بایگانی دسته: آسیب‌های اجتماعی، مددکاری و فعالیت‌های انسان‌دوستانه

جهت درج فعالیتهای انساندوستانه در سایت



ماه مهربان و طردشدگان از مدرسه (نگاهی به وضعیت بازماندگی از تحصیل در آستانه شروع سال تحصیلی)

«به نام بینای شنوا»

«عده‌ای در تاریکی‌‌اند؛

عده‌ای در روشنایی.

و ما آنان را می‌بینیم که در روشنایی‌اند؛

نه آنانی را که در تاریکی‌اند.»

                                  برتولت برشت

دریافت فایل pdf  مقاله‌ی «ماه نامهربان و طردشدگان از مدرسه»

(برگرفته از: روزنامه‌ی اعتماد، شماره ۴۷۳۲ – چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹)

ماه نامهربان و طردشدگان از مدرسه

«خوب یادم است؛ وقتی کوچک‌تر بودم نمی‌توانستم به مدرسه بروم و همیشه در حسرت درس و کتاب و مدرسه و لباس فرم بودم. از ۵ خواهر و برادری که بودیم سه تای اول‌مان نتوانستیم به مدرسه برویم. آن روزِ اول مهری که برادرم را به‌خاطر دو ماه اضافه سن در مدرسه قبول نکردند؛ هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. گریه می‌کرد و می‌گفت: «حالا که من را در مدرسه نمی‌خواهند این‌قدر کار می‌کنم تا بمیرم.» و همین‌طور که هق‌هق می‌کرد از خانه بیرون رفت.

روزهای اول مهر را دوست نداشتم. از خودم متنفر بودم و از پدرم که فکر می‌کردم حتماً تقصیر او و بی‌عرضگی‌اش است که نمی‌توانیم درس بخوانیم. اگر روزی از جلوی در حیاط مدرسه‌‌ای رد می‌شدم دلم پر می‌کشید برای شنیدن هیاهوی تویش. گاهی خودم را محکم می‌گرفتم؛ بی‌اعتنا از جلوی در مدرسه رد می‌شدم و هم‌زمان در دلم جنگ و غوغا به‌پا می‌شد. بعضی وقت‌ها دلم می‌خواست بچه‌های مدرسه را اذیت کنم. مدرسه سرزمین ناشناخته‌ای بود که من را به آن راهی نبود.

ادامه‌ی مطلب …

// // ?>


انسانی در قامت یک رسول (نگاهی اجمالی به زندگی و آموزه‌های مهاتما گاندی)

نگاهی اجمالی به زندگی و آموزه‌های مهاتما گاندی از دریچه‌ی کتاب «راه عشق: داستان تحول روحی مهاتما گاندی»

***

راه عشق

«آن‌که در خِرَد زندگی می‌کند

خویشتن را در همه

و همه را در خویشتن می‌بیند.

عشقش به پروردگار عشق

تمامی آمال خودخواهانه را

– که شکنجه‌ی روح‌اند –

در او محو کرده است.»

***

برای ما، که دیریست در تنگنای نومیدی زندگی می‌کنیم و حیات روزمره‌مان آکنده است از جهل و روزمرِّگی، ملاقات با انسانی که خود را به‌تمامی وقف قدرت قهّارِ عشق کرده باشد، بیشتر به خیالات و افسانه می‌ماند.

با این حال، مهاتما گاندی، اصلاح‌گر و رهبر مردمی هندی، مردی است که – به تعبیر اکنات ایسواران، نویسنده‌ی کتاب «راه عشق» – «زندگی‌اش را به یک اثر تمام و کمال هنری بدل کرده» و کوشیده است تا چنان که خود می‌گوید: «زندگی‌اش، ]عین[ پیغامش باشد.»

او، که اغلب به عنوان رهبری در مبارزه با تبعیض نژادی، استعمار و استبداد شناخته می‌شود، مردی است که تجربه‌ی زندگی‌اش، در تمامی جزییات آن، نمودی است از سخت‌کوشی و ممارست پیوسته برای تحقق حقیقت و تخلق به صفات و آدابی که لازمه‌ی استقرار کامل محبت و زیبایی در جان و جهان اوست.

Mahatma-Gandhi,_studio,_1931

مهاتما گاندی، رهبر مبارزات عدالت‌خواهانه‌ی هند و آفریقای جنوبی

C:\Users\Lenovo\AppData\Local\Microsoft\Windows\INetCache\Content.Word\eknath easwaran.jfif

اکنات ایسواران، نویسنده‌ی کتاب

کتاب «راه عشق: داستان تحول روحی مهاتما گاندی»، کتابی است که گاندی را نه تنها به عنوان اصلاح‌گری اجتماعی و مبارزی علیه ستم، که به عنوان انسانی در جستجوی حقیقت به تصویر می‌کشد؛ چنان که گاندی خود نیز می‌گفت: «[من] فقط جوینده‌ای فروتن هستم که در جست‌وجوی حقیقت است و در راه رسیدن به آن از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کند. [من] هیچ ایثاری را در راه دیدنِ رودرروی خدا بسیار نمی‌شمارم. تمامی فعالیت‌های من، چه آن‌ها که اجتماعی یا سیاسی تلقی می‌شوند و چه آن‌ها که انسان‌دوستانه و اخلاقی انگاشته می‌شوند، در جهت تحقق همین هدف هستند».[۱]

این کتاب، که در چهار فصل با نام‌های «استحاله»، «راه عشق»، «مادر و فرزند» و «گاندی به مثابه‌ی یک انسان» تنظیم شده، تألیفی است از اکنات ایسواران، که خود نیز یک آموزگار آموزه‌های حقیقت‌محورانه‌ی هندوست که در دوران حیات گاندی برای فهم راز قدرت روحی مهاتما، به دیدار وی رفته. ایسواران، در این کتاب کوشیده تا – آن‌چنان که در پیشگفتار کتاب آمده – به این پرسش پاسخ دهد که «چگونه جوانی ناکام و بدون جذابیت … که تنها [ویژگی منحصر به‌فرد] او ترس بی‌حدش از تاریکی و گوش‌های بزرگ و بدشکلش بود، توانست تبدیل به رهبر پرجاذبه‌ای شود که حتی رقبای قسم‌خورده‌ی او نیز نتوانند در مقابل شخصیتش مقاومت کنند؟ این جوان عصبی و خشن، چگونه آموخت که همه‌نوع انتقاد اهانت‌آمیز را بشنود، آن‌ها را با رویی بشاش تحمل کند و در مقابل دشمن تهدیدگرش به‌گونه‌ای برخورد کند که گویی دوستی دیرینه را پس از مدت‌ها یافته است؟ در یک کلام، او چگونه توانست شخصیت خُرد و حقیر موهانداس ک.گاندی را به حد یک مهاتما[۲] که عظیم‌ترین نیرو برای تکامل بشر است، ارتقا بخشد؟»

در متن زیر، با روایت خلاصه‌ای از فصل‌های کتاب، از دریچه‌ی چشمان اکنات ایسواران ‌نیم‌نگاهی به زندگی و آموزه‌های مهاتما گاندی خواهیم انداخت.

دریافت متنِ «انسانی در قامت یک رسول»

  1. به نقل از کتاب «گاندی و لوترکینگ: قدرت مبارزه‌ی عاری از خشونت»، نوشته‌ی مری کینگ، ترجمه‌ی شهرام نقش تبریزی، نشر نی، چاپ اول، ص۱۱۲٫
  2. مهاتما، که بعدها گاندی به آن ملقب شد و اکنون اغلب بدین نام شناخته می‌شود، به معنای «روح بزرگ» است.

 

// // ?>


قول می‌دهم گریه نکنم!

(قصه‌ها و تجربیات یک سازمان مردم‌نهاد)C:\Users\Who are you\Desktop\slide-2.jpg «خانه خورشید»، موسسه‌ای است که از بهمن ماه ۱۳۸۵ در محله‌ی پُرآسیبِ «دروازه غار» تهران، فعالیت خود را آغاز کرد. فعالیت خانۀ خورشید، عمدتا در زمینه‌ی کاهش پیامد‌های فردی و اجتماعی‌ای است که اعتیاد زنان به همراه دارد. تن‌فروشی[۱]، یکی از این پیامد‌هاست. خانۀ خورشید به این زنان آسیب‌دیده، خدمات آموزشی، درمانی، حمایتی و بهداشتی ارائه داده و برای بهبود زندگی این زنانی که بی‌پناه و طرد شده‌اند، می‌کوشد.

گروهی از زنان در مناطق محروم، به دلیل کاهش توانایی و پذیرفته نشدن در مشاغل معمول، برای تأمین نیازهای مالی خود و خانواده، به ویژه برای تهیۀ مواد مخدر، درگیر کسب درآمد از راه‌های غیرمتعارفی هم‌چون تن‌فروشی می‌شوند. خانه‌ی خورشید، نخستین مرکز گذری کاهش آسیب[۲] در کشور است که هم‌یاری برای رسیدگی به این مسأله یعنی اعتیاد و به تبع آن تن‌فروشی زنان را هدف گرفته است.

این زنان، گاه به دلیل خطایی کوچک و گاه به دلیل شرایطی که در آن زاده شده‌اند یا خود در آن هیچ نقشی نداشته‌اند، در شرایطی قرار گرفته‌اند که سبب‌ساز درد و رنج می‌گردد. آنها به تنهایی قادر به خارج شدن از این شرایط نیستند و به کمک احتیاج دارند. خانۀ خورشید و فعالیت‌هایی که تاکنون در این زمینه انجام داده است را می‌توان هم‌چون راه‌حلی اجتماعی برای معضلاتی از این دست دید.

گزارشِ پیش رو، بخشی از تجربیات فعالان خانه‌ی خورشید است که خانم‌ها لیلا ارشد و سرور مُنشی‌زاده، بنیان‌گذاران و مددکاران اصلی خانه‌ی خورشید، در ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، در موسسه‌ی «رخداد تازه» ارائه کرده‌اند.

در ادامه بخش‌هایی از این نشست را می‌خوانید. جهت مطالعه‌ی کامل این نشست، به فایل زیر را دریافت نمایید.

متن کامل گفتگو

ادامه‌ی مطلب …

// // ?>


معرفی فیلم «عصر جدید»

D:\سایت\Pic\عصر جدید\1454077714-56ab77122a629-009-modern-times-theredlist.jpg

عنوان فیلم: عصر جدید (Modern Time)
کارگردان: چارلی چاپلین
محصول: آمریکا (سینمای مستقل)
سال تولید: ۱۹۳۶
زمان: ۸۷ دقیقه
ژانر: داستانی (سینمای صامت)
موضوع اصلی: زندگی در دوران جدید
مناسب برای گروه سنی: (به ویژه) نوجوان؛ جوان؛ بزرگسال؛ سالمند
کلیدواژه‌ها: عشق؛ فقر؛ کار؛ صنعت؛ امید.
زبان فیلم: دوبله‌ی فارسی

خلاصه فیلم:

«عصر جدید»، داستان کارگر ساده‌ی یک کارخانه‌ی صنعتیِ عظیم است که ماجراهای مختلف زندگی باعث می‌َشوند که به گوشه گوشه‌ی شهر سرک بکشد و در هر جا، با اتفاقی تازه مواجه شود. او به محیط کارخانه‌، زندان، مرکز خرید بزرگ شهر، کافه و رستوران و دیگر نقاط شهر پا می‌گذارد.
ماجراهای پر فراز و نشیب زندگی او، ضمن آشنایی‌اش با دختری ولگرد و شروع عشقی شورانگیز بین آن دو، به پیش می‌روند…

ادامه‌ی مطلب …

// // ?>


معرفی انیمیشن «ننه جیرجیرک»

الف-اطلاعات اولیه

کارگردان: Denis Chapon

سال تولید: ۲۰۰۹

زمان: ۱۲ دقیقه

کشور: حاصل همکاری ثمربخش یک کارگردان فرانسوی با جمعی از طراحان پرشور بولیویایی با امکانات تهیه‌کنندگان دانمارکی.

ژانر: پویانمایی

موضوع اصلی: طبیعت- انسان- جامعه

کلیدواژه‌ها: مام زمین، بخشش و صفا، باران، اقتصاد و بازار آزاد، شرکت‌های چندملیتی حریص و سودجو، رنج، مبارزه و دعا.

گروه سنی: کودک، نوجوان، جوان، میانسال و سالمند

موقعیت‌‌های اجتماعی و روانی: طبیعت‌دوستی، بی‌توجهی به مواهب طبیعت، ناسپاسی در برابر نعمت، سلطه‌ی نیروهای ظالم بر امور و جریان‌ها، اتحاد و همبستگی، بازگشت و تغییر.

مناسب برای بینندگانی که:
– طبیعت را زنده و پرشور حس نمی‌کنند.
– نسبت به مظالم اجتماعی و ایجاد سنت‌های غلط اجتماعی ساکت و منفعل‌اند.
– می‌خواهند کنار هم قرار گرفتن دغدغه‌های طبیعت‌دوستانه (زیبایی‌شناسانه) و دغدغه‌های اجتماعی را ببینند.

زبان اصلیِ فیلم: این پویانمایی دیالوگی ندارد.

خلاصه فیلم: در باورهای قدیم مردم، ننه جیرجیرکی هست که هرجا می‌رود آواز می‌خواند و با این کار، با خود باران به همراه می‌آورد. او به زمین‌های مردم و دشت‌های مختلف سر می‌زند و زمین‌های تشنه را سیراب می‌کند. مردم هم با بخشش محصول زمین‌هایشان، از او تشکر می‌کنند. تا این که روزی، به خاطر بدرفتاری و ناسپاسی مردم روستا، ننه جیرجیریک به شهر می‌رود. در آنجا صاحبان منفعت‌طلب شرکت‌های بزرگ با دیدن او تصمیم می‌گیرند از این آواز او در جهت سود خود بهره‌برداری کنند اما…

D:\Program Files\The KMPlayer\Capture\abuela_grillo_480x272[22-58-55].JPG

ب. تأملات بیشتر : (این قسمت ویژه‌ی کسانی است که می‌خواهند پیش از دیدن فیلم، داستان آن را بدانند)

D:\Program Files\The KMPlayer\Capture\abuela_grillo_480x272[22-58-36].JPG

* نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):
داستان این فیلم، الهام گرفته از دو منبع است: نخست افسانه‌ای در میان مردم کشاورز بولیوی که می‌گوید باران، وقتی می‌بارد که ننه‌جیرجیرک آواز می‌خواند؛ هر جا که ننه جیرجیرک برود همیشه ابری به دنبال او می آید… او آواز می‌خواند و باران می‌بارد. منبع الهام دیگر، حوادث واقعی سال ۲۰۰۰ است. دولت بولیوی، که برای توسعه‌ی کشور خود دست به دامان بانک جهانی و صندوق بین المللی پول شده است، به اجبار این نهادها، روش اقتصادی کشور را به اقتصاد خصوصی و بازار آزاد تغییر می‌دهد.
در سال ۲۰۰۰ ، دولت پس از خصوصی‌سازی اکثر دارایی‌های ملی، آب کشور را هم خصوصی کرده و آن را به یک شرکت امریکایی واگذار کرد. در این قرارداد بین شرکت امریکایی و دولت، خصوصی‌سازی تا آنجا پیش رفته بود که بر طبق آن حتی جمع‌آوری آب باران هم ممنوع بود! این شرکت، قیمت آب را ۵۰ درصد افزایش داد و به زندگی همه‌ی مردم، فشار بسیار زیادی وارد نمود. این کار بر زندگی مردم کشاورز و فقیر بولیوی تأثیر بسیار شدیدی گذاشت و برای برخی از آنها به معنای پایان زندگی بود. در پی آن، مردم برخی شهرها شروع به راهپیمایی و اعتراض کردند. با جدی‌شدن اعتراضات، دولت که حامی شرکت‌های چندملیتی بود، نیروهای سرکوبگر پلیس را وارد صحنه نمود و حتی در بعضی نقاط حکومت نظامی اعلام کرد. اما سرانجام پس از زد و خوردهای زیاد و حتی کشته‌شدن ۶ نفر که یکی از آنها نوجوان بود، دولت قرارداد خود را لغو کرد و بعد از آن، مردم شرکت آمریکایی را از کشور اخراج کردند. مبارزات مردم بولیوی ”نبرد آب“ نام گرفت.
در این پویانمایی ما شاهد تلفیق ماجرای یک اسطوره و باور قومی با این ماجرای مهم تاریخی هستیم.

D:\Program Files\The KMPlayer\Capture\abuela_grillo_480x272[22-59-40].JPG

* ملاحظات:
این فیلم، طی یک برنامه، در موزه‌ی ملی دانمارک برای دانش‌آموزان کلاس‌های پنجم تا دهم (احتمالا پنجم دبستان تا دوم دبیرستان) پخش شده تا آنها علاوه بر دیدن فیلم، فرصتی پیدا کنند تا با سازندگان فیلم آشنا شده و چیزهای بیشتری درباره‌ی نبرد آب در بولیوی و نیز درباره‌ی کمبود آب در جهان بشنوند.[۱]
این فیلم جهت پخش خانگی یا پخش در مدرسه و باز کردن باب بحث و گفتگو درباره‌ی طیف وسیعی از مسائل از قبیل طبیعت و مسائل محیط‌زیست و هم چنین مرور یک حادثه‌ی تاریخی و مسائل اجتماعی پیرامون آن مانند اقتصاد و عدالت و دولت و پلیس و …، مناسب است.

* منابعی جهت مطالعه در مورد فیلم:
درباره‌ی مسائلی مثل فقر در جهان و یا مرور واقعه‌ی نبرد آب در بولیوی، میتوان به فیلم پایان فقر؟ رجوع کرد.


  1. این فیلم، با نام “Abuela Grillo” در سایت‌های مختلف اینترنتی قرار داشته و امکان دانلود رایگان آن وجود دارد. یکی از لینکهای دانلود فیلم در اینترنت: (http://vimeo.com/11429985)
// // ?>
 

معرفی فیلم «روزنه»

عنوان فیلم: روزنه (Puncture)
کارگردان: آدام کاسن و مارک کاسن (Adam Kassen-Mark Kassen)
سال تولید: ۲۰۱۱
محصول: امریکا (سینمای مستقل)
زمان: ۹۰ دقیقه
ژانر: جنایی-داستانی
موضوع اصلی: دفاع دو وکیل از حقوق پرستاران بیمارستان
زبان فیلم: دوبله شده به زبان فارسی
کلیدواژه‌ها: ستم؛ شجاعت؛ دادگاه؛ ترس؛ تنهایی؛ امید؛ نظام پزشکی.
مناسب برای گروه سنی: نوجوان، جوان، میانسال، سالمند

خلاصه فیلم:

مایک وایز (Mike Weiss) و پل دانزیگر (Paul Danziger)، دو وکیل دعاوی هستند که پرونده یک زن پرستار را بر عهده گرفته‌اند. این زن، پرستار بخش اورژانس بیمارستان است و در هنگام تزریق آمپول به یک بیمارِ مبتلا به ایدز، آمپول شکسته و در دست او فرو می‌رود و او به بیماری ایدز دچار می‌گردد.
مایک و پل، در اثنای این دادخواهی، متوجه می‌شوند که تعداد بسیار زیادی از پرستاران در حین خدمت، به خاطر ناایمن بودنِ آمپولها دچار حوادث مشابهی شده و می‌شوند و تصمیم می‌گیرند تا این ماجرا را پیگیری کنند…

نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):

روزنه، به ماجرایی واقعی درباره‌ی فساد در نظام پزشکی می‌پردازد. دو وکیل، درگیر پرونده‌ای می‌شوند که هر چند در ابتدا به نظر ساده می‌رسد، اما کم‌کم ابعاد گسترده‌ای پیدا می‌کند؛ آن‌ چنان که دفاع از یک وکیل مدافع، تبدیل به دفاع از حقیقتی می‌شود که باید تمامی زندگی خود را برای آن فدا کرد.
قهرمان‌های فیلم، آدم‌های معمولی هستند؛ کسانی درست از جنس خود ما. همه‌ی ما، کم و بیش، با موقعیت‌های مشابهی روبرو بوده و هستیم؛ موقعیت‌هایی برای بیان یک حقیقت یا تن ندادن به یک ظلم فراگیر.
با بهانه‌های مختلف می‌توان چنین واقعه‌هایی را هدر داد و فرصت زیستنِ زندگانی‌ای پاک و پرشکوه را از دست داد.
وکیل‌های این فیلم، چنین نیستند. آن‌ها با سادگی و پاکی‌ای کودکانه، به چهره‌ی رنج‌دیدگانی خیره می‌شوند که با تمام وجودشان می‌پرسند: «آیا می‌توانی فراموش کنی؟!»

ملاحظات:

فیلم بر اساس داستان واقعیِ زندگی دو وکیل به نام‌های مایکل وایز و پاول دانزیگر ساخته شده است.
آدام کاسن، کارگردان فیلم، می‌گوید: «از همان لحظه‌ای که درباره‌ی این حوادث شنیدیم، به چیزهایی که این اتفاق درباره‌ی وضعیتِ فعلیِ صنعت پزشکی می‌گوید و به قهرمان ساده‌ای که سعی در اصلاح این وضعیت دارد، علاقه‌مند شدیم.»

Puncture-1

// // ?>