بایگانی دسته: روز احسان و نیکوکاری



معرفی فیلم «دزد دوچرخه»

کارگردان: ویتوریو دسیکا فیلم‌نامه‌نویس:
چزاره زاواتینی
موسیقی متن: آلساندرو کیگومینی
بازیگران: Lamberto Maggiorani,Enzo Staiola, Lianella Carell تصویربردار:
کارلو مانتوری
تدوینگر: ارالدو دا روما
برنده جایزه (جنبه برجسته مورد نظر):
جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی (۱۹۴۹)
سال تولید: ۱۹۴۸ کشور: ایتالیا زمان: ۹۳ دقیقه
ژانر: داستانی – اجتماعی موضوع اصلی:
فقر از نمایی نزدیک
کلیدواژه‌ها: فقر، بیکاری، احساس مسئولیت، بزهکاری، عدالت اجتماعی
زبان اصلیِ فیلم: ایتالیایی
زیر نویس به زبان: فارسی

مناسب برای:

  • گروه سنی:

جوان و میانسال

  • موقعیت‌های اجتماعی و روانی مثلِ… :

بحران‌های اقتصادی و فشارهای ناشی از آن بر زندگی مردم عادی؛
بی‌اعتنایی به مسأله‌ی فقر و درک غیرواقع‌بینانه از شرایط آن؛
دغدغه‌مندی برای درک شرایط روحی-روانی کسانی که درگیر فقر هستند؛
داشتن نگاه مجرمانه به کسانی که به خاطر فقر به بزهکاری روی می‌آورند؛

  • این فیلم را (به طور خاص) برای کدام‌یک از مکان‌ها و اقشار زیر مناسب می‌دانید؟

جمع‌های خانوادگی، معلمان و دانشجویان

خلاصه فیلم:

سال‌های پس از جنگ جهانی دوم است و ایتالیا درگیرِ فقر، تورّم و بیکاری گسترده‌ است. آنتونیو ریچی، پس دو سال بیکاری، به زحمت شغلی به دست می‌آورد، اما انجامِ این شغل، منوط به داشتن دوچرخه است. ریچی و همسرش، با فروختن ملافه‌هایی که جهیزیه‌ی همسرش هستند، می‌توانند دوچرخه‌ای را که برای تهیه غذا گرو گذاشته بودند آزاد کنند و ریچی اکنون استخدام می‌شود. اما در اولین روز کاری، دوچرخه توسط فردی دزدیده می‌شود… .

سایر ملاحظات:

  1. این فیلم، فقر را عمدتاً به شکلی یأس‌آلود به تصویر کشیده است. رویکرد کارگردان به نحوی است که گویی محدودیت‌هایی ناشی از فقر، انسان را به سمت انتخاب‌های غلط می‌کشانند. این فیلم می‌تواند ما را با جنبه‌های زیادی از فقر که از آن‌ها غافل هستیم آشنا سازد اما رویکرد یأس‌آلود آن، ممکن است مخاطبان را به انفعال یا تسلیم بکشاند.
  2. «زاواتینی، نویسنده‌ی فیلم‌نامه، مدت درازی روزنامه نگار بود و این حرفه به او کمک کرد که جامعه خود و مردمان آن را بهتر بشناسد و با دردهای گریبان‌گیر مردم عادی بیشتر آشنا شود. فیلم نامه های زاواتینی آکنده از صراحت، خشونت و صداقت هستند و محتوای آن‌ها را بیشتر حقایق تلخ و سختِ زندگیِ مردمی تشکیل می‌دهد که هرگز مدافعی نداشته‌اند. در تمام آثار زاواتینی، انتقاد اجتماعی تندی مستتر است». [۱]

تصاویر فیلم:


 

  1. به نقل از سایت www.daneshnameh.roshd.ir
// // ?>


معرفی فیلم «بچه‌های آسمان»

کارگردان: مجید مجیدی فیلم‌نامه‌نویس: مجید مجیدی موسیقی متن: کیوان جهانشاهی
بازیگران: محمد امیر ناجی، میرفرح هاشمیان، بهاره صدیقی، فرشته سرابندی تصویربردار:
پرویز ملک‌زاده
تدوینگر: حسن حسن‌دوست
برنده جایزه: سیمرغ بلورین بهترین فیلم از جشنواره فیلم فجر(۱۳۷۵)، یکی از پنج نامزد نهایی جایزه بهترین فیلم خارجی اسکار (۱۹۹۸ )، جایزه بهترین فیلم در جشنواره بین‌المللی فیلم سنگاپور (۱۹۹۸)، جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران در جشنواره بین‌المللی فیلم ورشو (۱۹۹۹)
سال تولید: ۱۳۷۵ کشور: ایران زمان: ۸۹ دقیقه
ژانر: داستانی – اجتماعی موضوع اصلی: ایثار کلیدواژه‌ها: فقر، احساس مسئولیت، هم‌دردی و همدلی، کودکی.

مناسب برای:

  • گروه سنی:

کودک نوجوان جوان میانسال سالمند

  • موقعیت‌های اجتماعی و روانی مثلِ… :

بی‌تفاوتی و بی‌اعتنایی نسبت به دیگران؛ سیاه و یأس‌آلود دیدن فقر؛ اهمیت‌دادن به محرومیت و رنج انسان‌ها؛ نادیده گرفتن پتانسیل‌های نهفته در فضای فقر.

  • این فیلم را (به طور خاص) برای کدام‌یک از مکان‌ها و اقشار زیر مناسب است؟

کلاس درس، جمع‌های خانوادگی، کتابخانه‌ی مدارس، دانش‌آموزان محروم، خانواده‌های محروم، زنان‌خانه‌دار، معلمان، دانشجویان و کانون‌های اصلاح و تربیت

زبان اصلیِ فیلم: فارسی

خلاصه فیلم:

علی و زهرا، برادر و خواهری هستند که در یک خانواده‌ی فقیر زندگی می‌کنند. علی، کفشِ خواهرش را برای تعمیر به کفاشی می‌برد و از قضا آن را در بین راه گم می‌کند. علی و خواهرش فکر می‌کنند که اگر ماجرا را به پدرشان بگویند او مجبور می‌شود پول قرض کند و با توجه به وضعیت مالی خانواده، به سختی زیادی می‌افتد. به همین دلیل تصمیم می‌گیرند هر دو با یک کفش به مدرسه بروند. این شرایط ادامه پیدا می‌کند تا اینکه علی می‌بیند که قرار است در مدرسه یک مسابقه‌ی دو برگزار ‌شود که جایزه نفر سومِ آن، یک جفت کفش ورزشی است… .

ملاحظات:

کارگردان سعی کرده است تا زیبایی‌های نهفته در یک زندگی ساده و توأم با فقر را نشان دهد. به همین دلیل، این فیلم فقر را وضعیتی فروبسته و سیاه نشان نمی‌دهد. اما این زیبا نشان‌دادن فضا به نحوی است که گویی مردم فقیر، به کلی از وضعیت اقتصادی خود نیز راضی هستند و دغدغه، تلاش و اعتراضی برای تحقق عدالت ندارند. چه بسا که مطلوب و دلپسند واقع‌شدن این فیلم در نزد جشنواره‌های مختلف نیز به همین دلیل باشد که فقرا را ساکت و نجیب و دوست‌داشتنی نمایش می‌دهد؛ گویی فیلم فشار چندانی به مخاطبان خود وارد نمی‌کند و آن‌ها را در ایجاد چنین فقری سهیم نمی‌داند.

عکس‌ها:

word-image

// // ?>


فقر در بستر زندگی (مروری بر حوزه‌های مهم نمود فقر)

فقرا تنها در خانه‌هایشان فقر را تجربه نمی کنند. آن‌ها هرروز، در همه‌جا با شرایطی ویژه روبرو هستند. در واقع فقر خود را در جامه‌های مختلفی بر آن‌ها آشکار می‌کند: در محله‌ای که در آن زندگی می‌کنند، در خوراک و پوشاک، در شغلی که می‌توانند برگزینند، در دسترسی به امکانات آموزشی، در شرایط بهداشتی و … .

گویی فقر زنجیره‌ای به هم‌پیوسته است و هر کس بخواهد به مقابله با آن برخیزد، نمی‌تواند این به هم‌پیوستگی را در نظر نداشته باشد. مقاله فقر در بستر زندگی، تلاش می‌کند تا برخی از این ابعاد را توصیف و بررسی کند. مواجهه با هر یک از این‌ حوزه‌ها، ما را به درک وضعیت فقرا نزدیک می‌کند، علاوه بر این به ما نشان می‌دهد که برای اصلاح بحران فقر و کمک به محرومین از چه راه‌هایی می‌توانیم دست به عمل بزنیم. آن‌چه در ادامه می‌آید، نگاهی است به فقر در حوزه‌های: «تغذیه، سلامت و بهداشت»، «مسکن»، «پوشاک»، «تحصیل»، «شغل»، «محیط زیست و وضعیت جغرافیایی» و «اعتیاد».

دریافت مقاله‌ی «فقر در بستر زندگی (مروری بر حوزه‌های مهم نمود فقر)»

// // ?>


همگام با فقرا؛ در راه مبارزه با فقر (به مناسبت روز جهانی ریشه‌کنی فقر)

مطلب «همگام با فقرا؛ در راه مبارزه با فقر»- نسخه‌ی مخصوص چاپ

تاریخچه[۱]

۱۷ اکتبر سال ۱۹۸۷ بود. جمعیت زیادی در میدان تروکادروی پاریس جمع شده بودند. میدانی که بعد از سال ۱۹۴۸ و امضای اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، تا آن زمان چنین جمعیتی به خود ندیده بود. خانواده‌های محروم، مدافعان حقوق بشر از نقاط مختلف جهان، مقامات بین‌المللی، مقامات محلی و تعداد زیادی از شهروندان شهر پاریس در این میدان حضور داشتند.

این جمع، ضمن ادای احترام به قربانیان گرسنگی، خشونت و جهل، نادیده گرفتن حقوق فقرا و محرومین را مخالف قوانین حقوق بشر اعلام کردند و خواستار همکاری و مشارکت همه مردم در دفاع از حقوق خانواده‌های فقیر و ادای این حقوق شدند. آن‌ها بر این عقیده بودند که فقرا نباید در اجتماع فراموش شوند، بلکه باید به عنوان عضوی فعال با سایر افراد جامعه در تعامل باشند تا بتوانند از حقوق خود در جامعه دفاع کنند. بعد از پایان این تجمع، باز هم ۱۷ اکتبر هر سال این حرکت در نقاط مختلفی از جهان ادامه پیدا کرد. سنگ یادبودی هم جهت احترام به قربانیان فقر ساخته و در میدان تروکادرو در محل امضای اعلامیه حقوق بشر نصب گردید. این تجمعات تا پنج سال ادامه یافت و در دسامبر سال ۱۹۹۲ مجمع عمومی سازمان ملل روز ۱۷ اکتبر را به عنوان روز جهانی ریشه‌کنی فقر اعلام کرد. به این ترتیب در نتیجه تلاش خانواده‌‌های محروم و اعلام حمایت و همبستگی افراد در سایر نقاط جهان، بار دیگر فقر و لزوم توجه به فقرا به عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل حقوق بشر مطرح گردید. از سال ۱۹۸۷ به بعد ۱۳ کپی از سنگ یادبود جهت یادآوری تلاش‌ها و مبارزاتی که علیه فقر صورت گرفته است و دعوت به ادامه‌ی این مبارزه، در نقاط مختلف جهان نصب گردید.

آغاز و شکل‌گیری حرکت

سال ۱۹۵۶: تأسیس یک اردوگاه مسکن اضطراری

پدر جوزف روسنسکی به یک اردوگاه مسکن اضطراری در حومه پاریس رفت تا کشیش خانواده‌های فقیری باشد که به آنجا پناه می‌بردند. پدر روسنسکی که خود در شرایط فقر شدید به دنیا آمده بود، با دیدن وضعیت خانواده‌های محروم و نادیده گرفته شدن حقوق آن‌ها در اجتماع، یک مؤسسه تأسیس کرد. هدف عمده این مؤسسه، شناساندن حقوق محرومین به اقشار مختلف جامعه و تلاش برای به رسمیت شناختن حقوق آنان در اجتماع بود. بعدها این مؤسسه « ATD Fourth World Movement » نام گرفت. هم اکنون این مؤسسه فعالیت‌های گسترده‌ای را در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی مبارزه با فقر در جهان انجام می‌دهد.

9در سال ۱۹۵۶ پدر جوزف روسنسکی با کمک خانواده‌های فقیر مؤسسه‌‌ای تأسیس کرد. مؤسسه‌ای که هدف عمده آن شناساندن حقوق محرومین به اقشار مختلف جامعه و تلاش برای به رسمیت شناختن حقوق آنان در اجتماع بود.

 

 

 

سال ۱۹۹۲ – ۱۹۹۴: تصویب روز جهانی ریشه کنی فقر

در ۲۲ دسامبر ۱۹۹۲، مجمع عمومی سازمان ملل روز ۱۷ اکتبر را به عنوان روز جهانی ریشه‌کنی فقر اعلام کرد. در ۱۷ اکتبر سال ۱۹۹۴ دبیر کل سازمان ملل ضمن به رسمیت شناختن سهم جهان چهارم[۲]، اعلام کرد که سازمان ملل می‌خواهد قولی را که پدرجوزف روسنسکی به خانواده‌های فقیر داده بود را محقق کند.

سال ۱۹۹۶: تصویب سال و دهه‌ی ریشه‌کنی فقر

سال ۱۹۹۶ از طرف سازمان ملل به عنوان سال بین‌المللی ریشه‌کنی فقر نام‌گذاری شد. این اقدام فرصتی برای به رسمیت شناختن حقوق محرومین در اجتماع و مشارکت فعال آنان برای تحقق جهانی عادلانه فراهم کرد. علاوه بر این، سال‌های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۶ از طرف سازمان ملل به عنوان نخستین دهه‌ی ریشه‌کنی فقر، اعلام شد. تصویب این دهه، بحرانی بودن وضعیت محرومین و لزوم رسیدگی به وضعیت آنان را بیش از پیش آشکار ‌کرد.

از یاد نبریم!

در ۱۷ اکتبر سال ۱۹۸۷ بین تجمع کنندگان در میدان تروکادرو چه عهدی بسته شد؟ این عهد که روی سنگ یادبود نوشته شده است، از تمام مبارزان علیه فقر می‌خواهد از یاد نبرند که:

«در روز ۱۷ اکتبر سال ۱۹۸۷،‌ مدافعان حقوق بشر از همه‌ی قاره‌های جهان در این جا جمع شدند. آن‌ها به همه‌ی قربانیان گرسنگی، جهل و خشونت ادای احترام کردند و شهادت دادند که بدبختی و بیچارگی سرنوشت آن‌ها نیست. آن‌ها عهد بستند که همیشه در کنار مردمی باشند که برای ریشه‌کنی فقر در جهان تلاش می‌کنند.»

نیرومندترین مبارزان را فراموش نکنیم

هر سال سازمان ملل با همکاری مؤسساتی که در زمینه‌ی مبارزه با فقر فعالیت می‌کنند، عنوانی را برای روز جهانی ریشه‌کنی فقر انتخاب می‌کند. امسال نیز (سال ۲۰۱۴) این روز با عنوان «هیچ کس را فراموش نکنیم:‌ همه با هم به مسئله‌ی فقر بیاندیشیم، درباره‌ی آن تصمیم بگیریم و علیه آن اقدام کنیم»[۳] نام‌گذاری شده است. این عنوان ما را با این پرسش روبرو می‌کند که در راه مبارزه با فقر چه کسانی (یعنی چه مبارزانی) فراموش شده‌اند؟ در بسیاری از فعالیت‌های اجتماعی که با هدف کاهش فقر انجام می‌شود به محرومین و فقرا هم‌چون کسانی که باید از آن‌ها در برابر فقر دفاع کرد نگاه می‌شود، نه هم‌چون کسانی که می‌توانند مهم‌ترین و نیرومند‌ترین مبارزان علیه فقر باشند. هم اکنون بسیاری از سیاست‌ها و فعالیت‌های مبارزه علیه فقر بدون مشارکت و هم‌فکری فقرا و محرومین تعریف و تصویب می‌شود. در حقیقت این نام‌گذاری، اولویت برنامه‌های توانمندسازی محرومین را بیش از پیش آشکار می‌کند. توانمند‌سازی محرومین در حوزه‌های مختلف می‌تواند موجب شود آن‌ها به مهمترین و تأثیرگذارترین مبارزان علیه فقر تبدیل شوند. ادامه‌ی مطلب…

// // ?>


معرفی کتاب «صدای فقرا، فریاد برای تغییر (پیامدهای توسعه)»

نویسندگان: دیپاناریان، رابرت چمبر، میراک‌شاه، پتی‌پتش

مترجمان: مصطفی ازکیا، جمال رحمتی‌پور

انتشارات: کیهان

درباره کتاب

«فقر چیزی شبیه گرماست؛ شما نمی‌توانید آن راببینید، بلکه تنها می‌توانید آن را احساس کنید.
برای اینکه واقعا فقر را بفهمید باید خود را در آن بیافکنید»

به نقل از یک مرد فقیر در آدابویای غنا

کتاب «صدای فقرا» که «مشورت با فقرا» نیز نامیده می‌شود، در واقع پژوهشی است که توسط بانک جهانی در سال‌های ۲۰۰۱-۲۰۰۰ میلادی انجام گرفته است. هدف از این پژوهش رسیدن به راهکارهایی برای ریشه‌کن کردن فقر و اعلام استراتژی‌های کاهش فقر است. نویسندگان این پژوهش بر این باور هستند که هر نوع سند و یا چشم‌انداز سیاسی در مورد فقر، باید بر مبنای تجربیات، تأملات، آرمان‌ها و اولویت‌های خود مردم فقیر بنیاد نهاده ‌شود؛ در این صورت آن‌ها می‌توانند دیدگاه‌هایشان را در میان بگذارند تا برنامه‌ریزی‌ها و تلاش‌هایی که برای بهبود وضعیت می‌شود بر اساس نیازهای خود آنان باشد.

این کتاب بر مبنای واقعیاتِ زندگی بیست هزار نفر زن و مرد فقیر در بیست‌ و سه کشور جهان نوشته شده است که در این پژوهش به بیان تجربیات و خواسته‌های خود پرداخته‌اند.

کتاب «صدای فقرا، فریاد برای تغییر» دومین جلد از مجموعه‌ی سه جلدی «صدای فقرا» است. ترجمه‌ی کتاب روان و مناسب است. کتاب سرشار از مثال‌ها، نقطه نظرات، گلایه‌ها، ایده‌ها و راهکارهای مردمانی است که خود به صورت‌های مختلف با مسئله‌ی فقر روبه‌رو بوده‌اند و از این جهت نسبت به بقیه‌ی کتا‌ب‌هایی که در این زمینه وجود دارند، متمایز است.

این کتاب در ۱۲ فصل نوشته شده‌است. نویسندگان در ابتدای هر فصل خلاصه و چکیده‌ای از فصل را ارائه داده‌اند و در پایان هر فصل سعی کرده‌اند با ایجاد پرسش‌هایی خواننده را با موضوع مورد بحث به شکلی عمیق‌تر درگیر کنند.

معرفی فصل‌های کتاب

فصل اول: دیدگاه فقرا

در این فصل نحوه‌ی انجام پژوهش و چالش‌هایی که گروه‌ تحقیق با آن روبه‌رو بوده‌اند، بیان شده است. انتخاب کشور، انتخاب مکان یا محله‌ها، محدودیت‌های زمانی، اعتمادسازی در میان مردم و انتخاب روش‌های مشارکت دادن مردم ازجمله چالش‌هایی بوده‌اند که گروه‌ تحقیق با آن روبه‌رو شده‌اند.

فصل دوم: رفاه و فقر؛ زندگی خوب و زندگی بد

در این فصل فقرا نظر خود را در مورد یک زندگی خوب و یک زندگی بد بیان می‌کنند. سخنان آن‌ها در رابطه با رفاه و زندگی خوب در عین اینکه ابعاد چندگانه‌ای را در بر می‌گیرد، ساده بیان می‌شود.

«خوب بودن [زندگی] به این معنی است که شما نگران فرزندان خود نباشید و اطمینان داشته باشید که آن‌ها در شرایط خوبی هستند؛ یک خانه و تعدادی دام داشته باشید، نگران فروش محصولات خود نباشید، فرصت کافی برای صحبت با دوستان و همسایگان داشته باشید.» (به نقل از یک مرد فقیر بنگلادشی)

توصیف فقر به عنوان پدیده‌ای چند بعدی در آغاز کار بسی دشوار است. تجارب فقرا مشتمل بر مواردی از قبیل کمبود رفاه مادی، گرسنگی، درد، طرد شدن، محرومیت، عدم امنیت، آسیب‌‌پذیری، ترس و دلهره، پریشانی ذهنی و غیره است.

«اینجا هیچ امنیتی نیست. شما نمی‌توانید هیچ برنامه‌ای داشته باشید. فردا ممکن است به ما بگویند دو ماه بیکار خواهید بود […] و یا اینکه کارخانه تعطیل شده است» (مشارکت‌کنندگان در گروه بحث مردان و زنان در کالوفر بلغارستان)

فصل سوم: مبارزه برای گذران زندگی

این فصل به بیان نگرانی‌های دائمی فقرا پرداخته است. این مردمان فقیر، چه آن‌ها که در مناطق شهری زندگی می‌کنند و چه ‌آن‌ها که در روستاها به سر می‌برند، همه از نبود شغلی دائمی، اتکا به دستمزدهای ناچیز، حمایت‌های ناچیز نهادی از مشاغل، کاهش دسترسی به زمین، خاک نامناسب و غیره در رنج هستند.

«ما هیچ کودی نداریم، خاک زمین‌هایمان نابارور است و دارد بیشتر و بیشتر رو به نابودی می‌رود. برای مبارزه با علف‌های هرزی که محصولات ما را نابود می‌کند هیچ امکاناتی نداریم […] دارویی برای محافظت از دام‌هایمان نداریم و بسیاری از دام‌هایمان تلف می‌شوند» (به نقل از یکی از مشارکت‌کنندگان در در روستای آچگان قرقیزستان)

«من ۶ سال در یک شرکت کار کردم؛ ولی حقوقم را کامل به من ندادند، من از آن‌ها شکایت کردم و آن‌ها من را تهدید به مرگ کردند. در نهایت من مجبور شدم خودم را پنهان کنم» (به نقل از مرد فقیری در ساکادورا کابرال برزیل)

فصل چهارم: مکان‌های فقیرنشین

مکان‌های فقیر نشین این مردمان را همچنان در فقر خود نگه می‌دارد و رهایی این مردمان از فقر را بسیار مشکل می‌سازد.

بعضی از تیترهایی که در این فصل به آن پرداخته شده است عبارتند از: آب ناکافی و ناسالم، دورافتادگی و دسترسی محدود به منابع، وضعیت بد مسکن و سرپناه، کمبود انرژی و عدم بهداشت.

«زمستان‌ها در بدترین وضع ممکن هستیم، زیرا هیچ‌چیزی وجود ندارد که خود را با آن گرم کنیم. شهرداری هیچ مساعدتی نمی‌کند […] تهیه‌ی سوخت (هیزم)، لباس، کفش و همچنین امکان رفتن به مدرسه‌ برای بچه‌ها در زمستان برای ما مسئله هست.» (زن جوانی از دیمتروگراد بلغارستان)

فصل پنجم: جسم و بدن

توانایی بدنی بزرگ‌ترین دارایی بسیاری از مردمان فقیر و گاه تنها دارایی آن‌ها برای کسب درآمد محسوب می‌شود. این مردمان عمدتاً دارای تحصیلات کم و فاقد مهارت‌های فنی و حرفه‌ای هستند و در نتیجه اغلب مجبور به انجام فعالیت‌های جسمانی بسیار سخت می‌شوند.

در این فصل سعی شده‌است تا به مشکلاتی از قبیل گرسنگی و تأثیر آن بر سلامتی، خستگی ناشی از کار در شرایط ضعف ناشی از گرسنگی، بیماری تن و ذهن – ناشی از کار و محیط‌های کاری- و هزینه‌های حاصل از درمان این بیماری‌ها پرداخته شود. علاوه بر این‌ها توضیحات و تحلیل‌هایی درباره تعیین اولویت‌ها (برای مشکلاتی که در حوزه‌ی درمان وجود دارد)، دلایل و تأثیرات فقر و نیز تجربه‌های خوشایند و ناخوشایند فقرا در برخورد با مؤسسات درمانی بیان می‌شود.

«[…] فقرا قادر به بهبود وضعیت خود نیستند. زندگی آنها مبتنی بر همان مقدار کار و درآمد ناچیز حاصل از آن است که هر روز می‌گیرند و صرف زندگی در آن روز می‌کنند. لذا اگر بیمار شوند دیگر پولی برای هزینه‌های درمان ندارند […] این‌جا است که دردسر آغاز می‌شود و آن وقتی است که باید [برای درمان خود] پول قرض بگیرند و بهره‌ی آن [پول] را بپردازند» (به نقل از زنی از تراوین ویتنام)

تجربه‌ای خوشایند: در مالاوی در سال ۱۹۹۷ وزارت بهداشت گروهی از کارکنان بیمارستان زومبیا را برای کمک به کمیته‌ی بهداشت روستا اعزام می‌کند. یکی از اهالی در مورد یکی از این کارکنان ‌چنین اظهار نظر کرده‌ است: «او مرد سخت‌کوشی است. هر لحظه که بخواهیم – حتی شبانه- می‌آید و به ما کمک می‌کند. او با همه یکسان برخورد می‌کند و تبعیض قائل نمی‌شود.»

فصل ششم: روابط جنسیتی در گذاری آشفته و دشوار

در این پژوهش دیده شده‌است که نقش‌های جنسیتی مردان و زنان (زنان خانه‌دار و مردان نان‌آور) در بسیاری از اجتماعات مورد بررسی در حال تغییر بوده است. این تغییرات موجب مشکلات و آسیب‌هایی شده است. در این فصل به بیان این مشکلات ازجمله افزایش سنگینی کار زنان و خشونت و بدرفتاری در خانواده پرداخته شده است.

«شوهر من بیکار است. شدیداً الکل مصرف می‌کند […] من مجبور هستم به‌جز مخارج بچه‌ها، مخارج خورد و خوراک و پوشاک شوهرم را نیز فراهم کنم. به همین خاطر برای من با این حقوق ناچیز، [این وضعیت] بسیار سخت و طاقت‌فرسا است.» (زنی در تابه‌ارای غنا )

«مردان که بیکار می‌شوند ناامید هستند، چون دیگر نمی‌توانند مانند سابق به امور خانه رسیدگی کنند. آنها با درآمدی که [از کار] همسرانشان دارند زندگی‌ می‌کنند و از این بابت احساس حقارت می‌کنند […] خودکشی در بین مردان جوان بسیار شایع شده است.» (زنی سالخورده در روستای آچکان قرقیزستان)

فصل هفتم: فقر اجتماعی؛ رانده‌شدگان و فراموش‌شدگان

این فصل با معرفی گروه‌های مختلف از افرادی که درد طرد شدن و محرومیت را چشیده‌اند آغاز می‌شود. در ادامه‌ به بحث و بررسی پیرامون عوامل محرک و آغازگر طرد و محرومیت اجتماعی، پرداخته می‌شود. بعضی از این عوامل عبارتند از: فقدان پول و قدرت، ناتوانی جسمی و ذهنی، انزوای قومی، زبانی، نژادی و فرهنگی.

«معلولین، اغلب افرادی نامرئی و محصور در خانه هستند، آن‌ها پنهان از دیده‌ها و عرصه‌ی عمومی جامعه، رها شده و تنها با بار مشکلات بر دوش، بدون امکانات و سرگردان هستند […] هرچیز و هرکس در جامعه به نظر آن‌ها بیگانه است.»

سرانجام در انتهای فصل گزارش‌هایی که مشارکت‌کنندگان (یعنی مردمان فقیری که در مطالعه شرکت کرده‌اند) در باب کاهش و یا افزایش همبستگی اجتماعی[۱] و دلایل این تغییرات ارائه داده‌اند، آورده می‌شود.

تعریف همبستگی اجتماعی در تاکدهیر سومالی این است: «حمایت از همدیگر در مواقع سختی، داشتن رهبری مشترک، کمک‌کردن به نیازمندان و سعی در حل مشکلات آنها با روش‌های تعاونی، آزادمنشانه و با برخوردی انسانی.»

«در مراسم ختم همه با هم همکاری می‌کنند […] زنان در آب آوردن، جمع‌آوری هیزم و غیره، در حالی که مردان در مراسم کفن و دفن و حفر قبر با هم همکاری می‌کنند. ما نیز در پروژه‌ی قالب‌گیری آجر برای ساخت مدرسه همکاری می‌کنیم» (گروه بحث زنان و مردان مبوادزولوی مالاوی)

فصل هشتم: نگرانی ، هراس و ناامنی

این فصل با این سؤال شروع می‌شود «امنیت برای فقرا به‌ چه معنا است؟» و در آن سعی شده است تا دلایل ناامنی برای فقرا تشریح شود.

ناامنی در رابطه با: «کار و معیشت، مصیبت‌ها و بلایای طبیعی و بشری، جرم و خشونت، شکنجه، آزار و اذیت به وسیله‌ی پلیس و فقدان عدالت، درگیری و جنگ داخلی، سلامت، بیماری و مرگ» از جمله تیترهایی است که در این فصل بررسی می‌شود.

«امروز هر کسی به کار خود فکر می‌کند. ما دوستان را آن‌طور که باید، ملاقات نمی‌کنیم… فقرا به حال ثروتمندان غبطه می‌خورند و ثروتمندان فقرا را خوار و مسخره می‌کنند […] مردم هر دم ناسازگارتر و تندخوتر از پیش [می‌شوند].»

فصل نهم: خصوصیات نهادها

صفات یا کیفیتی در رابطه با نهادها که بسیاری از فقرا برای آنها ارزش قائل هستند، شامل مواردی همچون اعتماد، مشارکت، اتحاد، توانایی در حل مشکلات، مراقبت، دلسوزی، احترام، صداقت و انصاف، همدلی و دیگر مواردی از این دست می‌باشد. این فصل ضمن اینکه به بیان این خصوصیات از نظر فقرا می‌پردازد، سعی دارد که جایگاه گروه‌ها و نهادهایی مانند شهرداری، مدارس، سازمان پلیس، مغازه‌ها، وام‌دهندگان، سازمان‌های مذهبی، رهبران محلی، خویشاوندان و خانواده را بر اساس این معیارها ارزیابی کند.

«آن‌ها (اعضای شورای شهر) اشخاص فاسدی هستند[…] و آشکارا از ثروتمندان حمایت می‌کنند. [این اشخاص] رشوه دریافت می‌کنند و همه‌ی زمین‌های خوب به آن‌ها اختصاص داده می‌شود […] چنین مسائلی است که منشأ ظهور چنددستگی و بروز اختلاف در اجتماع ما می‌شود» (به نقل از یک گروه بحث مشارکتی در مناطق شهری مالاوی)

«[…]آن‌ها اجازه نمی‌دهند که تو صحبت کنی، آن‌ها می‌گویند که مشکل را می‌دانند و حتماً آن را حل خواهند کرد […] آن‌ها باید به ما گوش فرا دهند.» (مشارکت‌کنندگان در یک گروه بحث ویلاژانکویرا، برزیل)

فصل دهم: حکمرانی و نظارت: برگ برنده‌ی فقرا

در این فصل سعی بر این است که به بررسی روابط فقرا با نهادهای موجود اعم از رهبران محلی، نهادهای خانوادگی و خویشاوندی، نهادهای بهداشتی و درمانی، نهادهای مذهبی، NGO ها، خدمات شهری و حمل و نقل، شهرداری‌ها و غیره، از نظر اهمیت، کارآمدی، ناکارآمدی و پاسخگویی بپردازد.

«آن‌ها (نهادهای دولتی) هنگامی که به شما کمک می‌کنند با شما مانند یک گدا رفتار می‌کنند […] ما گدا نیستیم و این حق ماست […] ما مالیات می‌پردازیم […] دولت باید شفاف باشد […] و پولی را که از ما بابت مالیات می‌گیرد در جای خود به مصرف برساند […] آن‌ها پول‌های ما را در ساختن ساختارهای غیر قابل استفاده [برای ما] صرف می‌کنند.» (مشارکت‌کننده در گروه بحث زنان و مردان فقیر ویلاژانکویلای برزیل)

نویسندگان کتاب، سازمان‌های آیین‌محور را در فهرست نهاد‌های با اهمیت قرار می‌دهند. «ارسکا» یا «درخت مقدس» در کاجیمای اتیوپی به همراه «کلیسای قبطی» هر دو منبع و سرچشمه‌ای برای تقویت روح و ایمان به شمار می‌روند. مردم یکشنبه‌ها بعد از مراسم مذهبی (مسکال) با پوشالی خیس در دست به کنار درخت عظیم می‌روند. این پوشال خیس سمبلی برای «زمین خیس»، «دستان خیس» و مواردی شبیه این است. هر چیز خیس نشانه و نماد باقی‌ماندن، رونق، شکوفایی و آبادانی بوده و زمین خیس منشأ رشد و نمو، رویش و رزق و روزی است.

مردم می‌گویند: «ما به آنچه می‌کنیم اعتقاد داریم و باور داریم که دعای ما کارساز است. ما به آنجا می‌رویم و هنگامی که چیزی طلب داریم عاجزانه به درگاه خدا دعا می‌کنیم. ما می‌رویم و برای سلامتی فرزندانمان دعا می‌کنیم.»

فصل یازدهم: بدون قدرت، حبس‌شده در یک شبکه‌ی چند رشته‌ای

در این فصل سعی شده است تا با بیان ابعاد ده‌گانه فقر که در فصل‌های گذشته گفته شده، خواننده برای راهکارهایی که در فصل دوازدهم وجود دارد آماده شود. فقدان آموزش، فقدان اطلاعات، مدارس پرهزینه و دوردست، فقدان مهارت، اعتماد به نفس پایین و خودکم‌بینی ، زندگی ناپایدار و کمبود دارایی، گرسنگی، خستگی مفرط، بدن‌های بیمار و رنجور و نابرابری روابط جنسیتی از جمله تیترهایی است که در این فصل آمده است.

این مردمان فقیر در شبکه‌ای چندرشته‌ای و پیچ در پیچ به دام افتاده‌اند. از این رو اغلب این مردمان احساس ناتوانی و بی‌قدرتی می‌کنند.

«این‌جا کمبود مواد غذایی و سوء تغذیه وجود دارد. چرا که والدین قادر به تهیه‌ی نیازمندی‌های غذای روزانه‌ی خود نیستند […] فرزندانمان انرژی ندارند. آن‌ها ضعیف شده و مریض می‌شوند […] فقر از طریق سوء تغذیه و کمبود مواد غذایی منجر به بیماری خواهد شد […] از زمین به دلیل خشک‌بودن بهره‌ای نمی‌گیریم. فرزندان گرسنه نمی‌توانند به مدرسه بروند؛ آن‌ها کفش ندارند، هیچ امکاناتی ندارند، غذا نمی‌خورند، لذا حتی اگر در مدرسه هم باشند، چیزی یاد نمی‌گیرند» (گروهی از زنان در لاس‌ژوریسِ آرژانتین )

فصل دوازدهم: فراخوانی برای عمل: مبارزه برای تغییر

کسانی که این کتاب را مطالعه می‌کنند، این توانایی را دارند که تغییر ایجاد کنند. بسیاری از ما نه بی‌قدرت هستیم و نه این‌که دانش کافی در اختیار نداریم. ما می‌توانیم بر فکر و عمل خودمان و فقرا تأثیرگذار باشیم، فقط کافی است بخواهیم. این فصل به بیان راهکارها و طرح‌هایی که هم از جانب فقرا و هم خود نویسندگان ارائه شده است، می‌پردازد.

این فصل دو چالش و یک دستورالعمل برای کارهای عملی بیان می‌کند.

چالش اول مربوط به معنا و مفهوم توسعه است. نویسنده سعی دارد به این سوال پاسخ دهد که اصولاً برای فهم توسعه به چه جنبه‌های دیگری از انسان باید توجه کرد.

«یک زندگی بهتر برای من به معنای سلامتی ، صلح و زندگی‌ای عاشقانه و فارغ از گرسنگی است. عشق بالاتر از هر چیزی است. پول در غیاب عشق هیچ ارزشی ندارد.» (یک زن فقیر در اتیوپی)

چالش دوم مربوط به قدرت است. نویسنده‌ی کتاب سعی دارد این مفهوم را بیان کند که در جهان امروز قدرت در دست ثروتمندان است و مقابله با آن کاری دشوار است و حتی ممکن است برای خانواده‌های فقیر خطرناک باشد. پیشنهادی که نویسنده با تردید آن را بیان می‌کند به وجود آوردن سازمان‌های محلی، ملی و جهانی است تا این سازمان‌ها به نمایندگی از فقرا صدای آن‌ها را به گوش دیگر نهاد‌ها و سازمان‌های تصمیم‌گیرنده در تمامی سطوح برسانند.

دستورالعمل‌هایی که در این فصل توضیح داده شده‌اند، در هفت تیتر زیر می‌گنجند:

  1. تغییر از فقر مادی به امکانات و وسایل معیشتی کافی
  2. تغییر دادن زیرساخت‌ها و جلوگیری از به انزوا رفتن فقرا
  3. تغییر بیماری و ناتوانی به سمت سلامتی، اطلاعات و آموزش
  4. تغییر روابط نابرابر جنسیتی به سمت روابط برابر و همسان
  5. تغییر دادن از شرایط ترس و فقدان امنیت به سوی آرامش و امنیت
  6. توانمندسازی فقرا
  7. تغییر از فساد و سوء استفاده به سمت صداقت و رفتار عادلانه

مطالعه‌ی این کتاب به همه‌ی کسانی که برای برقراری عدالت اجتماعی تلاش می‌کنند، توصیه می‌شود.
هر
یک از ما می‌توانیم با مردم فقیر همراه شویم و خود را با آنان و دغدغه‌هایشان مواجه ببینیم.
نتیجه‌ی مطلوب
خواندن این کتاب، می‌تواند رسیدن به تصمیمی تازه باشد؛ تصمیم برای باز کردن پنجره‌ی امید و رفتن به راهی روشن برای یک زندگی ارزشمندتر، برای خودمان و دیگران.
امید
است که این کتاب انگیزه‌ی تلاش‌ و مبارزه بزرگ‌تری را در همه‌ی ما برانگیزاند.


 

  1. همبستگى اجتماعى در زبان لاتین معادل social solidarity به کار رفته است و در لغت به معناى وحدت، وفاق و وفادارى است که ناشى از علایق، احساسات، همدلى و کنش‌هاى مشترک میان افراد است. همبستگی اجتماعی احساس مسئولیت متقابل بین چند نفر یا چند گروه است که از آگاهى و اراده برخوردار باشند. همسبتگی اجتماعی به طور کلى شامل پیوندهاى انسانى و برادرى و یا وابستگى متقابل حیات و منافع انسان‌ها می‌شود. به زبان جامعه شناختى همبستگى پدیده‌اى را مى‌رساند که بر پایه آن در سطح یک گروه یا یک جامعه، اعضا به یکدیگر وابسته‌اند و به طور متقابل نیازمند یکدیگر هستند.
// // ?>


غم‌های شهر سیاه (گزیده‌ای از شعر عرب با موضوع فقر)

دریافت فایل قابل چاپ شعرها

سایه و گرمگاه

همه‌ی مزارعِ جهان

دو لبِ کوچک را دشمنند

همه‌ی خیابان‌های تاریخ

دو پایِ برهنه را

محبوبم!

آنان سفر می‌کنند و ما چشم‌به‌راه می‌مانیم

آنان چوبه‌های دار را در تملّک دارند

ما گردن‌ها را

آنان مرواریدها را

ما خال و خَجَک را و کهیر را

آنان شب را و سپیده را و پسینگاه را و روز را

ما پوست را و استخوان را

ما در گرمگاه می‌کاریم و آنان در سایه از کِشتِ ما می‌خورند

دندان‌هایشان به سپیدیِ دانه‌های برنج است

دندان‌های ما به وحشت‌زاییِ بیشه‌ها

سینه‌هایشان به نرمایِ ابریشم است

سینه‌های ما به تیرگیِ میدان‌های اعدام

با این همه ما پادشهانِ جهانیم:

خانه‌هایشان را برگ‌های مصنّفات پوشیده است

خانه‌های ما را برگ‌های خزان

در جیب‌هایشان نشانی‌های خائنان و دزدان است

در جیب‌های ما نشانی‌های تندر و رودها

آنان پنجره‌ها را در تملّک دارند

ما بادها را

آنان کشتی‌ها را

ما خیزاب‌ها را

آنان نشان‌های افتخار را

ما گل و لای را

آنان دیوارها و مهتابی‌ها را

ما رسن‌ها و خنجرها را

و اکنون،

بیا تا بر پیاده‌روها بخوابیم محبوبِ من.

محمد الماغوط

 

مرگ پسرک

مرگ در میدان وزوز ‌کرد

سکوت چون کَفَن بر زمین نشست

مگسی سبز نزدیک آمد

از گورستان‌های غم‌‌گرفته‌ی روستاها آمده بود

بر فرازِ پسری بال چرخاند

که در شهر جان داد

و هیچ چشمی بر او اشک نریخت!

مرگ در میدان وزوز کرد

چرخ‌ها غِژ کرد و در جا ایستاد

گفتند: پسرِ کیست؟

هیچ‌کس پاسخ نگفت

هیچ‌کس جز خودِ او اینجا نامش را نمی‌داند!

«آه طفلک!»

گفته شد و گوینده‌ی مغموم ناپیدا بود،

چشم‌ها در چشم‌ها می‌نگریست،

هیچ‌کس پاسخ نگفت

مردمان در شهرهای بزرگ به سان یک شماره‌اند

پسری می‌آید

پسری می‌میرد!

سینه ساکن شده بود

و آن کفِ دست که در خاک چنگ زده بود برگشت

و دو چشم خیره شده وحشت‌زده

باز ماند بی پلک برهم زدنی!

هنگام آن رسیده بود کان پایِ آواره آرام گیرد!

وقتی او را در خودرویی سپیدرنگ انداختند

بر فرازِ جایگاهِ او به خون رنگین

مگسی سبز چرخ‌زدن آغاز کرد!!

احمد عبدالمُعطی حجازی

 

غم‌های شهر سیاه

بر راه‌های شهر

چون شب سایبانی از شاخ و برگ خود بگسترَد

و اندوهِ ژرفِ خود بپاشَد

در سکون سر فرود آورده‌شان بینی

خیره شده در رخنه‌ها

آن دم گمان خواهی برد گردن نهاده‌اند

امّا حریق در خود نهان دارند!

* * *

بر راه‌های شهر

آنگاه که تاریکی

تندیس‌های مرمرین خود را به پا می‌دارد

و از سرِ عصیانگری ویران می‌کند

و پلکانِ پیچانِ آن

کائنات را

تا گذشته‌ای بس دور بس دور فرود می‌آرد

و کرانه‌های عنبرینِ آن

در خاطرات غرق می‌شود

و از بیداری رویگردان

و در نهادِ هر کس دیواری قد می‌افرازد

از گِل و از الماس و از خواهِش تن

و شبی خواب‌آلود می‌شود، و روزی بیدار

تا چراغ‌ها را برای ظلمات چینَد

در آنجا خونِ آرامش بخوشد

به سانِ خشکیِ گورها

در آن دم قلبِ شهر

همچو شیئی بی‌مقدار می‌شود

چون اجاقی در گرمگاه

چون چراغی بر سرِ راهِ نابینا

چون آفریقا در ظلمتِ اعصار

گنده پیری پیچیده در بخور

و گودالِ سترگِ آتشی

و منقارِ جغدی

و شاخِ چهارپایی

و تعویذی از نیایشی قدیمی

و شبی پُر آینه

و رقصِ سیاهپوستانِ برهنه‌ای

که در شادمانیِ سیه‌فامی آواز می‌خوانند

و غفلتِ گناهانی

که شهوتِ ارباب بیدارش نگه می‌دارد

و کشتی‌هایی آکنده از کنیزکانِ زیبا

و مشک و عاج و زعفران

ارمغان‌هایی بدون جشن

که هر زمانشان باد می‌رانَد

برای سفید پوستِ این روزگار

اربابِ هر روزگار

* * *

و در خیالِ هستی مزرعه‌ای کشیده خواهد شد

که برهنگانی را جامه خواهد پوشید، و برهنگانی را برهنه تر خواهد ساخت

و پژمردگی‌هایش در رگ‌های زندگی روان خواهد شد

و بر رنگِ آب‌ها رنگ خواهد زد

بر روی ایزد رنگ خواهد زد

غم‌های آن به سانِ خنده بر لبان خواهد بود

خودکامگان را حتی خواهد رویانید

و بردگان را حتی

آهن را حتی

و قید و بند را حتی

و هر روز چیز تازه‌ای خواهد رویانید

* * *

امّا آنان در آن هنگام که تاریکی

در راه‌های شهر

موانعی از سنگ سیاه می‌سازد

دستانِ خود را در آرامش

به سوی مهتابی‌های فردا دراز می‌کنند

حال آنکه خود فریادهایی دربندند

در سرزمینی دربند

روزهایشان خاطره‌هایی است زخم‌آگین

از سرزمینی زخم‌آگین

رخسارهای آنان چون کف دستِ آنان محزون است

در سکون رخسارها را سر فرود آورده بینی

خیره شده در رخنه‌ها

آن دم گمان خواهی برد گردن نهاده‌اند

امّا حریق در خود نهان دارند!

محمد الفیتوری


 

منبع:

«از سرود باران تا مزامیر گل سرخ: پیشگامان شعر امروز عرب»، گردآورنده و مترجم: «موسی اسوار»، انتشارات سخن، سال ۱۳۸۱

// // ?>


کاریکاتورهایی با موضوع فقر

کاریکاتورهای زیر متعلق به Jean Plantureux است که در ۲۳ مارس ۱۹۵۱ در شهر پاریس متولد شده است. او که به نام حرفه‌ای Plantu شناخته می‌شود، کاریکاتوریستی فرانسوی و متخصص در طنز سیاسی است و از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۹۵ کارهای او به طور منظم در روزنامه فرانسوی لوموند به چاپ رسیده است.

 

1

2-2  آموزش به‌عنوان ابزار رهایی جهان از محرومیت

 

4-2وام‌دادن به کشورهای فقیر؛ عملی اخلاقی یا بهره‌مندی از سودهای کلان؟

5-2

 

6-2

 

7-2

 

8-2


منابع:

  • «دموکراسی چیست؟ (آشنایی با دموکراسی)»، دیوید بیتهام و کوین بویل، (چاپ اصلی کتاب: انتشارات یونسکو)، ترجمه شهرام نقش‌تبریزی، چاپ اول ۱۳۷۶، انتشارات ققنوس
  • «پرسش و پاسخ درباره حقوق بشر (به‌مناسبت پنجاهمین سالگرد تصویب اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر)»، لیا لوین، ترجمه محمد جعفر پوینده، چاپ اول ۱۳۷۷، نشر قطره
// // ?>