بایگانی دسته: معرفی فیلم



معرفی فیلم «عصر جدید»

عنوان فیلم: عصر جدید (Modern Time)
کارگردان: چارلی چاپلین
محصول: آمریکا (سینمای مستقل)
سال تولید: ۱۹۳۶
زمان: ۸۷ دقیقه
ژانر: داستانی (سینمای صامت)
موضوع اصلی: زندگی در دوران جدید
مناسب برای گروه سنی: (به ویژه) نوجوان؛ جوان؛ بزرگسال؛ سالمند
کلیدواژه‌ها: عشق؛ فقر؛ کار؛ صنعت؛ امید.
زبان فیلم: دوبله‌ی فارسی

خلاصه فیلم:

«عصر جدید»، داستان کارگر ساده‌ی یک کارخانه‌ی صنعتیِ عظیم است که ماجراهای مختلف زندگی باعث می‌َشوند که به گوشه گوشه‌ی شهر سرک بکشد و در هر جا، با اتفاقی تازه مواجه شود. او به محیط کارخانه‌، زندان، مرکز خرید بزرگ شهر، کافه و رستوران و دیگر نقاط شهر پا می‌گذارد.
ماجراهای پر فراز و نشیب زندگی او، ضمن آشنایی‌اش با دختری ولگرد و شروع عشقی شورانگیز بین آن دو، به پیش می‌روند…

D:\سایت\Pic\عصر جدید\1454077714-56ab77122a629-009-modern-times-theredlist.jpg

D:\سایت\Pic\modern time- 1.jpg

D:\سایت\Pic\عصر جدید\1454077727-56ab771f4a211-015-modern-times-theredlist.jpg

نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):

درآمد؛ بیمه؛ رفاه؛ ثبات؛ … آیا به راستی این ایده‌آل‌های «جدید»، زندگی ما را بهتر کرده‌اند؟ یا ما را برای مواجهه با ماجراهای زندگی، ترسو و محافظه‌کار نموده‌اند؟
«عصر جدید»، داستان شخصیتی است که اهل سفر کردن است. او با سادگی و با قلبی مهربان، به استقبال زندگی می‌رود. شاد است و از تغییر نمی‌هراسد. هر لحظه از زندگی، هر چند لحظات به ظاهر سخت، را با گشودگی و خوش‌بینی، به یک منظره‌ی دلپسند و خواستنی تبدیل می‌نماید.
و البته، چنان که جز این نیز انتظار نمی‌رود، با کسی از جنس خود آشنا شده و عشقی غبطه‌برانگیز بین آن دو شکل می‌گیرد. در «قصر باکینگهامِ» این دو نفر، ارتباطی پُر مهر و محبت جریان دارد که ما با خروارها قالی و تلویزیون و مبلمان و ماکروفر و …، قادر به خلق مشابهِ آن نیستیم.
عصر جدید، بزرگداشت عشق، سادگی و خوش‌دلی در یک جامعه‌ی عبوس و بازاری است.

D:\سایت\Pic\عصر جدید\1454077756-56ab773c7f11c-026-modern-times-theredlist.jpg

ملاحظات:

برخی وقایع تاریخی، مانند رکود بزرگ آمریکا در سال ۱۹۲۹، در فیلم، نشان داده شده است.
فیلم، در بیشتر قسمت‌ها، صامت و بی‌کلام است. میان پرده‌های فیلم که به صورت نوشتار انگلیسی ظاهر می‌شود را می‌توان با خواندن زیر نویس فارسی، فهمید. این میان‌پرده‌ها به فهم بیشتر فیلم کمک می‌کنند.
فیلم، جهت گفتگوی خانوادگی و پخش عمومی مناسب می‌باشد.

D:\سایت\Pic\عصر جدید\1454077735-56ab7727724b2-018-modern-times-theredlist.jpg

D:\سایت\Pic\عصر جدید\c6aad4a07911536bff2f2c10c000e7dc.jpg

// // ?>


معرفی انیمیشن «ننه جیرجیرک»

الف-اطلاعات اولیه

کارگردان: Denis Chapon

سال تولید: ۲۰۰۹

زمان: ۱۲ دقیقه

کشور: حاصل همکاری ثمربخش یک کارگردان فرانسوی با جمعی از طراحان پرشور بولیویایی با امکانات تهیه‌کنندگان دانمارکی.

ژانر: پویانمایی

موضوع اصلی: طبیعت- انسان- جامعه

کلیدواژه‌ها: مام زمین، بخشش و صفا، باران، اقتصاد و بازار آزاد، شرکت‌های چندملیتی حریص و سودجو، رنج، مبارزه و دعا.

گروه سنی: کودک، نوجوان، جوان، میانسال و سالمند

موقعیت‌‌های اجتماعی و روانی: طبیعت‌دوستی، بی‌توجهی به مواهب طبیعت، ناسپاسی در برابر نعمت، سلطه‌ی نیروهای ظالم بر امور و جریان‌ها، اتحاد و همبستگی، بازگشت و تغییر.

مناسب برای بینندگانی که:
– طبیعت را زنده و پرشور حس نمی‌کنند.
– نسبت به مظالم اجتماعی و ایجاد سنت‌های غلط اجتماعی ساکت و منفعل‌اند.
– می‌خواهند کنار هم قرار گرفتن دغدغه‌های طبیعت‌دوستانه (زیبایی‌شناسانه) و دغدغه‌های اجتماعی را ببینند.

زبان اصلیِ فیلم: این پویانمایی دیالوگی ندارد.

خلاصه فیلم: در باورهای قدیم مردم، ننه جیرجیرکی هست که هرجا می‌رود آواز می‌خواند و با این کار، با خود باران به همراه می‌آورد. او به زمین‌های مردم و دشت‌های مختلف سر می‌زند و زمین‌های تشنه را سیراب می‌کند. مردم هم با بخشش محصول زمین‌هایشان، از او تشکر می‌کنند. تا این که روزی، به خاطر بدرفتاری و ناسپاسی مردم روستا، ننه جیرجیریک به شهر می‌رود. در آنجا صاحبان منفعت‌طلب شرکت‌های بزرگ با دیدن او تصمیم می‌گیرند از این آواز او در جهت سود خود بهره‌برداری کنند اما…

D:\Program Files\The KMPlayer\Capture\abuela_grillo_480x272[22-58-55].JPG

ب. تأملات بیشتر : (این قسمت ویژه‌ی کسانی است که می‌خواهند پیش از دیدن فیلم، داستان آن را بدانند)

D:\Program Files\The KMPlayer\Capture\abuela_grillo_480x272[22-58-36].JPG

* نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):
داستان این فیلم، الهام گرفته از دو منبع است: نخست افسانه‌ای در میان مردم کشاورز بولیوی که می‌گوید باران، وقتی می‌بارد که ننه‌جیرجیرک آواز می‌خواند؛ هر جا که ننه جیرجیرک برود همیشه ابری به دنبال او می آید… او آواز می‌خواند و باران می‌بارد. منبع الهام دیگر، حوادث واقعی سال ۲۰۰۰ است. دولت بولیوی، که برای توسعه‌ی کشور خود دست به دامان بانک جهانی و صندوق بین المللی پول شده است، به اجبار این نهادها، روش اقتصادی کشور را به اقتصاد خصوصی و بازار آزاد تغییر می‌دهد.
در سال ۲۰۰۰ ، دولت پس از خصوصی‌سازی اکثر دارایی‌های ملی، آب کشور را هم خصوصی کرده و آن را به یک شرکت امریکایی واگذار کرد. در این قرارداد بین شرکت امریکایی و دولت، خصوصی‌سازی تا آنجا پیش رفته بود که بر طبق آن حتی جمع‌آوری آب باران هم ممنوع بود! این شرکت، قیمت آب را ۵۰ درصد افزایش داد و به زندگی همه‌ی مردم، فشار بسیار زیادی وارد نمود. این کار بر زندگی مردم کشاورز و فقیر بولیوی تأثیر بسیار شدیدی گذاشت و برای برخی از آنها به معنای پایان زندگی بود. در پی آن، مردم برخی شهرها شروع به راهپیمایی و اعتراض کردند. با جدی‌شدن اعتراضات، دولت که حامی شرکت‌های چندملیتی بود، نیروهای سرکوبگر پلیس را وارد صحنه نمود و حتی در بعضی نقاط حکومت نظامی اعلام کرد. اما سرانجام پس از زد و خوردهای زیاد و حتی کشته‌شدن ۶ نفر که یکی از آنها نوجوان بود، دولت قرارداد خود را لغو کرد و بعد از آن، مردم شرکت آمریکایی را از کشور اخراج کردند. مبارزات مردم بولیوی ”نبرد آب“ نام گرفت.
در این پویانمایی ما شاهد تلفیق ماجرای یک اسطوره و باور قومی با این ماجرای مهم تاریخی هستیم.

D:\Program Files\The KMPlayer\Capture\abuela_grillo_480x272[22-59-40].JPG

* ملاحظات:
این فیلم، طی یک برنامه، در موزه‌ی ملی دانمارک برای دانش‌آموزان کلاس‌های پنجم تا دهم (احتمالا پنجم دبستان تا دوم دبیرستان) پخش شده تا آنها علاوه بر دیدن فیلم، فرصتی پیدا کنند تا با سازندگان فیلم آشنا شده و چیزهای بیشتری درباره‌ی نبرد آب در بولیوی و نیز درباره‌ی کمبود آب در جهان بشنوند.[۱]
این فیلم جهت پخش خانگی یا پخش در مدرسه و باز کردن باب بحث و گفتگو درباره‌ی طیف وسیعی از مسائل از قبیل طبیعت و مسائل محیط‌زیست و هم چنین مرور یک حادثه‌ی تاریخی و مسائل اجتماعی پیرامون آن مانند اقتصاد و عدالت و دولت و پلیس و …، مناسب است.

* منابعی جهت مطالعه در مورد فیلم:
درباره‌ی مسائلی مثل فقر در جهان و یا مرور واقعه‌ی نبرد آب در بولیوی، میتوان به فیلم پایان فقر؟ رجوع کرد.


  1. این فیلم، با نام “Abuela Grillo” در سایت‌های مختلف اینترنتی قرار داشته و امکان دانلود رایگان آن وجود دارد. یکی از لینکهای دانلود فیلم در اینترنت: (http://vimeo.com/11429985)
// // ?>


معرفی فیلم «روزنه»

عنوان فیلم: روزنه (Puncture)
کارگردان: آدام کاسن و مارک کاسن (Adam Kassen-Mark Kassen)
سال تولید: ۲۰۱۱
محصول: امریکا (سینمای مستقل)
زمان: ۹۰ دقیقه
ژانر: جنایی-داستانی
موضوع اصلی: دفاع دو وکیل از حقوق پرستاران بیمارستان
زبان فیلم: دوبله شده به زبان فارسی
کلیدواژه‌ها: ستم؛ شجاعت؛ دادگاه؛ ترس؛ تنهایی؛ امید؛ نظام پزشکی.
مناسب برای گروه سنی: نوجوان، جوان، میانسال، سالمند

خلاصه فیلم:

مایک وایز (Mike Weiss) و پل دانزیگر (Paul Danziger)، دو وکیل دعاوی هستند که پرونده یک زن پرستار را بر عهده گرفته‌اند. این زن، پرستار بخش اورژانس بیمارستان است و در هنگام تزریق آمپول به یک بیمارِ مبتلا به ایدز، آمپول شکسته و در دست او فرو می‌رود و او به بیماری ایدز دچار می‌گردد.
مایک و پل، در اثنای این دادخواهی، متوجه می‌شوند که تعداد بسیار زیادی از پرستاران در حین خدمت، به خاطر ناایمن بودنِ آمپولها دچار حوادث مشابهی شده و می‌شوند و تصمیم می‌گیرند تا این ماجرا را پیگیری کنند…

نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):

روزنه، به ماجرایی واقعی درباره‌ی فساد در نظام پزشکی می‌پردازد. دو وکیل، درگیر پرونده‌ای می‌شوند که هر چند در ابتدا به نظر ساده می‌رسد، اما کم‌کم ابعاد گسترده‌ای پیدا می‌کند؛ آن‌ چنان که دفاع از یک وکیل مدافع، تبدیل به دفاع از حقیقتی می‌شود که باید تمامی زندگی خود را برای آن فدا کرد.
قهرمان‌های فیلم، آدم‌های معمولی هستند؛ کسانی درست از جنس خود ما. همه‌ی ما، کم و بیش، با موقعیت‌های مشابهی روبرو بوده و هستیم؛ موقعیت‌هایی برای بیان یک حقیقت یا تن ندادن به یک ظلم فراگیر.
با بهانه‌های مختلف می‌توان چنین واقعه‌هایی را هدر داد و فرصت زیستنِ زندگانی‌ای پاک و پرشکوه را از دست داد.
وکیل‌های این فیلم، چنین نیستند. آن‌ها با سادگی و پاکی‌ای کودکانه، به چهره‌ی رنج‌دیدگانی خیره می‌شوند که با تمام وجودشان می‌پرسند: «آیا می‌توانی فراموش کنی؟!»

ملاحظات:

فیلم بر اساس داستان واقعیِ زندگی دو وکیل به نام‌های مایکل وایز و پاول دانزیگر ساخته شده است.
آدام کاسن، کارگردان فیلم، می‌گوید: «از همان لحظه‌ای که درباره‌ی این حوادث شنیدیم، به چیزهایی که این اتفاق درباره‌ی وضعیتِ فعلیِ صنعت پزشکی می‌گوید و به قهرمان ساده‌ای که سعی در اصلاح این وضعیت دارد، علاقه‌مند شدیم.»

Puncture-1

// // ?>


معرفی مستند «ماهی‌ها در سکوت می‌میرند»

word-image

کارگردان:
یاسر عرب-محسن زارعی
فیلم‌نامه‌نویس: – موسیقی متن: –
سال تولید: ۱۳۹۲ کشور: ایران زمان: ۵۰ دقیقه
ژانر: مستند اجتماعی موضوع اصلی: وضعیت زندگی در استان سیستان و بلوچستان کلیدواژه‌ها: بی‌تفاوتی و سکوت- فقر- بیکاری- محیط زیست.
زبان اصلیِ فیلم: فارسی

مناسب برای:

  • گروه سنی:

نوجوان، جوان، میانسال و سالمند

  • موقعیت های اجتماعی و روانی مثلِ…:

بی‌توجهی به فقر؛ امنیتی نگاه کردن به مسائل اجتماعی؛ بی‌تفاوتی و سرخوشی؛ مصرف‌گرایی؛ بحث‌های سیاسی؛ یأس و انفعال؛ تماشای اخبار و روزنامه‌ها؛ بی‌توجهی نسبت به محیط زیست.

  • موقعیت‌های گوناگون:

مناسب برای کسانی که از وضعیت فقر در دنیای اطراف خود، بی‌اطلاع‌اند؛
مناسب برای کسانی که می‌خواهند جدی‌تر زندگی کنند و سرنوشت هم‌نوعان‌ و هم‌وطنان‌شان برای‌شان مهم است؛
مناسب برای کسانی که اندیشیدن و تلاش برای عدالت را فراموش کرده‌اند؛
مناسب برای کسانی که تلویزیون‌های داخلی و خارجی را نمایش‌دهنده‌ی واقعیت می‌دانند؛

  • این فیلم را (به طور خاص) برای کدام‌یک از مکان‌ها و اقشار زیر مناسب می‌دانید؟

کلاس درس، جمع‌های خانوادگی، کتابخانه‌ی مدارس، زنان خانه‌دار، معلمان و دانشجویان

خلاصه فیلم:

مستند «ماهی‌ها در سکوت می‌میرند»، شرح درد مردم سیستان است.
در هیاهوی پاساژهای پر زرق و برق و خیابان‌های پر از مغازه، در رنگ و وارنگِ سریال‌ها و تبلیغ‌های تلویزیونی و در شلوغیِ درس و کار بعید نیست که نبینیم و بی‌خبر باشیم از رنج‌هایی که درست در کنار دست خود ما در جریان‌اند. مردم سیستان و بلوچستان با خشکسالی، نبود هیچ گونه شغل درآمدزا، فقر و حتی نبود هوای سالم دست به گریبان اند…و از همه مهم‌تر با فراموشی و بی‌توجهی آدم‌های هم‌وطن خود دست به گریبان‌اند.
این مستند فرصتی است برای جبرانِ فراموشی‌هایمان.

نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):

اگر می‌خواهید بگویید دولت تقصیرکار است و فقط دولت است که باید کاری کند، این مستند را نبینید. اگر با دیدن مشکلاتِ مردمِ سیستان و بلوچستان، قرار است افسرده و مأیوس شوید، این مستند را نبینید. اگر می‌خواهید با دیدن شرایط دشوار این‌جا، از خوبی‌های «خارج» و بدی‌های «ما ایرانی‌ها» حرف بزنید، این مستند را بگذارید کنار…
اما اگر می‌خواهید با دیدن درد یک انسان دیگر از جا بلند شوید، بسم الله! مستند «ماهی‌ها در سکوت می‌میرند» فرصتی است برای زنده شدن ما و تلاش برای برادران‌مان که در برابر مشکلات بسیار تنها هستند.

ملاحظات:

  • فرزندان شما، همکاران‌، دوستان، اقوام و خویشان، آشناهای ما در فضاهای مجازی، شاگردان یا هم‌کلاسی‌ها، همسایه‌ها و خلاصه تمام اطرافیان ما می‌توانند جزء کسانی باشند که ما درد مردم سیستان را با آن‌ها شریک شویم.
  • مستند دیگری با نام «ماه‌ها در سکوت نمی‌میرند» ساخته شده است که به تلاش‌های برخی افراد و گروه‌ها در استان سیستان و بلوچستان می‌پردازد.

این فیلم می‌تواند موضوع خوبی برای یک بحث خانوادگی و گروهی باشد.

خلاصهای از زندگی و دغدغه‌های فیلم‌نامه‌نویس یا کارگردان که در ساخت فیلم تأثیر گذاشته است:

از یاسر عرب، مستندهای متعددی پخش شده است که از آن جمله می‌توان به «مهد کودک، آری یا خیر»، «ننه قربون»، «نان جنگ»، «کدام مسجد» و … اشاره کرد. او در حوزه‌ی ادبیات کودک و نوجوان نیز کتاب‌های مختلفی نوشته است.

 

// // ?>


معرفی مستند «یک جهان تشنه»

کارگردان: تیری پیانتانیدا/ باپتیست رژه لوشار
(Thierry Piantanida/Baptiste Rouget-Luchaire)
تهیه‌کننده: یان آرتوس برتراند
(Yann Arthus Bertrand)
موسیقی متن: آرماند آمار
(Armand Amar)
سال تولید: ۲۰۱۰ کشور: فرانسه زمان: ۸۰ دقیقه
ژانر: مستند زیست‌محیطی موضوع اصلی: آب کلید واژه ها: مسئولیت- زیبایی- محیط زیست- تعلق ما به زمین- بحران آب و غذا- مصرف‌گرایی
زبان فیلم: دوبله شده به فارسی

مناسب برای:

  • گروه سنی:
    نوجوان، جوان، میانسال و سالمند
  • موقعیت های اجتماعی و روانی مثلِ…:

بی‌خبری از نتایجی که انتخاب‌های روزانه‌ی ما در حوزه‌ی خرید و مصرف به دنبال دارد؛ نا‌آگاهی از میزان فقر و نابرابری در جهان؛ شناختِ نقشِ تصمیم‌های روزانه‌ی ما در وقوع فجایع تاریخی؛ شناخت راه‌های تغییر وضعیت و حلّ مشکلات؛ شناخت زیبایی‌های نعفته در دل طبیعت؛

  • سایر موقعیت‌ها:

مناسب برای کسانی که در زندگی شخصی و اجتماعی خود دغدغه‌ی عدالت دارند
مناسب برای کسانی که نگران محیط زیست پیرامون خود هستند و نیز کسانی که متوجه زلزله‌های محیط زیستی‌ قریب‌الوقوع نیستند؛
مناسب برای کسانی که شیفتگیِ غلطی نسبت به دستاوردهای تکنولوژیک دارند

  • این فیلم را (به طور خاص) برای کدام‌یک از مکان‌ها و اقشار زیر مناسب می‌دانید؟

کلاس درس، جمع‌های خانوادگی، کتابخانه‌ی مدارس، دانش‌آموزان محروم، زنان خانه‌دار، معلمان و دانشجویان

خلاصه فیلم:

«[…] پیوند من با آب به گونه‌ای است که اصلا حدس نمی‌زدم. من در حالی که فکر می‌کردم در روز ۲۰ تا ۳۰ لیتر آب مصرف می‌کنم، فهمیدم که در حقیقت حدود ۵۰۰۰ لیتر آب در روز مصرف می‌کنم!
منشأ این آب تمام نقاط کره‌ی زمین است. اما این آب در کجا پنهان است؟
این آب، آب لازم برای همه‌ی چیزهایی است که من مصرف می‌کنم. تصور کنید: برای تولید یک کاهو ۴۰ لیتر آب لازم است! برای تولید یک کیلو گوجه‌فرنگی ۱۸۵ لیتر آب! برای تولید یک نان باگت ۳۳۰ لیتر آب لازم است و برای یک کیلو سیب ۱۰۰۰ لیتر! برای تولید یک لیتر شیر ۱۱۰۰ آب لازم است. برای تولید یک کیلو برنج ۳۴۰۰ لیتر آب لازم است و برای تولید یک شلوار جین ۱۱ هزار لیتر آب! باور کردن این ارقام برای ما بسیار دشوار است.
طبیعت دیگر توانایی فراهم آوردن این همه آب را ندارد. و هم‌زمان بیش از یک میلیارد انسان از نداشتن آب سالم رنج می‌برند.»

word-image

نظرات (نقد و بررسی و نکاتی در باب فیلم):

مستند «یک جهان تشنه»، محصول دیگری است از سازندگان مستند خانه (Home).
کارگردان، تنها از کمبود و صرفه‌جویی سخن نمی‌گوید. بلکه اساسا ما را به یاد مسئولیتی می‌اندازد که از یاد برده‌ایم.
ما خود را در خرید و مصرف و دریایی از کالاهای غیرضروری غرق کرده‌ایم و این غرق شدن دو موهبت بزرگ زندگی را از ما گرفته است: طبیعت و انسان‌های دیگر را!
نماهای این فیلم که سراسر از بالاست و سطح زمین را نشان می‌دهند، زیبایی‌هایی را پیش چشم ما می‌گشایند که از یاد برده‌ایم‌. مصرف‌گرایی ما نیز در حالی ادامه دارد که میلیاردها انسان درست به خاطر انتخاب‌های ما به مخمصه افتاده‌اند.
مستند «یک جهان تشنه» شاید جرقه‌ای باشد برای شروعِ آشتی با طبیعت و آشتی با رنج‌دیدگان زمین.

ملاحظات:

سازندگان فیلم، آن را به صورت رایگان بر روی شبکه اینترنت نهاده و اعلام کرده‌اند که این فیلم هیچ کپی‌رایتی ندارد، به این امید که تمامی انسان ها با دیدن آن، نسبت به سرنوشت طبیعت حساس گشته و برای نجات آن کاری کنند.

 

// // ?>


معرفی فیلم «دزد دوچرخه»

کارگردان: ویتوریو دسیکا فیلم‌نامه‌نویس:
چزاره زاواتینی
موسیقی متن: آلساندرو کیگومینی
بازیگران: Lamberto Maggiorani,Enzo Staiola, Lianella Carell تصویربردار:
کارلو مانتوری
تدوینگر: ارالدو دا روما
برنده جایزه (جنبه برجسته مورد نظر):
جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی (۱۹۴۹)
سال تولید: ۱۹۴۸ کشور: ایتالیا زمان: ۹۳ دقیقه
ژانر: داستانی – اجتماعی موضوع اصلی:
فقر از نمایی نزدیک
کلیدواژه‌ها: فقر، بیکاری، احساس مسئولیت، بزهکاری، عدالت اجتماعی
زبان اصلیِ فیلم: ایتالیایی
زیر نویس به زبان: فارسی

مناسب برای:

  • گروه سنی:

جوان و میانسال

  • موقعیت‌های اجتماعی و روانی مثلِ… :

بحران‌های اقتصادی و فشارهای ناشی از آن بر زندگی مردم عادی؛
بی‌اعتنایی به مسأله‌ی فقر و درک غیرواقع‌بینانه از شرایط آن؛
دغدغه‌مندی برای درک شرایط روحی-روانی کسانی که درگیر فقر هستند؛
داشتن نگاه مجرمانه به کسانی که به خاطر فقر به بزهکاری روی می‌آورند؛

  • این فیلم را (به طور خاص) برای کدام‌یک از مکان‌ها و اقشار زیر مناسب می‌دانید؟

جمع‌های خانوادگی، معلمان و دانشجویان

خلاصه فیلم:

سال‌های پس از جنگ جهانی دوم است و ایتالیا درگیرِ فقر، تورّم و بیکاری گسترده‌ است. آنتونیو ریچی، پس دو سال بیکاری، به زحمت شغلی به دست می‌آورد، اما انجامِ این شغل، منوط به داشتن دوچرخه است. ریچی و همسرش، با فروختن ملافه‌هایی که جهیزیه‌ی همسرش هستند، می‌توانند دوچرخه‌ای را که برای تهیه غذا گرو گذاشته بودند آزاد کنند و ریچی اکنون استخدام می‌شود. اما در اولین روز کاری، دوچرخه توسط فردی دزدیده می‌شود… .

سایر ملاحظات:

  1. این فیلم، فقر را عمدتاً به شکلی یأس‌آلود به تصویر کشیده است. رویکرد کارگردان به نحوی است که گویی محدودیت‌هایی ناشی از فقر، انسان را به سمت انتخاب‌های غلط می‌کشانند. این فیلم می‌تواند ما را با جنبه‌های زیادی از فقر که از آن‌ها غافل هستیم آشنا سازد اما رویکرد یأس‌آلود آن، ممکن است مخاطبان را به انفعال یا تسلیم بکشاند.
  2. «زاواتینی، نویسنده‌ی فیلم‌نامه، مدت درازی روزنامه نگار بود و این حرفه به او کمک کرد که جامعه خود و مردمان آن را بهتر بشناسد و با دردهای گریبان‌گیر مردم عادی بیشتر آشنا شود. فیلم نامه های زاواتینی آکنده از صراحت، خشونت و صداقت هستند و محتوای آن‌ها را بیشتر حقایق تلخ و سختِ زندگیِ مردمی تشکیل می‌دهد که هرگز مدافعی نداشته‌اند. در تمام آثار زاواتینی، انتقاد اجتماعی تندی مستتر است». [۱]

تصاویر فیلم:


 

  1. به نقل از سایت www.daneshnameh.roshd.ir
// // ?>


معرفی فیلم «بچه‌های آسمان»

کارگردان: مجید مجیدی فیلم‌نامه‌نویس: مجید مجیدی موسیقی متن: کیوان جهانشاهی
بازیگران: محمد امیر ناجی، میرفرح هاشمیان، بهاره صدیقی، فرشته سرابندی تصویربردار:
پرویز ملک‌زاده
تدوینگر: حسن حسن‌دوست
برنده جایزه: سیمرغ بلورین بهترین فیلم از جشنواره فیلم فجر(۱۳۷۵)، یکی از پنج نامزد نهایی جایزه بهترین فیلم خارجی اسکار (۱۹۹۸ )، جایزه بهترین فیلم در جشنواره بین‌المللی فیلم سنگاپور (۱۹۹۸)، جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران در جشنواره بین‌المللی فیلم ورشو (۱۹۹۹)
سال تولید: ۱۳۷۵ کشور: ایران زمان: ۸۹ دقیقه
ژانر: داستانی – اجتماعی موضوع اصلی: ایثار کلیدواژه‌ها: فقر، احساس مسئولیت، هم‌دردی و همدلی، کودکی.

مناسب برای:

  • گروه سنی:

کودک نوجوان جوان میانسال سالمند

  • موقعیت‌های اجتماعی و روانی مثلِ… :

بی‌تفاوتی و بی‌اعتنایی نسبت به دیگران؛ سیاه و یأس‌آلود دیدن فقر؛ اهمیت‌دادن به محرومیت و رنج انسان‌ها؛ نادیده گرفتن پتانسیل‌های نهفته در فضای فقر.

  • این فیلم را (به طور خاص) برای کدام‌یک از مکان‌ها و اقشار زیر مناسب است؟

کلاس درس، جمع‌های خانوادگی، کتابخانه‌ی مدارس، دانش‌آموزان محروم، خانواده‌های محروم، زنان‌خانه‌دار، معلمان، دانشجویان و کانون‌های اصلاح و تربیت

زبان اصلیِ فیلم: فارسی

خلاصه فیلم:

علی و زهرا، برادر و خواهری هستند که در یک خانواده‌ی فقیر زندگی می‌کنند. علی، کفشِ خواهرش را برای تعمیر به کفاشی می‌برد و از قضا آن را در بین راه گم می‌کند. علی و خواهرش فکر می‌کنند که اگر ماجرا را به پدرشان بگویند او مجبور می‌شود پول قرض کند و با توجه به وضعیت مالی خانواده، به سختی زیادی می‌افتد. به همین دلیل تصمیم می‌گیرند هر دو با یک کفش به مدرسه بروند. این شرایط ادامه پیدا می‌کند تا اینکه علی می‌بیند که قرار است در مدرسه یک مسابقه‌ی دو برگزار ‌شود که جایزه نفر سومِ آن، یک جفت کفش ورزشی است… .

ملاحظات:

کارگردان سعی کرده است تا زیبایی‌های نهفته در یک زندگی ساده و توأم با فقر را نشان دهد. به همین دلیل، این فیلم فقر را وضعیتی فروبسته و سیاه نشان نمی‌دهد. اما این زیبا نشان‌دادن فضا به نحوی است که گویی مردم فقیر، به کلی از وضعیت اقتصادی خود نیز راضی هستند و دغدغه، تلاش و اعتراضی برای تحقق عدالت ندارند. چه بسا که مطلوب و دلپسند واقع‌شدن این فیلم در نزد جشنواره‌های مختلف نیز به همین دلیل باشد که فقرا را ساکت و نجیب و دوست‌داشتنی نمایش می‌دهد؛ گویی فیلم فشار چندانی به مخاطبان خود وارد نمی‌کند و آن‌ها را در ایجاد چنین فقری سهیم نمی‌داند.

عکس‌ها:

word-image

// // ?>


معرفی فیلم«مردی که درخت می‌کاشت»

الف-اطلاعات اولیه                                                                               نوع فیلم: داستانی

کارگردان: Frederic Back(فردریک بک)

نویسنده: ژان ژیونو (Jean Giono)

موسیقی متن: –

برنده جایزه (جنبه برجسته مورد نظر): برنده جایزه اسکار برای بهترین پویانمایی(انیمیشن) کوتاه

سال تولید: ۱۹۸۷

کشور: کانادا

زمان: ۳۰ دقیقه

ژانر: پویانمایی

موضوع اصلی: امید

کلید واژه ها: امید، بزرگ‌‌منشی، تغییر شرایط زندگی، محیط‌‌زیست و طبیعت

مناسب برای :

گروه سنی: نوجوان~      جوان~       میانسال~        سالمند~

موقعیت های اجتماعی و روانی:

بینندۀ خاص/عام:

 -مناسب جهت…

زبان اصلیِ فیلم: فرانسوی-انگلیسی      دوبله شده: دوبله ندارد                        زیر نویس به زبان: فارسی و انگلیسی

خلاصه فیلم: جوانی گم‌‌شده در صحرایی وسیع را می‌بینیم. تشنگی و تابش تیز آفتاب، جوان را به جست‌‌وجوی آب می‌‌کشاند. تا چشم کار می‌‌کند، نه آب است و نه آبادی. بعد از پنج ساعت راهپیماییِ ظاهرا بی‌‌نتیجه، سایه‌‌ای در دوردست پدیدار می‌‌شود: مردی بیابان‌‌نشین با نگاهی نجیب و قدرتمند، از بالای کوه او را می‌‌نِگَرَد. در بیابانی که محرومیت‌‌های شدید، شرایط محیطی فرساینده و بی‌‌اخلاقی و خشونت، بسیاری از ساکنین را از پای درآورده، مردی که نگاهی مالامال از آرامش و بزرگی دارد، جوان را در خانه‌‌اش پناه می‌‌دهد…

ب. تاملات بیشتر: (این قسمت ویژه‌ی کسانی است که می‌خواهند پیش از دیدن فیلم، داستان آن را بدانند)

*نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):

ماجرای فیلم در بیابانی خشک و سوزان می‌‌گذرد، همه‌‌ جا سکوت است و سکوت و البته، صدای کَرکننده‌‌ی باد. تنها راه درآمد ساکنان این مکان، کارِ سنگین درست کردن زغال از چوب درختان است. فقر در میان خانواده‌‌های بیابان‌‌نشین بیداد می‌‌کند؛ نه نظمی، نه قانونی و ظاهرا نه شانسی برای دیگرگونه زیستن. گویا راهی جز این نیست که آن‌‌چه بر مردم، سالاری می‌‌کند، خشم باشد و نفرت؛ و رقابتی پوچ در تمام عرصه‌‌های زندگی.

از آن‌‌طرف، قدرت‌‌طلبی و خودخواهیِ عده‌‌ای قلیل، دو جنگ جهانی را به راه انداخته‌‌است، که سبب مرگ‌‌ها و ویرانی‌‌های بسیاری شده و برای بسیاری از مردم فضایی وحشت‌‌بار و نا آرام، به بار آورده است.

 این انیمیشن، ماجرای مردی را روایت می‌‌کند که در همان بیابان بیآب و علف، جایی که بسیاری از مردم، خوب و زیبا و البته اخلاقی زیستن را در آن غیرممکن می‌‌دانند، آرمانِ بزرگش را فراموش نکرده و برای تحقق آن تلاش می‌‌کند. او آرزوی جنگلی سبز و آباد را در سر دارد که به بهترین شکل بتواند شرایط لازم برای زندگی مردمان را فراهم کند؛ و دست به کار می‌‌شود. او هر روز، پس از چراندن گله‌‌ی گوسفندانش، ده‌‌ها دانه‌‌ی بلوط را در دل خاک گرم بیابان می‌‌کارَد، و این‌‌کار را سال‌‌ها ادامه می‌‌دهد، تا این‌‌که درختانی کوچک از خاک سر برمی‌‌آورند، آب رودخانه‌‌هایی که دیری خشک بوده‌‌اند، باری دیگر به جریان می‌‌افتند و در نهایت، زندگی به بیابان خوف‌‌ناک بازمی‌‌گردد. این‌‌گونه، «الزیار بوفیه»، با به کار گرفتن اراده‌‌ی خود در کاری که به درستی آن اعتقاد دارد، تحولی شگفت را رقم می‌‌زند؛ چنان شگفت که بسیاری آن را از توانایی‌‌های بَشَر به دور می‌‌بینند.

کارگردان فیلم به خوبی از پسِ شخصیت پردازی «الزیار بوفیه» و هم‌‌چنین راوی، برآمده است و این به مخاطب کمک می‌‌کند به بزرگمَنشیِ مرد و عملِ زندگی‌‌بخش او بیندیشد و شورِ تصمیمی تازه در او ایجاد شود. هم‌‌چنین دوگانه‌‌هایی هم‌‌چون «تباهی- شکوفایی»، «نابودگری- سازندگی» و به طور کلی «شر- خیر»، به خوبی در مقابل هم قرار می‌‌گیرند، که این خصوصیت در سوق داده شدن مخاطب به سمت انتخابی اخلاقی نقشی بسیار موثر ایفا می‌‌کند. از دیگر نقاط قوت این فیلم، می‌‌توان به موفقیت آن در معرفی محیط زیست به عنوان یکی از عوامل اصلیِ تاثیرگذار در کیفیت زندگی انسان اشاره کرد.

*ملاحظات:

– برخی از صحنه‌‌های نیمه‌‌ی اول این انیمیشن (صحنه‌‌های مربوط به زندگی ساکنین بیابان و جنگ جهانی) ممکن است تلخی و خشونتی آزاردهنده داشته باشند، البته بعد از آن‌‌ها فیلم به سمت تولد دوباره می‌‌رود و تصاویری امیدبخش جایگزین آن‌‌ها می‌‌شود.

– سال‌‌هاست که این فیلم در مدارس آمریکا به عنوان یک فیلم آموزشی به نمایش درمی‌‌آید.

– داستان الزیار  بوفیه و درختانش، تا کنون باعث کاشته‌‌شدن میلیون‌‌ها درخت در سرتاسر جهان شده است.

// // ?>


معرفی فیلم «باران»- به بهانه‌ی روز جهانی پناهندگان

alt

الف-اطلاعات اولیه                                                                                         نوع فیلم: داستانی

کارگردان:

مجید مجیدی

فیلم‌نامه نویس:

مجید مجیدی

موسیقی متن:

احمد پژمان

بازیگران:

حسین عابدینی، زهرا بهرامی، محمدامیر ناجی

تصویر بردار:

محمد داوودی

تدوین­گر:

حسن حسن‌دوست

برنده ی جوایز:

جشنواره فیلم مونترال: جایزه‌ی بهترین فیلم

جشنواره فیلم فجر: سیمرغ بلورین برای بهترین فیلم (مجید مجیدی)، بهترین کارگردانی (مجید مجیدی)، بهترین بازیگر نقش اول مرد (حسین عابدینی)، بهترین موسیقی (احمد پژمان)، بهترین جلوه‌های صوتی (محمد رضا دلپاک)، بهترین ضبط صدا (ید الله نجفی).

سال تولید: ۱۳۷۹ (۲۰۰۱)

کشور:ایران

زمان:۹۴ دقیقه

ژانر:درام- عاشقانه

موضوع اصلی:عشق و دهش

کلیدواژه‌ها:تعلق و وابستگی، انتخاب، تغییر، مهاجرت و پناهندگی، تبعیض نژادی و فقر

مناسب برای:

گروه سنی:نوجوان، جوان، میانسال و سالمند

موقعیت های اجتماعی و روانی مثلِ…:دعوت به دهش؛ ایجاد تغییر در خود و گسستن از زنجیرها و وابستگی‌ها؛ دعوت به قضاوت غیرعجولانه و همدلی با انسان ها؛ مهاجرت و برخورد با پناهندگان و مهاجران

زبان اصلی فیلم:فارسی                 دوبله شده به زبان: –                                 زیر نویس به زبان:

خلاصه فیلم:

«لطیف» آبدارچی یک کارگاه ساختمانی است که در آن تعداد زیادی کارگر، که برخی از آنها افغان هستند، کار می‌کنند. فیلم با وقوع حادثه‌ای آغاز می‌شود که طی آن «نجف» یکی از این کارگران غیرقانونیِ افغان، از ساختمان به پایین پرت می‌شود و پای او به شدت آسیب می‌بیند. فردای روز حادثه «سلطان»، دوست نجف، پسر او «رحمت» را به کارگاه ساختمانی می‌آورد و از سرکارگر خواهش می‌کند که اجازه دهد رحمت به جای پدرش در آنجا کار کند. سرکارگر با وجود جثه‌ی نحیف رحمت به او اجازه کار می‌دهد اما چندی بعد به خاطر وقوع حادثه‌ای و ضعف جسمانی رحمت، معمار یا همان سرکارگر تصمیم می‌گیرد او را اخراج کند. بعد از خواهش‌های فراوان سلطان، معمار به خاطر وضعیت خانواده‌ی رحمت و عذاب وجدان ناشی از آسیب‌دیدن نجف، راضی می‌شود که او را در کارگاه نگه دارد اما تصمیم می‌گیرد او به جای لطیف آبدارچی باشد. لطیف که از این به بعد مجبور است کار ساختمانی انجام دهد و به خاطر از دست دادن شغل آسان خود بسیار ناراحت است، کینه‌ی رحمت را به دل می‌گیرد و تلاش می‌کند که کار او را خراب کند. اما رحمت در تمام مدت کار خود در کارگاه، سکوت اختیار کرده است و هرگز کلمه‌ای به زبان نمی‌آورد و بدون شکایت به کار خود ادامه می‌دهد. رابطه­ی پُر تنشِ لطیف و رحمت ادامه دارد تا اینکه فاش‌شدن یک راز مهم، رابطه­ی رحمت و لطیف را به طرز شگفتی تغییر می­دهد و رفته‌رفته لطیف را به فردی دلسوز و حتی ایثارگر تبدیل می­کند.

alt

ب. تأملات بیشتر: (این قسمت ویژه‌ی کسانی است که می‌خواهند پیش از دیدن فیلم، داستان آن را بدانند)

* نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):

فیلم باران در لفافه‌ی داستانی عاشقانه به بررسی مسائل اجتماعی موجود در جامعه و وضعیت پناهندگان افغان در ایران می‌پردازد و نکات مهمی را در مورد شرایط زندگی آنها بیان می‌کند. مجیدی با به تصویر کشیدن شرایط نابه‌سامان زندگی افغان‌ها و وضعیت کاری دشوار و ناعادلانه‌ی آنها، مخاطب را از منظری تازه با این قشر محروم و تبعیض‌هایی که به آنها روا داشته می‌شود، آشنا می‌سازد.

با توجه به حساسیت‌های موجود در جامعه‌ی ما و برخوردهای ناروایی که با جامعه‌ی مهاجران افغان انجام می‌شود، این فیلم می‌تواند در تغییر دیدگاه‌های مخاطبان نسبت به افغان‌ها تأثیر خوبی داشته باشد و آنها را به همدلی بیشتر با این پناهندگان دعوت کند.

از سوی دیگر تصویر مهاجران افغان در این فیلم نیز مانند بسیاری از فیلم‌های دیگر، مبتنی بر دردها و تاریکی‌های موجود در زندگی آنان است و به توانمندی‌ها و نقاط مثبت فرهنگ و جامعه آنها اشاره‌ای نمی‌کند. قهرمان فیلم، یعنی کسی که دهش می‌کند، یاری می‌رساند، تغییر می‌کند و می‌بالد یک پسر ایرانی است و کسی که به او کمک می‌شود و در موضع ضعف و تا حدی انفعال (حداقل در مورد موضوع عشق) قرار دارد، یک دختر افغان.

گذشته از آن، فیلم به دلایل مهاجرت پناهندگان افغان و شرایط زندگی آنها در افغانستان هیچ اشاره‌ای نمی‌کند و قسمت بزرگی از داستان زندگی آنها را نادیده گرفته است. این­ها همه مسائلی هستند که باعث می‌شود فیلم قادر به ایجاد یک تصویر درست و به‌حق در مورد فرهنگ و مردم افغان، نباشد و بیم آن می‌رود که حتی دردها و سختی‌های زندگی این قشر محروم نیز در میانه‌ی روایت رمانتیک فیلم از عشق، به دست فراموشی سپرده شود.

با این همه، تلاش مجیدی برای به تصویر کشیدن دشواری‌های زندگی مهاجران افغان قابل تقدیر است و می‌تواند به مخاطبانی که اغلب آن­ها در مورد این موضوع بسیار ناآگاه هستند، کمک زیادی کند.

alt

* ملاحظات:

– می­توان گفت که مجیدی در برخی سکانس‌های فیلم خود، نخ‌نما و کلیشه‌ای کار کرده است و این امر به شخصیت لطیف و تصویری که از عشق‌ورزی و علائق او ارائه می‌شود، لطمه‌ی زیادی زده است.

– بر خلاف جوایز بسیار زیادی که این فیلم در زمینه جلوه‌های صوتی و ضبط صدا گرفته است، نسخه‌های موجود فیلم از نظر صوتی کیفیت بدی دارند.

* منابعی جهت مطالعه در مورد فیلم:

×      برای مطالعه بیشتر در مورد فیلم مراجعه کنید به کتاب «باران»، از مجموعه‌ی «فیلمنامه‌های سینمای ایران»، نوشته‌ی «مجید مجیدی»، انتشارات توفیق‌آفرین، چاپ اول، ۱۳۸۰٫

×      برای آشنایی با تاریخ افغانستان می توان به کتاب­های مختلفی رجوع کرد؛ از جمله نگاه کنید به کتاب: ”احمدشاه مسعود“ نوشته صدیقه مسعود، ترجمه ی افسر افشاری، نشر مرکز.

×      کتاب «سرزمین پدری»، نوشته‌ی «هانس گئورک نواک»، ترجمه‌ی «کمال بهروزکیا»، نشر افق. رمانی خوب در زمینه‌ی وضعیت مهاجرین در جوامع پیشرفته و صنعتی.

×      برای مطالعه ی بیشتر در موضوع مهاجرت و پناهندگی رجوع کنید به:

–         گفتگو (فصل نامه ی فرهنگی و اجتماعی)، شماره ۱۱، بهار ۱۳۷۵٫ شامل موضوعاتی مانند وضعیت پناهنده پذیری ایرانی ها، زنان افغان، کارگران افغان و … . برخی از مقاله های این فصل نامه را می توان در سایت www.noormags.orgپیدا کرد.

–         جامعه شناسی، آنتونی گیدنز، ویراست چهارم، ترجمه حسن چاوشیان، فصل نهم: نژاد، قومیت و مهاجرت، نشر نی.

–         جهانی شدن و جهان سوم، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، تهران، ۱۳۸۰، فصل سوم: ”مهاجرت و تجربه پناهندگان“، فیل مارفلیت.

// // ?>