بایگانی دسته: معرفی فیلم



معرفی فیلم «عصر جدید»

D:\سایت\Pic\عصر جدید\1454077714-56ab77122a629-009-modern-times-theredlist.jpg

عنوان فیلم: عصر جدید (Modern Time)
کارگردان: چارلی چاپلین
محصول: آمریکا (سینمای مستقل)
سال تولید: ۱۹۳۶
زمان: ۸۷ دقیقه
ژانر: داستانی (سینمای صامت)
موضوع اصلی: زندگی در دوران جدید
مناسب برای گروه سنی: (به ویژه) نوجوان؛ جوان؛ بزرگسال؛ سالمند
کلیدواژه‌ها: عشق؛ فقر؛ کار؛ صنعت؛ امید.
زبان فیلم: دوبله‌ی فارسی

خلاصه فیلم:

«عصر جدید»، داستان کارگر ساده‌ی یک کارخانه‌ی صنعتیِ عظیم است که ماجراهای مختلف زندگی باعث می‌َشوند که به گوشه گوشه‌ی شهر سرک بکشد و در هر جا، با اتفاقی تازه مواجه شود. او به محیط کارخانه‌، زندان، مرکز خرید بزرگ شهر، کافه و رستوران و دیگر نقاط شهر پا می‌گذارد.
ماجراهای پر فراز و نشیب زندگی او، ضمن آشنایی‌اش با دختری ولگرد و شروع عشقی شورانگیز بین آن دو، به پیش می‌روند…

ادامه‌ی مطلب…

// // ?>


معرفی فیلم «روزنه»

عنوان فیلم: روزنه (Puncture)
کارگردان: آدام کاسن و مارک کاسن (Adam Kassen-Mark Kassen)
سال تولید: ۲۰۱۱
محصول: امریکا (سینمای مستقل)
زمان: ۹۰ دقیقه
ژانر: جنایی-داستانی
موضوع اصلی: دفاع دو وکیل از حقوق پرستاران بیمارستان
زبان فیلم: دوبله شده به زبان فارسی
کلیدواژه‌ها: ستم؛ شجاعت؛ دادگاه؛ ترس؛ تنهایی؛ امید؛ نظام پزشکی.
مناسب برای گروه سنی: نوجوان، جوان، میانسال، سالمند

خلاصه فیلم:

مایک وایز (Mike Weiss) و پل دانزیگر (Paul Danziger)، دو وکیل دعاوی هستند که پرونده یک زن پرستار را بر عهده گرفته‌اند. این زن، پرستار بخش اورژانس بیمارستان است و در هنگام تزریق آمپول به یک بیمارِ مبتلا به ایدز، آمپول شکسته و در دست او فرو می‌رود و او به بیماری ایدز دچار می‌گردد.
مایک و پل، در اثنای این دادخواهی، متوجه می‌شوند که تعداد بسیار زیادی از پرستاران در حین خدمت، به خاطر ناایمن بودنِ آمپولها دچار حوادث مشابهی شده و می‌شوند و تصمیم می‌گیرند تا این ماجرا را پیگیری کنند…

نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):

روزنه، به ماجرایی واقعی درباره‌ی فساد در نظام پزشکی می‌پردازد. دو وکیل، درگیر پرونده‌ای می‌شوند که هر چند در ابتدا به نظر ساده می‌رسد، اما کم‌کم ابعاد گسترده‌ای پیدا می‌کند؛ آن‌ چنان که دفاع از یک وکیل مدافع، تبدیل به دفاع از حقیقتی می‌شود که باید تمامی زندگی خود را برای آن فدا کرد.
قهرمان‌های فیلم، آدم‌های معمولی هستند؛ کسانی درست از جنس خود ما. همه‌ی ما، کم و بیش، با موقعیت‌های مشابهی روبرو بوده و هستیم؛ موقعیت‌هایی برای بیان یک حقیقت یا تن ندادن به یک ظلم فراگیر.
با بهانه‌های مختلف می‌توان چنین واقعه‌هایی را هدر داد و فرصت زیستنِ زندگانی‌ای پاک و پرشکوه را از دست داد.
وکیل‌های این فیلم، چنین نیستند. آن‌ها با سادگی و پاکی‌ای کودکانه، به چهره‌ی رنج‌دیدگانی خیره می‌شوند که با تمام وجودشان می‌پرسند: «آیا می‌توانی فراموش کنی؟!»

ملاحظات:

فیلم بر اساس داستان واقعیِ زندگی دو وکیل به نام‌های مایکل وایز و پاول دانزیگر ساخته شده است.
آدام کاسن، کارگردان فیلم، می‌گوید: «از همان لحظه‌ای که درباره‌ی این حوادث شنیدیم، به چیزهایی که این اتفاق درباره‌ی وضعیتِ فعلیِ صنعت پزشکی می‌گوید و به قهرمان ساده‌ای که سعی در اصلاح این وضعیت دارد، علاقه‌مند شدیم.»

Puncture-1

// // ?>


معرفی فیلم «روز واقعه»

الف-اطلاعات اولیه

کارگردان: شهرام اسدی فیلم‌نامه‌نویس: بهرام بیضائی موسیقی متن: مجید انتظامی
بازیگران:
عزت الله انتظامی، جمشید مشایخی، علیرضا شجاع نوری
تصویربردار:
مازیار پرتو
تدوینگر:
مهدی رجائیان
برنده جایزه (جنبه برجسته مورد نظر):
برنده ی ۵ سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر
تولید: ۱۳۷۳ کشور: ایران زمان: ۱۰۰ دقیقه
ژانر: داستانی-تاریخی زبان اصلیِ فیلم: فارسی
کلیدواژه‌ها: عشق- وفاداری- ایستادگی و مقاومت- مرگ- دین‌داری موضوع اصلی: حقیقت‌جویی و عشق‌ورزی

مناسب برای:

گروه سنی:
نوجوان جوان میانسال سالمند

موقعیت های اجتماعی و روانی مثلِ…:
تلاش برای رسیدن به هدفها حتی اگر نیاز به تغییر در مهمترین جنبه های زندگی داشته باشد، عشق ورزی و وفاداری؛ تردید کردن و بهانه جویی برای طی کردن مسیری که آن را به حقانیت شناخته ای؛ ترس و نگرانی از برخوردی که دیگران ممکن است با تصمیم گیری تو داشته باشند؛

بینندۀ خاص/عام:
– مناسب برای کسانی که در پیمودن یا نپیمودن راهی که آن را به حقانیت شناخته اند، مردّد اند.
– مناسب برای کسانی که درکی محافظه کارانه یا کلیشه ای یا تهی از شور از دین دارند.
– مناسب برای کسانی که تصمیم و حرکت خود را وابسته و منوط به همراهی و حرکت دیگران کرده اند.
– مناسب برای کسانی که پرشور زیستن و یک سره تاختن به سمت هدفی والا را از یاد برده اند.

خلاصه فیلم:

عبدالله نصرانی، نومسلمانی است که به خاطر دلباختگی به دختر زید، راحله، با اسلام آشنا شده و چون این دین را شناخته، تصمیم گرفته است که آن را به عنوان دینش بپذیرد. مراسم ازدواج این دو برپا شده است که قاصدی خبر کشته شدن مسلم بن عقیل، فرستاده حسین، و بی وفایی مردم کوفه را به حاضران می رساند. عبدالله، حسین را از آنجا که مقتدای راحله است می شناسد. دراین اثنا عبدالله صدایی می شنود که از او یاری می خواهد؛ صدایی که گویی کس دیگری آن را نمی شنود. عبدالله مراسم ازدواج را بی هیچ سخن و توضیحی ترک می کند تا به یاری صدایی که از سمت کوفه می آید برود…

ب. تاملات بیشتر:

ین قسمت ویژه‌ی کسانی است که می‌خواهند پیش از دیدن فیلم، داستان آن را بدانند)

* نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):

عبدالله جوانی مسیحی است که با دل باختن به راحله مسلمان می شود. راحله زمان آشنایی با عبدالله از مقتدای خود، امام حسین، برای او سخن گفته و عبدالله اسلام را با حسین شناخته است. در مراسم ازدواج عبدالله با راحله، ندایی عبدالله را فرا می خواند و سبب می شود که او بی هیچ سخنی برخیزد و یکسره به سمت کوفه بتازد؛ او به راه می افتد و راحله را ترک می کند. گویی عبدالله وفاداری اش به راحله را با کشف حقیقت یکی می پندارد. در راهِ رفتن به سوی کوفه، عبدالله با آزمون های زیادی مواجه می شود: گم کردن راه، تنهایی، خستگی، مواجهه با راهزنانی که به گروهی حمله کرده اند و باید عبدالله به کمک کاروانیان رود و… . در طول مسیر، عبدالله به مرور احساس می کند که حسین او را می شناسد، منتظر اوست و هر لحظه با او سخن می گوید. از این رو دم به دم بر شوق و تاختن و تلاش اش افزوده می شود. او در این راه با افرادی مواجه می شود که حسین را تنها گذاشته اند و اکنون ناامید و پشیمان برگشته اند. اما عبدالله می رود. عبدالله بالاخره به کربلا می رسد اما در عصر عاشورا. عبدالله حسین را به گونه ای دیگر ملاقات می کند و پاسخ آن چه او را بدین جا کشیده بود می گیرد. اکنون او خود را میراث دار و پیام-برِ حسین می بیند.

* منابعی جهت مطالعه در مورد فیلم:

– روز واقعه، بهرام بیضائی، نشر سازمان انتشاراتی فرهنگی ابتکار.
– سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلاء، نوشته ی محمد صادق نجمی، نشر بوستان کتاب.word-image

// // ?>


انیمیشن «اسرائیل و فلسطین: یک معرفی بسیار کوتاه» (Israel & Palestine: A very short introduction)

«بسیاری از یهودیان، از آزار و اذیت اروپای ضدیهودی، مخصوصا از هولوکاست نازیها گریختند. صهیونیستها آنها را به مهاجرت وسیع به سرزمین تاریخی فلسطین، که در آن زمان در اختیار انگلستان بود، تشویق کردند…

اما وقتی که سازمان ملل بخش اعظم فلسطین را برای ایجاد دولتی جدید به نام اسرائیل به مهاجران یهودی بخشید، برای بومیان فلسطینی که در آنجا زندگی می کردند، این اقدام مساوی با تخریب گسترده زندگی شان بود…» (جملاتی از متن فیلم)

این انیمیشن کوتاه توسط یک گروه یهودی به نام صدای یهودیان برای صلح (Jewish Voice for Peace: JVP) ساخته شده است. این گروه خود را این گونه معرفی می کنند:

«صدای یهودیان برای صلح، از طریق سازماندهی مردمی، آموزش، حمایت، و رسانه‌ها، تلاش می کند تا به یک صلح پایدار دست یابد، صلحی که حقوق هر دو طرف، یعنی اسرائیلی ها و فلسطینیان را برای امنیت و حق تعیین سرنوشت به رسمیت می شناسد.

صدای یهودیان برای صلح تنها سازمان ملی یهودی است که صدایی برای آن دسته از یهودیان و متحدانشان فراهم می‌کند که بر این باورند که صلح در خاورمیانه از طریق عدالت و برابری کامل برای هر دو طرف فلسطینی و اسرائیلی به دست می‌آید.

JVP با استفاده از دفاتری در نیویورک و کالیفرنیا، ۱۰۰،۰۰۰ فعال آنلاین، شعبه‌هایی در سراسر کشور و هیئت مشاوران متشکل از تعداد زیادی هنرمندان و متفکران برجسته یهودی، از تلاش مسالمت‌آمیز در اینجا و در اسرائیل- فلسطین برای پایان دادن به اشغال اسرائیلی‌ها، گسترش حقوق بشر و حقوق مدنی، و همچنین برای اینکه سیاست ایالات متحده بر اساس قوانین بین‌المللی و دموکراسی اجرا شود، حمایت می‌کند.» [۱]

افرادی مانند تونی کوشنر، مایکل رتنر، جودیت باتلر، نوام چامسکی، نائومی کلاین، و والاس شاون از اعضای هیئت مشاوران این سازمان هستند. ضمناً بیش از ۳۰ خاخام و دانش آموزان خاخامی در شورای خاخام این سازمان عضو هستند[۲].

این انیمیشن در مدت زمان حدوداً ۶ دقیقه، به صورتی مختصر، مفید و نسبتاً صادقانه و کامل، مهمترین عوامل بروز مسئله فلسطین و اسرائیل را در طی تاریخ این موضوع، از ابتدا تا کنون شرح می‌دهد. در نهایت نیز راهکارهایی که می‌تواند منجر به پایان یافتن اشغال اسرائیلی‌ها و برقراری صلحی واقعی گردد، ارائه می‌شود. این انیمیشن را با زیرنویس فارسی می‌توانید از این آدرس مشاهده یا دانلود نمایید: http://www.aparat.com/v/g6wti

 


  1. برگرفته از: https://jewishvoiceforpeace.org/about

    ۲٫ برگرفته از سایت ویکی پدیا، انگلیسی، مدخل : jewish voice for peace به آدرس زیر:

    http://en.wikipedia.org/wiki/Jewish_Voice_for_Peace

// // ?>


بیم و امیدهای کودکان جنگ و آتش و خون، در سرزمین درختان زیتون (نگاهی به فیلم مستند نوار غزه، ساخته جیمز لانگلی، ۲۰۰۲)

 

(Gaza strip)[1]درباره جیمز لانگلی،کارگردان و تهیه کننده فیلم مستند نوار غزه 

جیمز لانگلی در سال ۱۹۷۲ به دنیا آمد و فیلمسازی را در دانشگاه روچستر و وسلیان در آمریکا و مؤسسه روسی سینماتوگرافی در مسکو گذراند. او وقتی مستند قابل قبولی نیافت که بتواند اطلاعات مفید و مطمئنی از وضعیت فلسطین به دست بدهد، تصمیم گرفت به نوار غزه برود تا واقعیت را از نزدیک تجربه و گزارش word-imageکند. او در ژانویه ۲۰۰۱ (همزمان با به قدرت رسیدن شارون و در جریان بودن انتفاضه دوم) سفرش را آغاز کرد و فکر کرد میتواند در مدت دو هفته مقدمات فیلم مورد نظرش را تهیه کند، اما بلیت برگشتش را عقب انداخت و تا سه ماه بعد در چادرهای صلیب سرخ در نوار غزه ماند. او در این مدت ۷۵ ساعت فیلم گرفت.

اغلب شبکه های تلویزیونی آمریکا از پخش این فیلم خودداری کردند. شبکه بی بی سی یک دقیقه از این فیلم را در مستندی به نام «سلاح های مخفی اسرائیل» پخش کرد؛ مستندی که سازندگان آن از طرف اسرائیل در لیست سیاه قرار داده شدند و اجازه مصاحبه با مقامات اسرائیلی از آنان سلب شد. لانگلی بعد از ساخت نوار غزه به عراق رفت تا مستندی به نام «عراق قطعه قطعه» را بسازد


در این سرزمین، زندگی مردم، عادی نیست. اینان جنگ، مرگ و مبارزه را از کودکی تجربه می‌کنند. شاید برای همین است که سخنان کودکان نوار غزه، رنگ و بوی دیگری دارد؛ آن‌ها ظلم و عدل، حق و ناحق، یأس و امید را در لحظه لحظه زندگیشان تجربه می‌کنند. کودکی حدوداً ۱۰ ساله در جایی از فیلم می‌گوید: «ما توی غزه محاصره شده بودیم. خونه‌هامون توی اردوگاه البریج است. اینجا باید خونه عمویمان بمانیم. دو روزه مدرسه نرفتیم. می‌دانی، به خاطر اشغال یهودی‌ها، اسرائیلی‌ها. اون‌ها راه‌ها را می‌بندند و خونه‌ها را خراب می‌کنند. خوب هرکاری دلشون بخواد می‌کنند. اما بستن راه روی بچه ها دیگه خیلی زیاده‌رویه!»[۲] و بعد کودکانه می‌خندد، می‌دود و دور می‌شود.

کارگردان این فیلم، به میان مردم فلسطین رفته است و روایتی از زندگی مردم در نوار غزه را نشان میدهد که احتمالاً برای بسیاری از ما تازگی دارد. این مردم به خاطر ستمی که بر آنان رفته مأیوس یا پرکین نیستند، در عین حال در شرایطی دشوار و ظالمانه به سر می‌برند؛ شرایطی که بیرون آمدن از آن به تنهایی برایشان ممکن نیست و یاری دیگر مردم جهان را می طلبد. در جایی از فیلم، کاروانی از مردم فلسطین را می‌بینیم که به خاطر مسدود شدن راه اصلی توسط اسراییلی‌ها، باید پیاده یا با ماشین از مسیر دشوار کنار دریا عبور کنند. «ما به خاطر ظلم و استعمار یهود، مجبوریم از راه ساحل بیاییم. اون‌ها راه‌ها و مرزها را بستند. اما بگذارید در را ببندند، ما از پنجره می‌آییم. اگر پنجره ها رو ببندند، ما از زیر موج‌ها می‌آییم. ان‌شاءالله اون ها هم به صلح رو بیارند. خدا خودش باعث صلح بشه.» (مردی فلسطینی)

محمد حجازی، کودکی که در فیلم حضور پررنگی دارد، ۱۳ ساله است و کار می‌کند. او به همراه پدرش مخارج خانواده را تامین می‌کند. پدر محمد چند سال پیش زندانی شده و البته الان آزاد است. محمد درباره زندانی شدن پدرش می‌گوید: «در انتفاضه اول که ما بچه بودیم آنها آمدند و پدرم را بردند. چون وقتی بچه بود به یهودی‌ها سنگ پرتاب می‌کرد، درست مثل من. وقتی خواستیم ببینیمش اسرائیلی‌ها جلومون رو گرفتند. غذاهایی رو که براش آورده بودیم ریختند بیرون. گفتند ممنوعه. به مادرم اجازه ندادند او رو ببینه. فقط ما بچه‌ها. رفتن زن‌ها ممنوع بود. به پدربزرگم خدا بیامرز هم اجازه ندادند که بیاد. کتکش زدند و بیرونش انداختند.»

در جایی از فیلم، چند پسربچه که بعضی از آن‌ها روزنامه فروش هستند دور هم جمع شده‌اند و در روزنامه خبر پیروزی شارون در انتخابات را می‌خوانند. یکی می‌گوید: «فردا موشک‌باران را شروع می‌کنند…» و محمد حجازی جواب می‌دهد: «اگر خدا یکی از فرشته‌های انتقامش رو بفرسته، می‌دونی بال‌هاش چقدره؟ اندازه تمام دنیا، تانک در برابرش هیچه…»

اودر فیلم توضیح می‌دهد که چگونه صمیمی‌ترین دوستش کشته شده است و بسیاری از دوستانش را هم طی مدت تولید این فیلم از دست می‌دهد؛ کودکانی که هر کدام به طریقی کشته می‌شوند.

بسیاری از آسیب دیدگان هر روزه، کودکان هستند

«اون‌ها شروع کردند به تیراندازی. ما رفتیم نزدیک‌تر تا سنگ پرتاب کنیم. من جلوتر رفتم و اونها هم شروع کردند به تیراندازی. افتادم و اونها به پام تیر زدند.» (به نقل از پسربچهای در بیمارستان که در تظاهرات تیر خورده است.)

در جایی از فیلم این ماجرای دردناک روایت می‌شود: به خاطر دو شیئ شبیه دستکش بوکس که یک تانک اسراییلی در جایی می‌اندازد، یک کودک فلسطینی می‌میرد و در تصویر دیده می‌شود که شکم او بر اثر انفجار تخلیه شده است. ماجرا این طور بوده که بچه‌هایی که این دستکش ها را پیدا می‌کنند، سعی می‌کنند فلز داخل دستکشها را بیرون بیاورند تا آن را بفروشند و در این میانه دستکش منفجر می‌شود. کودکی که برادر او در این ماجرا کشته شده است، می‌گوید:

«از مدرسه فرار کردیم و رفتیم دروازه صلاح‌الدین تا سنگ پرتاب کنیم. بعدش یک تانک اومد. من و (برادرم) یحیی بودیم و دو تا بچه دیگه. فرار کردیم سمت مسجد النور. وقتی تانک اومد قایم شدیم. اونجا بود که دستکشها را دیدیم. دو تا دستکش بوکس. تانک که از کنارش رد شد ما برش داشتیم. من گفتم میرم مراقب باشم یهودی ها برنگردند. بچه‌ها دور دستکشها جمع شدند. بعد صدای انفجار شنیدم. یحیی پرتش کرده بود طرف دیوار و برگشته بود طرف خودش و خورده بود توی شکمش … دویدم و اومدم. یحیی را که دیدم غش کردم…»

استفاده اسرائیل از انواع سلاح ها؛ از گاز اشکآور تا گاز اعصاب

یک دختر جوان می‌گوید: «من و خواهرم اینجا بودیم. و اون‌ها داشتند نارنجک گازی می‌زدند… ما فکر نمی‌کردیم گاز سمی باشد، فکر کردیم دوده. … اول دود سفید بود. بعد زرد. بعد دود سیاه. مزه‌اش توی دهنم مثل شکر بود. یک مزه شیرین. اصلا بدمزه نبود…»

«بیمارهایی که توی این بیمارستان دیدیم و اغلبشون هم جوان بودند، علائم عصبی همراه با گرفتگی عضلات بدن از خود نشان می‌دهند. اسپاسم باعث می‌شه بدن خشک بشه، یا بدتر به حالت کمانی سفت بشه. بعد از این مرحله دچار یک آرامش عضلانی می‌شوند، تقریبا از کارافتادگی کامل همه عضلات و دردهای طاقت‌فرسای گوارشی مثل دل درد و دل پیچه و اختلالات رفتاری و هیجان‌های مقطعی بیش از حد و از این نوع مشکلات.» (دکتر هلن بروزا، پزشک فرانسوی، از سازمان پزشکان بدون مرز)

یک زن که دخترش در معرض این گاز قرار گرفته است می‌گوید: «اسرائیل می‌گه این گاز اشک‌آوره. اما این گاز اشک‌آور نیست. ما توی انتفاضه اول گاز اشک‌آور دیدیم. توی این انتفاضه هم همین‌طور. اما این جوری نبودند. این گازیه که ما تا حالا هیچ وقت ندیده‌ایم. دود سیاهی که اولش بو نداره اما بعد نشونه‌هاش رو می‌بینید. ما دارویی می‌خواهیم که این اثرات را معالجه کند…»[۳]

شب است و خانه ها ویران می شوند، با موشک یا بولدوزر…

شب است. با بولدوزر خانه‌ها را خراب و درخت‌ها را ریشه‌کن می‌کنند. اگر کسی در خانه بماند زیر آوار دفن می‌شود. با راکت، همه جا را می‌زنند. تیرباران…. موشک باران…. بیمارستان‌ها پر از زخمی…. مردم نوار غزه شب و روز ندارند….

«دیروز صبح یک بولدوزر شروع به کار کرد. خیلی نزدیک اینجا آمد. بعدش بین ما و یهودی‌ها دعوا شد. … اون‌ها یک تانک هم آورده بودند. تا شب هم صدای درگیری و تیراندازی می‌اومد.» (یک کودک از شهر خان یونس)

زنی آواره در چادری میان خرابه‌ها می‌گوید: «…همین‌طور که خودتون می‌بینید، یهودی‌ها همه راه‌ها را بستند. مثلا من رفته بودم خیاطی یاد گرفته بودم. می‌خواستم کار کنم و حالا…. همه دنیا تعطیل شده. نه لباسی، نه ماشینی، نه هیچی. … برادرم نجار بود حالا بیکاره. ابزار کار نداره. همه چی باید از زیر دست یهودی ها رد بشه. همه چیز. هروقت از تلویزیون برای فیلمبرداری می‌آیند، کلماتی رو که خودشون دلشون می‌خواد انتخاب می‌کنند، بقیه‌اش رو نشون نمی‌دهند…. ما فقط یک چیز می‌خواهیم. این که یهودی‌ها راحتمون بگذارند، فقط همین.»

و زنی دیگر: «ما فقط می‌خواهیم جدا از هم زندگی کنیم. تنها راه حل ما اینه که جدا زندگی کنیم. … در واقع الان توی فلسطین آینده‌ای وجود ندارد. اسرائیل نمی‌خواد اجازه بده دولت مستقل ما تشکیل بشه. اون‌ها می‌خواهند ما را اخراج کنند. اما محاله، حتی اگر بمیریم هم از این جا نمی‌رویم، هیچ وقت. اگر قراره بمیریم، خوب باشه بمیریم. اصلاً مهم نیست اونها چطوری ما رو محاصره می‌کنند. مهم نیست اونها می‌خواهند چه کار کنند، ما هیچ وقت سرزمین‌مون رو ترک نمی‌کنیم.»

«اصلاً کدوم کشوری ما رو قبول می‌کنه؟ می‌دونی، ما شش ماهه بی خانه هستیم. و کشورهایی که فلسطینی دارند بعد از توافق، فلسطینی‌ها رو بیرون می‌اندازند. …»

«دیگه کافیه. درختهایی که اونا قطع کردند، آدمهایی که کشتند، … دیگه چه کار میخواهند بکنند؟ اونها پنج هزار تا درخت رو قطع کردند، درختهای زیتون، نخلهای خرما. پدرم میگفت توی راه خان یونس، اونها درختهایی رو بریدند که اندازه جد پدربزرگ من سن و سال داشته است. اونها درختهایی رو قطع کردند که مال جد سه نسل قبل من بوده است… اونها دارند درختها رو قطع میکنند. درختهای صلح را، درختان زیتون.»

***

نکاتی درباره فیلم

فیلم، مستندی رنگی است و طی مدت ۷۴ دقیقه، زندگی مردم نوار غزه و وقایع مهمی که هر روز در این سرزمین رخ می دهد را از نزدیک روایت میکند؛ از این جهت کمتر مستندی میتوان یافت که از زبان مردم فلسطین چنین گویا و ساده سخن گفته باشد. کودکان نقش مهمی در روایت فیلم دارند که بر میزان تأثیرگذاری فیلم و صداقت روایتها میافزاید. در این مستند از ابزارهایی مانند موسیقی، انتخاب صحنههای خاص و مؤثر از وقایع، یا استفاده از جلوههای ویژه به طور جدی استفاده نشده است؛ این موضوع معایب و محاسنی دارد. از جمله محاسن آن سادگی، صراحت و واقعی به نظر رسیدن فیلم است. اما ریتم نسبتاً کند فیلم، گاهی ممکن است برای مخاطبی که به فیلم‌های معمولی با ضرباهنگ تند عادت دارد خسته کننده باشد.

بررسی این فیلم را میتوانید در مقاله زیر مطالعه نمایید:

http://electronicintifada.net/content/film-review-james-longleys-gaza-strip-2002/3451

ضمنا می توانید این فیلم را به صورت رایگان از طریق لینکهای زیر مشاهده کنید:

http://www.daylightfactory.com/

http://electronicintifada.net/blogs/ali-abunimah/james-longleys-brilliant-documentary-gaza-strip-now-free-online

این فیلم دارای زیرنویس فارسی است و توسط موسسه رسانهای روایت منتشر شده است.



  1. منابع این قسمت: http://electronicintifada.net/blogs/ali-abunimah/james-longleys-brilliant-documentary-gaza-strip-now-free-onlinehttp://en.wikipedia.org/wiki/James_Longley_(filmmaker)http://www.amazon.com/Gaza-Strip-James-Longley/dp/B00008O35Shttp://electronicintifada.net/content/bbc-transcript-israels-secret-weapon-part-1/4659

    http://electronicintifada.net/content/dispersing-demonstrations-or-chemical-warfare/5152

    http://electronicintifada.net/content/bbc-transcript-israels-secret-weapon-part-2/4661

    http://rense.com/general54/chemwar.htm

  2. تمام نقل قولها برگرفته از فیلم نوار غزه و سخنان مستقیم مردم حاضر در آن است. تصاویر استفاده شده نیز صحنه هایی از فیلم هستند.
  3. برای اطلاعات بیشتر در زمینه استفاده اسرائیل از گاز اعصاب (nerve gas) در حمله به غزه، می‌توانید به این مقاله مراجعه کنید:http://electronicintifada.net/content/what-gas-israel-using/4722 در این رابطه هم‌چنین می‌توانید فیلم مستند «سلاح‌های مخفی اسرائیل» را از اینجا مشاهده نمایید:http://topdocumentaryfilms.com/israels-secret-weapon
// // ?>


معرفی فیلم «فلسطین هنوز هم مسئله است» (Palestine Is Still the Issue)

Palestine is Still the Issue.png

جان پیلجر – مستند ساز استرالیایی- در سال ۱۹۷۷ فیلمی ساخت به نام «فلسطین هنوز مسئله است[۱]». این فیلم داستان نزدیک به یک میلیون فلسطینی را روایت می‌کند که در سال‌های ۱۹۴۸ و ۱۹۶۷ از خانه‌هایشان به زور رانده شدند. بیست و پنج سال بعد، پیلجر به کرانه‌ی غربی، غزه و اسراییل رفته تا بپرسد چرا فلسطینیانی که حق بازگشت‌شان توسط سازمان ملل، بیش از ۵۰ سال است که به رسمیت شناخته شده، هنوز در برزخی رقت‌انگیز زندگی می‌کنند؟ چرا هنوز در سرزمین خودشان، تحت طولانی‌ترین اشغال‌گری عصر جدید، آواره‌اند؟

پیلجر در آغاز می‌گوید: «اگر بخواهیم از بی‌عدالتی سخن بگوییم، [از ۱۹۷۲ تا کنون] چیزی تغییر نکرده است، اما چیز دیگری هست که تغییر کرده و آن خود فلسطینی‌ها هستند: آنان به مبارزه برخاسته‌اند. این مردم که مدت‌هاست بدون کشورند و مدام تحقیر شده‌اند، در برابر ارتش عظیم اسراییل به مقاومت برخاسته‌اند؛ هرچند که مانند اسراییل هواپیما و بالگرد جنگی و موشک ندارند. برخی از این مردم از سر استیصال به روش‌های تروریستی مانند بمب‌گذاری انتحاری روی آورده‌اند، اما ترور و وحشت واقعی را خود فلسطینیان روز به روز حس می‌کنند، ترور ناشی از کنترل بی‌رحمانه‌ی تقریباً همه‌ی جنبه‌های زندگی‌شان توسط اسراییل، آن‌چنان که گویی در یک زندان رو باز زندگی می‌کنند. این فیلم درباره‌ی فلسطینیان و گروهی از اسراییلی‌های شجاعی است که در دیرباز‌ترین مبارزه‌ی بشر، با هم متحد شده‌اند: مبارزه برای رهایی.»

پیلجر تاریخ فلسطین در قرن بیستم را به شکل قابل فهمی به ایجاز بیان می‌کند- تاریخ منازعه بر سر زمین. او به یادمان می‌آورد که صهیونیست‌ها ۷۸ درصد از سرزمین‌ فلسطینیان را در بدو تشکیل اسراییل تصاحب کردند و همان ۲۲ درصد باقی‌مانده برای فلسطینی‌ها هم تحت اشغال اسراییلی‌ها مانده است.

51UuIw38K3L.jpgاو در مجموعه‌ای از مصاحبه‌های نادر با اسراییلی‌ها و فلسطینیان، با خانواده‌ی بمب‌گذاران انتحاری و قربانیان ایشان گفتگو می‌کند. پیلجر تحقیر فلسطینیان را در هزارتوی بیشمار ایست‌های بازرسی به تصویر می‌کشد، با سیستمی برای مجوز‌های عبور که بی‌شباهت به سیستم معروف رایج در رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی نیست.

زنی در فیلم تعریف می‌کند که چگونه هنگام نزدیک شدن زمان زایمان‌اش، پس از تحقیر شدن و خشونت دیدن از سربازان ایست بازرسی که جلوی رسیدن او به بیمارستان را گرفته بودند، به خانه، باز می‌گردد و پسرش را همانجا به دنیا می‌آورد؛ در شرایطی که مادرشوهرش بند ناف کودک را در نبود امکانات پزشکی با یک تیغ می‌برد. این کودک چند ساعت بعد جان سپرد.

جان پیلجر به اردوگاه‌های آوارگان سر می‌زند و با کودکان ملاقات می‌کند، بچه‌هایی که به گفته‌ی او دیگر مثل بقیه‌ی کودکان دنیا رؤیا نمی‌بینند، و اگر هم رؤیایی ببینند درباره‌ی مرگ است. او به ساختمان وزارت فرهنگ فلسطین در رام‌الله سر می‌زند، جایی که به تازگی مورد حمله‌ی اسراییل قرار گرفته بود و در می‌یابد که سربازان اسراییلی در و دیوار اتاق‌های این ساختمان را به مدفوع آلوده‌اند و نقاشی‌های کودکان را که در اتاقی نگهداری می‌شده، با پاشیدن رنگ تخریب کرده‌اند!

در این فیلم رؤسای جمهور آمریکا را می‌بینیم که پیاپی از اسراییل حمایت می‌کنند. پیلجر اسراییل را «کلانتر آمریکا در خاورمیانه‌ی نفت‌خیز» می‌داند، کشوری که میلیاردها دلار کمک مالی و آخرین سلاح‌های ساخته‌شده را از آمریکا دریافت می‌کند؛ سلاح‌هایی مثل هواپیمای F-16، بمب‌ها، موشک‌ها و بالگردهای آپاچی. او می‌گوید انگلیس هم- هر چند در ظاهر اشغال را محکوم می‌کند- فعالانه به ارتش اسراییل کمک می‌کند.

«در چهارده ماه نخست انتفاضه، دولت تونی بلر ۲۳۰ مجوز صادرات اسلحه و تجهیزات نظامی به مقصد اسراییل صادر کرده است. بلر گفته است: ”هر چه از دست‌مان بر بیاید برای صلح و پایداری در خاورمیان انجام خواهیم داد“ ». در نتیجه اکنون اسراییل چهارمین ارتش بزرگ دنیا را داراست.

پیلجر نتیجه می‌گیرد: «واقعیت این است که اسراییلی‌ها هرگز روی صلح را نخواهند دید مگر ‌زمانی که درک کنند که فلسطینی‌ها هم به اندازه‌ی ایشان حق بهره‌مندی از استقلال و صلح را دارند. اخیراً اسقف دزموند توتو، این ندای بیدار آزادی، گفته است: ”آیا مردم یهودی اسراییل به این زودی مجازات جمعی‌شان، تخریب خانه‌هایشان و تحقیرشدن‌شان[توسط نازی‌ها] را فراموش کرده‌اند؟“ در این فیلم می‌توان دید که وجدان‌های بیداری در اسراییل هستند که هنوز این واقعیت‌ها را فراموش نکرده‌اند و به انتقاد از سیاست‌های حکومت‌شان می‌پردازند. ایشان نماینده‌ی ارزش‌های انسانی سنّت یهودی هستند. اشغال فلسطین باید همین اکنون پایان یابد […] آیا این امر غیرممکن است؟ و آیا تاریخ از نو شاهد نتیجه‌ی سکوتی دیگر خواهد بود؟[۲]»


[۱] این فیلم را می‌توانید از این آدرس مشاهده کنید: http://johnpilger.com/videos/palestine-is-still-the-issue

[۲] اشاره‌ به سکوت کشورها در برابر نسل‌کشی یهودیان در جنگ جهانی دوم است.

// // ?>


دیوانه‌ای از قفس پرید

نام فیلم: دیوانه‌ای از قفس پرید

نوع فیلم: داستانی (سینمای دفاع مقدس)

کارگردان:
احمدرضا معتمدی

فیلمنامه نویس:
احمد‌رضا معتمدی

موسیقی متن:
مجید انتظامی

بازیگران:
پرویز پرستویی- عزت الله انتظامی- علی نصیریان- نیکی کریمی

      تصویر بردار: محمد آلادپوش

تدوین­گر:
مصطفی خرقه‌پوش

سال تولید: ۱۳۸۱

کشور: ایران

زمان: ۱۱۰ دقیقه

ژانر:
اجتماعی

موضوع اصلی:
مسئولیت یک رزمنده (جانباز جنگ) در زمانه‌ی فعلی

        کلید واژه‌ها:
تغییر ارزش‌ها- فساد اجتماعی- مبارزه- دوستی و رفاقت-       خاطره- وجدان

مناسب برای گروه سنی:
جوان~       میانسال~        سالمند~

مناسب برای موقعیت‌های اجتماعی و روانی مثلِ…:
تسلیم و مطیعِ ارزش های رایج زمانه بودن؛ فراموش کردن خاطرات و عهدهای والای گذشته؛ انفعال در مقابل فساد؛ ارائه‌ی تصویری انسانی و عدالت‌خواهانه از نقش و مسئولیت یک جانباز (به عوض تصویری کلیشه‌ای و بی محتوا از جنگ)؛ بی‌خبری از فسادهای رایج؛ ظاهربینی و قضاوت در مورد انسانها بر اساس ملاک های ظاهری و فریبنده

زبان اصلیِ فیلم: فارسی

خلاصه فیلم:
جانبازی به نام روزبه ایرانی در تلاش است که با فردی بسیار پر نفوذ (مستوفی) که دارای فسادهای متعددی است مبارزه کند و پرونده‌هایی در دادگاه برای او تهیه نماید. اما به شدت تحت فشار است و احساس تنهایی می‌کند. درست در همین زمان، همسر او(یلدا) نیز به دلیل بحران‌های روحی‌ای که خود دارد، قصد دارد تا از روزبه طلاق گرفته و فارغ از چشم‌انداز او و بدون الگوپذیری از شخصیت عمیق وی، خویشتن خود را باز بیاید. روزبه با همراهی دوست و همرزم قدیمی خود به نام آصف تلاش می‌کند تا  مدارکی علیه مستوفی جمع آوری نماید و در این میانه به سراغ استاد اخلاق قدیمی خود (فراست) می روند تا او نیز به آنها کمک نماید. آنها اما به مرور متوجه می شوند که حجم فساد بیشتر از آن چیزی ست که تصور می کرده اند و با مسائل دشوارتری مواجه می گردند…

دیوانه ای از قفس پرید- 1

* نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):             
(این قسمت ویژه‌ی کسانی است که می‌خواهند پیش از دیدن فیلم، داستان آن را بدانند)

روزبه در تلاش است که با ارزش‌های مادّی روزگار و با فسادهایی که در جامعه جاری شده‌اند مبارزه کند. او نمی‌خواهد هم‌چون بسیاری از هم‌رزمان خود، تنها نامی از جنگ و جبهه باقی گذارد و آن گاه هر مُد جدیدِ غیراخلاقی‌ای را پذیرا گردد. در نظر او، آن میراث مهمی که از سال‌های سادگی انقلاب و جنگ عوض شده و استحاله گردیده، ظواهری هم‌چون حجاب و شعارهای دینی و … نیست. او مسئولیت امروز خود برای میراث‌داری را در تلاش برای عدالت و مبارزه با یکی از اُمّ الفسادهای بازاری -به نام مستوفی- می‌داند.

روزبه در این مسیر از هم‌رزمان قدیم خود نارو می‌خورد و در سکانسی طلایی به استاد قدیم خود که فردی ظاهر الصلاح اما به شدت فاسد است می‌گوید:

«صدای غریبه داره از گلوی خودمون در میاد. منی که بیست سال پیش، قاطی خلق الله، آویزون دو طبقه، سُر می خوردم می رفتم جوادیه و قنات آباد…حالا ماشینم شده یه بشقاب پرنده، خونه ام شده قصر شاه آباد، دیگه هر چی هم زور بزنم فقط صدای غریبه از گلوم در میاد».

دیوانه‌ای از قفس پرید، پایانی نسبتا باز، تراژیک‌ و سنگین دارد. روزبه، خاموش و از کار افتاده در اتاقی از آسایشگاه معلولان است. همسرش در کنار اوست و عزم کرده است تا تحقق‌بخش این سخن باشد که «باشد که این بار پابرهنگان از دیوار معیارهایتان بالا روند، نه از دیوار کاخ‌هایتان». استاد اخلاق که خود یک پای ثابت همه‌ی آلودگی‌های اخلاقی است و از پایان یافتن آرمان‌ها و امیدهای «رزمندگان» سخن می‌گوید، در راهرو آسایشگاه در حال راه رفتن است. صدای خمپاره و بمب و تیراندازی به گوش می‌رسد و گویی جبهه‌ی جنگ هم‌چنان زنده و جاری و حاضر است. معلولان از اتاق‌هایشان بیرون می‌آیند. همگی به استاد اخلاق خیره شده‌اند و او در صحنه‌ای قیامت‌گون، سنگینی خاطره‌ها و چشم‌ها را عمیقا بر خود احساس می‌کند.

* ملاحظات:
فیلم برای نمایش خانگی و بحث و گفتگو مناسب است.
دیالوگ‌های فیلم، ادبی و سرشار از اصطلاحات و ضرب المثل‌های کوچه بازاری است و فهم آن، به دقت و ظرافت احتیاج دارد.

// // ?>