزمودن توانگران و کمک به مستمندان وضع شده است؛ اگر مـردم زکـات اموال خود را مى‌پرداختند، هیچ مسلمانى نیازمند نمى‌ماند و، به سبب آنچه خداوند عـزوجـل براى او واجب کرده است، بى‌نیاز مى‌شد. مردم فقیر و نیازمند و گرسنه و برهنه نشدند مگر به سبب گناهان ثروتمندان. (میزان‌الحکمه، ص۲۱۸۵)
  • امام صادق(ع): خداوند عزوجل در دارایی‌هاى توانگران به جز زکات [واجب]، حقوقى دیگر واجب و مقرر کرده و فرموده است: «و آنان که در اموالشان حقى است معین، برای سائل و محروم» [سوره معارج، ۲۴]. بنابراین، حق معلوم و معین، کـه حقی جز زکـات [واجب] است، چیزى است که هرکس باید وظیفه خود بداند که از مالش پرداخت کند و به اندازه توان و وسعت مالى که دارد آن مقدار را بر خود واجب شمارد و بسته به میل خود هر روز یا هر جمعه یا هر ماه بپردازد. (میزان‌الحکمه، ص۲۱۹۱)
  • امام صادق(ع): خداوند در اموال ثروتمندان بخشى را مخصوص فقرا و حق ایشان تعیین نموده است و ثروتمندان به هنگام پرداخت آن، منتی بر فقرا ندارند، و آن زکات است. پس چون آن مال به فقیر برسد همچون مال خود او است و هر چه خواهد با آن مى‏تواند بکند. [راوى حدیث مى‏گوید: گفتم: «مثلاً با آن همسر اختیار کند و به سفر حج برود؟» فرمود:] آرى، آن مال، مال او است. [گفتم: «آیا فقیرى که با پول زکات حج‏ مى‏گزارد، پاداشى همچون حج شخص ثروتمند (که با پول خود حج مى‏گزارد) دارد؟ فرمود:] آرى‏. (ترجمه الحیاه، ج۶، ص ۳۴۶)
  • ابان بن تغلب مى‏گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: «مرا از حقّ مؤمن بر مؤمن خبر ده»، فرمود: «اى ابان! اینکه با دادن نیمى از مال خود به او، وی را شریک خویش بدانی»؛ سپس به من نگاه کرد و دریافت که این حکم بر من سخت آمده است، پس فرمود: «اى ابان! آیا نمى‏دانى که خداى بزرگ از کسانى که دیگران را بر خود برمى‏گزینند [و مقدّم مى‏دارند و ایثار مى‏کنند، به نیکی] یاد کرده است؟» گفتم‏: «چرا، فدایت شوم!» فرمود: «تا آن هنگام که او را در مال خود شریک قرار داده‏اى، هنوز ایثار نکرده‏اى، بلکه با او برابر شده‏اى؛ هنگامى نسبت به او ایثار مى‏کنى که از نیمه دیگر خود چیزى به او ببخشى.»
    (اشاره‌ی امام صادق(ع) به آیه ۹ سوره حشر است: «کسانی که پیش از آنان در سرای اسلام [مدینه‌] جای گرفتند و ایمان را پذیرفتند [=انصار]، کسانی که به سوی آنان هجرت کرده‌اند [=مهاجرین] را دوست می‌دارند و نسبت به آنچه به ایشان داده شده است، در دل خود احساس نیاز نمی‌کنند، و [آنها را] هرچند خود نیازمندی داشته باشند، بر خود بر می‌گزینند، و هر کس که از آزمندی نفس خویش در امان ماند، آنانند که رستگارانند.») (ترجمه الحیاه، ج۶، ص ۶۴۳)
  • امام صادق(ع): خداوند نیکى را در صورتی پاداش می‌دهد که در پى درخواست [نیازمند] نباشد، لیکن هنگامى که برادرت در حالى نزد تو بیاید که چهره‏اش از شرم سرخ شده است، و دل به دریا زده است، و نمى‏داند چیزى را که مى‏خواهد به او مى‏دهى یا نمى‏دهى، سوگند به خدا- و بار دیگر سوگند به خدا- اگر همه دارایى خویش را به او ببخشى، آبروى او را باز نگردانده‏اى. (ترجمه الحیاه، ج۴، ص ۴۱۸)
  • امام صادق(ع): […] و اما عالمی که در طبقه سوم دوزخ قرار دارد، آن است که در تعلیم دانش به دیگران ثروتمندان را شایسته‌تر می‌داند و فقرا و تهی‌دستان را از دانش محروم می‌سازد […]. (آثارالصادقین، ج۱۳، ص۵۸۲)
  • پیامبر اکرم(ص)، در سفارش به علی(ع) فرمود: ای علی! هیچ فقری شدیدتر از نادانی نیست … . (ترجمه الحیاه، ج۳، ص۴۶۴)
  • پیامبر اکرم(ص)، در سفارش به علی(ع) فرمود: «فقر، مرگی بس بزرگ است.» عرض شد: «فقر درهم و دینار؟» فرمود: «فقر در دین.» (میزان‌الحکمه، ص۴۶۷۳)
  • امام صادق(ع): اطعام مؤمنی را دوست‌تر از آن دارم که ده بنده آزاد کنم و ده حج به‌جای آورم. [راوی حدیث (نصر بن قابوس) می‌گوید: گفتم: «ده بنده و ده حج؟» فرمود:] ای نصر، اگر غذایش ندهید یا خواهد مرد، یا او را ناگزیر کرده‌اید که پیش دشمن برود و چیزی بخواهد؛ و مرگ برای او بهتر از خواستن چیزی از دشمن است. ای نصر! هر که مؤمنی را زنده کند، چنان است که همه‌ی مردم را زنده کرده باشد. (ترجمه الحیاه، ج۵، ص۳۱۹)
  • امام کاظم(ع): هر کس از راه حلال براى خود و خانواده‏اش روزی فراهم آورد، همچون مجاهد در راه خداى عزّوجلّ است؛ و اگر از عهده [این کار] بر نیاید، قوت عیال خود را از بیت‌المال وام گیرد؛ و اگر بمیرد و آن وام را ادا نکرده باشد، بر امام است که آن را ادا کند و اگر این کار را نکند بار [مسئولیت] آن بر او است. خداى عزّوجلّ فرموده است: «صدقات [=زکات]، تنها به تهی‌دستان و بینوایان و متصدیان [گردآورى و پخش‌] آن و دلجویی شدگان، و [استفاده] در [راه آزادى‌] بردگان، و وام‌داران، و [هزینه] در راه خدا، و به در راه مانده اختصاص دارد» [سوره توبه، ۶۰]، و آن‌که هزینه زندگى ندارد تهی‌دست و بینوا و وام‌دار است.‏ (ترجمه الحیاه، ج۲، ص۵۵۶)
  • امام سجاد(ع): گناهانی هستند که از باران جلوگیری می کنند: ظلم حکام در قضاوت، … زکات و قرض و عاریه ندادن، و سنگدل بودن نسبت به اهل فقر و فاقه، و ظلم کردن به یتیمان و بیوه‌زنان، و رد کردن سائل در شب. (ترجمه الحیاه، ج۵، ص۶۷۲)
  • پیرمرد نابینایی از راهی می‌گذشت و از مردمان پولی طلب می‌کرد. امام علی(ع) [او را دید و] پرسید: «این چیست [و چه وضعی است]؟!» گفتند: «ای امیرمؤمنان، مردی نصرانی است.» فرمود: «او را به کار گرفتید تا زمانی که پیر و عاجز شد، سپس [رهایش کردید و] به او چیزی ندادید؟ از بیت‌المال به او خرجی بدهید.» (ترجمه الحیاه، ج۶، ص۴۵۳)
  • امام علی(ع) [از خطبه‌ای در صفین]: هیچ‌کس، هر چند او را کوچک بدانند، و در دیده‌ها ناچیز باشد، کمتر از آن نیست که دیگران را در ادای حق یاری رساند و یا [استحقاق آن را نداشته باشد که] دیگران به یاری او برخیزند. (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۱۶)
  • امام رضا(ع): هر کس با مسلمانی فقیر روبرو شود و به او طوری سلام کند که با سلام کردنش به ثروتمندان متفاوت باشد، روز قیامت خدای عزّ و جلّ را دیدار می‌کند در حالی که خدا از او در خشم است. (میزان‌الحکمه، ص۴۶۷۵)
  • امام سجاد(ع) [در دعا:] خداوندا! … مرا مصون بدار از این که نادارى را پست انگارم یا ثروتمندى را [به خاطر ثروتش] برتر و شریف شمارم، که شریف آن است که طاعت تو او را شرافت بخشیده باشد و عزیز کسى است که بندگى تو او را عزیز کرده باشد. (میزان‌الحکمه، ص۴۴۰۷)
  • مردی از اهل بلخ روایت می‌‌کند که: با [امام] رضا(ع) در سفرش به خراسان همراه بودم، یک روز مردمان را به مهمانی دعوت کرد، و آن‌ها را با خدمتگزاران، از سیاهان و جز ایشان، همه را بر سر یک سفره نشانید. من گفتم: «فدایت شوم! بهتر نبود سفره‌ی اینان را جدا می‌‌کردید؟» فرمود: «خاموش! که پروردگار ـ تبارک و تعالی ـ یکی است، و مادر یکی، و پدر یکی؛ و پاداش طبق کردارهاست». (ترجمه الحیاه، ج ۵، ص۲۰۰)
  • امام صادق(ع): مردی توانگر با جامه‌ای پاکیزه نزد پیامبر(ص) آمد و کنار او نشست. سپس مردی تنگدست با جامه‌ای کهنه آمد و در کنار مرد توانگر نشست. توانگر دامن جامه‌ی خویش از زیر پای او بیرون کشید. رسول خدا(ص) به او فرمود: «آیا ‌ترسیدی که از فقر او چیزی به تو بچسبد؟» گفت: «نه.» پیامبر(ص) فرمود: «پس چه چیز تو را به کاری که کردی واداشت؟» آن مرد در پاسخ گفت: «مرا همدمی‌ (شیطانی) است که هر کار زشتی را در نظر من می‌آراید و هر کار نیکویی را زشت نشان می‌دهد، اکنون [به جبران عمل زشتم] نصف مالم را به این مرد می‌دهم.» رسول خدا(ص) به آن مرد تنگدست فرمود: «آیا می‌پذیری؟» گفت: «نه.» مرد توانگر به او گفت: «برای چه؟» گفت: «بیم آن دارم که آنچه به درون تو راه یافته است به درون من نیز در آید.» (ترجمه الحیاه، ج۳، ص ۴۵۶)
  • پیامبر اکرم(ص): کسی که از روی توانگری دهش می‌کند، از کسی که به سبب نیازمندی می‌گیرد برتر نیست. (میزان‌الحکمه، ص۴۶۸۵)
  • امام علی(ع): چه نیکوست فروتنی توانگران در برابر فقیران برای به دست آوردن خشنودی و پاداش خداوند! و نیکوتر از آن بی‌اعتنایی و عزت فقیران است در برابر توانگران به سبب توکل بر خداوند. (میزان‌الحکمه، ص۴۶۸۵)
  • یکی از انصار نیازمند شد و برای درخواست کمک نزد پیامبر(ص) رفت. پیامبر(ص) فرمود: «هر چه در خانه داری بیاور و چیزی را بی‌ارزش مشمار.» آن مرد به خانه رفت و با خود نمد و کاسه‌ای آورد. پیامبر(ص) به اصحاب فرمود: «چه کسی اینها را می‌خرد؟» مردی گفت: «من آنها را به یک درهم می‌خرم.» پیامبر(ص) فرمود: «چه کسی بیشتر می‌خرد؟» مردی گفت: «به دو درهم.» پیامبر(ص) فرمود: «مال تو.» آنگاه به مرد انصاری گفت: «با یک درهم غذایی برای خانواده‌ات فراهم ساز و با یک درهم دیگر تبری بخر.»
    آن مرد رفت و تبری بدون دسته خرید و با خود آورد. پیامبر(ص) به اصحاب فرمود: «چه کسی دسته‌ای برای این تبر دارد؟» یکی از حاضران گفت: «من.» پیامبر(ص) آن را گرفت و با دست خود در تبر محکم کرد، و به انصاری فرمود: «برو و هیزم جمع کن، و هیچ خاری و تر و خشکی را ناچیز مشمار [و همه را برای فروش بردار].» آن مرد چنین کرد و بعد از پانزده روز آمد، در حالی که وضع زندگی‌اش سامان گرفته بود. پیامبر(ص) فرمود: «این برای تو نیکوتر از آن است که روز قیامت بیایی و بر چهره‌ات آثار گرفتن صدقه [با وجود داشتن توانایی کار کردن و بی‌نیازی جستن] باشد.» (ترجمه الحیاه، ج۵، ص۴۶۲)
  • امام علی(ع) [در عهدنامه‌ی مالک اشتر:] خدا را! خدا را! درباره‌ی طبقه‌ی پایین جامعه، آنان که بیچاره‌اند، از مساکین، نیازمندان، بینوایان و زمین‌گیران. در میان اینان برخى اظهار نیاز کنند و برخى دست نیاز به سوى دیگران نگشایند، حقوق ایشان را که خداوند از تو خواسته، حفظ نما. براى آنان سهمى از بیت‌المال و سهمى از غلات زمین‌های دولتی در هر شهر را قرار ده. [و بدان که] دورترین آنان همان اندازه سهم دارد که نزدیک‌ترین آنان؛ و از تو خواسته شده که حق همه‌ی ایشان را رعایت کنى. نشاط و سرخوشى تو را از توجه به آنان باز ندارد، چرا که پرداختن به کارهاى مهم و بزرگ، عذر ضایع کردنِ امور کوچک نمی‌شود.
    هرگز به امور آنان بى‌اهتمام مباش، و روى از آنان مگردان؛ به کارهاى ضعیفانى که دستشان به تو نمى‌رسد رسیدگى کن، همان‌ها که در چشم‌ها خوارند و مردم تحقیرشان مى‌کنند. کسى را که بدو اعتماد دارى و خداترس و فروتن است مأمور رسیدگى به امور ایشان قرار ده، تا نیازها و مشکلات آنان را برای تو گزارش دهد. آنگاه با آنان چنان رفتار کن که روز ملاقات خداوند معذور و سربلند باشى، زیرا در میان مردم این طبقه کسانی‌اند که از همه نیازمندتر به انصاف و دادورزى هستند، و حقوق همه‌ی مردم جامعه را چنان ادا کن که نزد خداوند معذور و سربلند باشى. (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳)
  • اصحاب صُفّه گروهی از اصحاب رسول‌خدا(ص) بودند که خانه نداشتند و به روزگار رسول‌خدا(ص) درمسجد مى‌خوابیدند و روزها هم در سایه‌ی آن پناه مى‌گرفتند و جایی جز مسجد نداشتند. پیامبر(ص) شب‌ها به هنگام غذا خوردن آنان را فرا مى‌خواند و گروهی را میان اصحاب خود تقسیم مى‌کرد که با ایشان غذا بخورند و گروهی هم با خود پیامبر(ص) غذا مى‌خوردند. (میزان‌الحکمه، ص۶۱۹۷)
  • امام رضا(ع): به کار بستن عدالت و نیکوکارى باعث پایندگى نعمت است. (میزان‌الحکمه، ص۶۳۶۱)
  • امام علی(ع) [در عهدنامه‌ی اشتری]: هیچ چیز چون بنیاد ستم نهادن، نعمت خدا را دگرگون ندارد و کیفر او را نزدیک نیارد، که خدا شنواى دعاى ستمدیدگانست و در کمین ستمکاران. (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳)
  • امام علی(ع) [در عهدنامه‌ی اشتری]: زمین جز با تنگدستى ساکنان آن ویران نشود. مردم شهرها هنگامى تنگدست گردند که والیان روى به گرد آوردن مال آرند و به ماندن خود بر سرِ کار بی‌اعتماد باشند و از عبرت‌ها کمتر سود برند. (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳)
  • امام علی(ع) [خطاب به عثمان بن حُنَیف انصاری، کارگزار وی در بصره]: به من خبر رسیده است که مردی از جوانان بصره تو را به مهمانی‌ای خوانده است و تو بدانجا شتافته‏ای. خوردنی‌های نیکو برایت آورده‏اند و پی در پی کاسه‏ها پیشت نهاده. گمان نمی‏کردم تو مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندشان به جفا رانده است و بی‏نیازشان خوانده. بنگر کجایی و از آن سفره چه برمی‌گیری.
    […] و من نفس خود را با پرهیزگاری می‏پرورانم تا در روزی که پُربیم‏ترین روزهاست در امان آمدن تواند، و بر کرانه‏های لغزشگاه پایدار ماند. و اگر خواستمی دانستمی چگونه عسل پالوده و مغز گندم، و بافته‌ی ابریشم را به کار برم. لیکن هرگز هوای من بر من چیره نخواهد گردید، و حرص مرا به گزیدن خوراک‌ها نخواهد کشید. چه بوَد که در حجاز یا یمامه کسی حسرت گرده ‏نانی برد، یا هرگز شکمی سیر نخورد، و من سیر بخوابم و پیرامونم شکم‌هایی باشد از گرسنگی به پشت دوخته، و جگرهایی سوخته. یا چنان باشم که گوینده سروده: «درد تو این بس که شب سیر بخوابی و گرداگردت جگرهایی بود در آرزوی پوست بزغاله». (نهج‌البلاغه، نامه ۴۵)
  • امام علی(ع) [در وصیت به حسن و حسین علیهماالسلام، هنگامی که ابن‌ملجم او را ضربت زد:] […] شما و همه‌ی فرزندانم و کسانم و آن را که نامه‌ی من بدو رسد، سفارش می‏کنم به پروای خدا را داشتن و آراستن کارهایتان، و اصلاح بین خود، که من از جدّ شما شنیدم که می‏گفت: «اصلاح‌کردن [رابطه] میان مردمان از همه‌ی نماز و روزه‌ها برتر است». خدا را! خدا را! درباره‌ی یتیمان، آنان را گاه گرسنه و گاه سیر مدارید، و نزد خود ضایعشان مگذارید. و خدا را! خدا را! همسایگان را بپایید که سفارش شده‌ی پیامبر شمایند، پیوسته درباره‌ی آنان سفارش مى‏فرمود چندان که گمان بردیم براى آنان ارثى معین خواهد نمود. و خدا را! خدا را! درباره‌ی قرآن، مبادا دیگرى بر شما پیشى گیرد در رفتار به حکم آن.
    […] و خدا را! خدا را! درباره‌ی جهاد در راه خدا به مال‌هاتان و به جان‌هاتان و زبان‌هاتان! بر شما باد به یکدیگر پیوستن و بذل و بخشش به یکدیگر. مبادا از هم روى بگردانید، و پیوندِ هم بگسلانید. امر به معروف و نهى از منکر را وا مگذارید که بدترین‌های شما حکمرانى شما را به دست گیرند، آن‌گاه دعا کنید و اجابت نگردد. (نهج‌البلاغه، نامه ۴۷)
Share
// // ?>