بایگانی دسته: مقالات



جام جهانیِ شرم

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\556763_4163990222175_2103345456_n.jpg

در درون ما و در اطرافمان، صداهای فرامو‌ش‌شده‌ای وجود دارند که ما را به شنیدن فرامی‌خوانند؛ صداهایی اصیل که از آن سوی دیوارها می‌آیند و هر دل‌افسرده‌ای را به ضیافتِ برادری دعوت می‌کنند.
ما در پشت حصارها تنها شده‌ایم و از فرط یأس، خود را به اسباب‌بازی‌هایمان مشغول می‌کنیم تا فراموش کنیم. حالا اسباب‌بازی‌هایمان بزرگ و بزرگ‌تر شده‌اند؛ به اندازه‌ی یک ورزشگاه.
اما گویی یکی از این اسباب‌بازی‌ها دارد چیزی نجوا می‌کند…صدای شلوغیِ بعد از گُل [گلِ خورده شده] را در گوش‌هایتان کم کنید…به نیم‌کت‌ها، به رج‌های سیمانی استادیوم، به آجر دیوارها گوش فرادهید…آن‌ها قصه‌ای برای گفتن دارند:

* * *

صدایی بلندتر از آسمان‌خراش

در دسامبر ۲۰۱۰، قطر توانست امتیاز میزبانی جام جهانی ۲۰۲۲ را نصیب خود کند.

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\شادی امیر قطر از کسب میزبانی جام.jpgشادی امیر قطر از کسب میزبانی جام جهانی ۲۰۲۲

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\WORLD-CUP-REFER-articleLarge.jpgشادی مردم از کسب میزبانی جام جهانی

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\qatar-2022-world-cup-win-celebrations-2-th.jpg

C:\Users\Morteza\Desktop\انتقاد عفو بین الملل از وضعیت کارگران در قطر - BBC Persian[11-25-36].JPGمرد قطری، بعد از شنیدن خبر میزبانی کشورش، سجده‌ی شکر می‌گزارد.

***

بر طبق برآوردهای مالی، قطر به منظور آماده‌سازی خود جهت این مسابقات، ۱۰۰ میلیارد دلار صرف ساخت‌ و سازهای مختلف خواهد کرد: فرودگاه جدید، خطوط مترو، جاده‌ها، یک شهر جدید، هتل‌های مجهز، آسمان‌خراش‌ها و استادیوم‌های متعدد.

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\_81231146_al-wakrah-afp.jpgورزشگاه الوکره

http://dohanews.co/wp-content/uploads/2015/12/estadio-doha-port-qatar-2022-2.jpgورزشگاه دوحه

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\archieved\qatar.jpgدوحــــه

***

بر طبق آمار سازمان عفو بین‌الملل[۱]، ۱ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر کارگر مهاجر در قطر مشغول به کار هستند. ۹۰ درصد نیروی کار این کشور را مهاجران تشکیل می‌دهند[۲]. مصر، فیلیپین، نپال و هند و بسیاری از کشورهای دیگر، در قطر، کارگر مهاجر دارند. از سال ۲۰۱۰ که قطر میزبانی جام جهانی را به دست آورد، شمار این کارگرانِ مهاجران، افزایش بسیاری پیدا کرد. کشور قطر برای آماده‌سازی و ساخت‌ ساختمان‌های لازم برای برگزاری جام‌جهانی ۲۰۲۲، دست‌کم یک میلیون کارگر خارجی وارد کشور کرده است[۳].

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\0,,17244842_303,00.jpg

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\sedrf.jpg

***

رسانه‌های بین‌المللی، اتحادیه‌های کارگری در سراسر دنیا و سازمان‌های حقوق بشری، وضعیت کارگران مهاجر، که بیشتر آن‌ها در بخش راه و ساختمان‌سازی مشغول به کار هستند را زیر نظر گرفته‌اند و مسائل نگران‌کننده‌ی بسیاری را مشاهده کرده‌اند.

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\0,,17233436_303,00.jpg

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\0,,17237332_303,00.jpg

***

آن‌طور که سازمان عفو بین‌الملل گزارش داده است صدها کارگر در حین آماده‌سازی قطر برای برگزاری جام جهانی فوتبال مرده‌اند[۴]. از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴، حدود ۱۲۰۰ کارگر جان خود را در ارتباط با احداث بنا‌های مربوط به جام جهانی ۲۰۲۲ از دست داده‌اند[۵]؛ تقریبا هر روز یک نفر[۶].

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\انتظار می‌رود که شمار کارگران مهاجر در قطر در دو سال آینده ده برابر شود.jpg

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\سازمان عفو بین‌الملل و سازمان دیده‌بان حقوق‌بشر از عمل نکردن قطر به وعده‌های خود در مورد بهبود شرایط کارگران، انتقاد کرده‌اند.jpg

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\کار کردن کارگران خارجی در هوای داغ قطر.jpg

***

سازمان عفو بین‌الملل در یک گزارش میدانی مفصل[۷]، برخی از اصلی‌ترین اشکال سوءاستفاده و ظلم نسبت به کارگران مهاجران که در قطر مشغول به کار هستند را شرح داده است:

  • کارگران، [پس از رسیدن به مقصد کاری‌شان] متوجه می‌شوند که شرایط کار و زندگی در اینجا، با آنچه که استخدام‌کنندگان در ابتدای کار به آن‌ها وعده داده بودند، متفاوت است؛ فی‌المثل دستمزدها پایین‌تر از توافق اولیه است.
  • دستمزد بسیاری از کارگران، ماه‌ها دیرتر از زمانِ مقررِ آن داده می‌شود یا اینکه اصلا داده نمی‌شود.
  • کارفرماها، مدارک و قراردادهای لازم را با بسیاری از کارگران امضا نمی‌کنند و به این ترتیب، آن‌ها را تحت فشارِ دستگیری توسط مأموران دولتی قرار می‌دهند [از این ابزار به عنوان اهرمی برای تهدید و کنترل کارگران استفاده می‌کنند].
  • کارفرماها، گذرنامه‌ی کارگران مهاجر را از آن‌ها می‌گیرند و حتی به آن‌ها اجازه‌ی خروج از کشور [و بازگشت به کشور خود] را نیز نمی‌دهند.
  • کارگران به نحوی طاقت‌فرسا و با ساعات بسیار طولانی، وادار به کار می‌شوند و کارفرماها حاضر به تأمین سلامت و ایمنی آن‌ها در محیط کار نیستند.
  • کارفرماها، کارگران را در محیط‌های کثیف، شلوغ و نامناسب اسکان می‌دهند.

سعید آدری، مدیر مسائل جهانی در سازمان عفو بین‌الملل، می‌گوید که کارگران خارجی در قطر با «تبعیض سیستماتیک» روبرو هستند و حقوق بدیهیِ انسانی آن‌ها زیرپا گذاشته می‌شود[۸].

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\0,,17169469_303,00.jpg

***

بسیاری از کارفرماها، در حالی که کاگران را به کار گرفته‌اند، برگه‌ی اجازه‌ی اقامت را برای کارگرها آماده و یا تمدید نمی‌کنند؛ در حالی که بر طبق قانون قطر باید چنین کاری را انجام دهند. برگه‌ی اجازه‌ی اقامت، برای کارگر اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد که زندگی و کار او در کشور، قانونی است. بدون این اجازه‌نامه‌ها، کارگران ممکن است که زندانی و یا جریمه شوند. کارفرماها، این اجازه‌نامه‌ها را در اختیار کارگران قرار نمی‌دهند و به همین دلیل بسیاری از این کارگران، از خوابگاه و محل کارشان حتی بیرون نمی‌توانند بیاییند، چون از دستگیر شدن توسط مأموران دولتی می‌ترسند[۹].

***

وضعیت امنیتی این کارگران از دیگر مسایل بسیار بحث‌برانگیز است. به گفته سازمان عفو بین‌الملل، در سال ۲۰۱۴ میلادی، ۴۴۱ کارگر خارجی، از هند و نپال، دو کشوری که بیشترین شمار کارگران را در قطر دارند، حین آماده‌سازی تاسیسات و تجهیزات جام جهانی، جان خود را از دست داده‌اند.
برخی از کارگران به دلیل حوادثِ رخ داده در محل کار، جان خود را از دست داده‌اند و برخی دیگر به دلیل ناراحتی قلبی درگذشته‌اند. فقط در بازه‌ی زمانی ژوئن تا آگوست ۲۰۱۳، دست‌کم ۴۴ کارگر بر اثر سکته قلبی و سوانح ناشی از کارِ سخت، جان خود را از دست دادند[۱۰].

***

گزارش‌های نهادهای حقوق بشری اعلام می‌کنند که کارگران خارجی مجبورند حتی در دمای پنجاه درجه‌ی سانتیگراد نیز کار کنند و گاه حتی آب آشامیدنی نیز در اختیار آن‌ها قرار نمی‌گیرد[۱۱].

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\0,,19012775_303,00.jpg

***

نهادهای حقوق بشری تا کنون بارها از وضعیت مسکونی اسف‌بار کارگران مهاجر در قطر انتقاد کرده‌اند. محل اسکان کارگران در اغلب موارد غیربهداشتی بوده و بسیار بیش از گنجایش آن پر می‌شود. نشریه‌ی گاردین در مقاله‌ای وضعیت کارگر خارجی در قطر را «بردگی مدرن» توصیف کرده بود.

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\0,,19012772_303,00.jpg

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\0,,19012810_401,00.jpg

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\برخی از کارگران به دلیل حوادث رخ داده در محل کار جان خود را از دست داده‌اند. برخی به دلیل ناراحتی قلبی درگذشته‌اند.jpg

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\پیش از این روزنامه گاردین میزان سوءاستفاده و بهره‌بردای از کارگران خارجی به خصوص کارگران اهل نپال در قطر را با عنوان برده داری مدرن توصیف کرده بود.jpg

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\ضبط گذرنامه کارگران، عدم پرداخت حقوق کارگران برای چندین ماه، عدم دسترسی به آب آشامیدنی برای کارگران تنها برخی از نمونه‌های غیرانسانی گزارش شده از شرایط کارگران خارجی در قطر است.jpg

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\محل استراحت و خوابگاه کارگران خارجی در قطر.jpg

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\0,,16015997_303,00.jpg

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\0,,16015992_303,00.jpg

***

کارگران گاه تا هفت ماه چشم‌انتظار دریافت دستمزد خود هستند. در صورت اعتراضِ آنان، این خطر وجود دارد که مقامات قطر بدون پرداخت حقوق عقب‌مانده‌شان، آنان را از این کشور اخراج کنند.
دی‌پاک، یک فلزکار که در استادیوم خلیفه‌ مشغول به کار بود، به گروه‌های حقوق بشری گفت که زندگی در این‌جا «شبیه زندگی در زندان است». او افزود: «صاحب‌کارم به من گفت: اگه میخوای توی قطر بمونی، باید صدات در نیاد و کار کنی!»[۱۲]

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\0,,18439618_303,00.jpg

«خانواده‌ام الان آواره شده‌اند. دو تا از بچه‌هام که کوچک‌ترند، مجبور شده‌اند ترک تحصیل کنند. …هر روز نگران و عصبی‌ام؛ شب‌ها نمی‌تونم بخوابم. این وضعیت برام، واقعا یه شکنجه است.»
(بخش از گفته‌های پِرِم؛ فلزکاری که در استادیوم خلیفه کار می‌کند؛ اهل نپال است و ماه‌هاست که دستمزدش را نداده‌اند)

***

یکی از قوانین بسیار ظالمانه‌ی کار در قطر، قانون «کفاله» یا «قانون ضمانت[۱۳]» نام دارد. قانون مزبور کارگران مهاجر را موظف می‌کند که در صورتی که بخواهند کشور را ترک کنند یا کارشان را تغییر دهند، باید از کارفرمای خود اجازه‌نامه‌ای داشته و آن را ارائه دهند. به گفته‌ی مسئولان عفو بین‌الملل، این امر سبب می‌شود که کارگرانی که در قطر مورد سوءاستفاده و استثمار قرار گرفته‌اند، به‌راحتی امکان خروج از این کشور را نداشته باشد و به کار اجباری وادار شوند.
۲۳۴ تن از کارگران باغبانی که برای ساخت تأسیسات ورزشی جام جهانی ۲۰۲۲ به کار گرفته‌شده‌ بودند، به عفو بین‌الملل گفته‌اند که مقامات قطری، گذرنامه‌های آنان را ضبط کرده‌اند تا آنان نتوانند پیش از پایان قراردادشان قطر را ترک کنند.

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\کارگران مهاجر خارجی در قطر همچنان «به شدت آسیب‌پذیر» هستند.jpg

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\Construction workers on Khalifa International Stadium ahead of the 2022 FIFA World Cup Qatar on December 30, 2015 in Doha,.jpg

سازمان عفو بین‌الملل در سال ۲۰۱۴، با انتشار گزارشی در مورد استثمار کارگران ساختمانی در قطر، انتقاد کرده و متذکر شده بود که صاحبان و کارفرمایانِ صنایع ساختمانی، کارگران خارجی را «در حکم حیوانات» تلقی می‌کنند.

***

وضعیت کاری زنان

سازمان عفو بین‌الملل در ماه آوریل ۲۰۱۴، گزارشی انتقادآمیز از وضعیت زنان کارگر خارجی و مهاجر در قطر منتشر کرده و از جزئیات خشونت، شکنجه و بردگی آنان پرده برداشته است.

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\0,,17077277_303,00.jpg

بیش از نیمی‌ از زنان مهاجری که در قطر هستند، به کار خانگی مشغول‌اند. قوانین قطر در مورد کار خانگی، برای ساعات کار در روز و برای روزهای کاری در هفته، هیچ محدودیتی قرار نداده‌اند. زنان کارگر خارجی در قطر، مجبورند تا ۱۰۰ ساعت در هفته کار کنند.
کار اجباری، خشونت‌فیزیکی و خشونت جنسی بخشی از مصایبی است که زنان کارگر خارجی در قطر به شکل مداوم با آن مواجه‌اند.
سعید آدری می‌گوید:« بسیاری از این زنان کارگر حق ترک منزل کارفرما را ندارند. اگر هم جرات کنند و به کارفرما بگویند که می‌خواهند از خانه بروند، یا کتک می‌خورند یا تهدید به خشونت فیزیکی می‌شوند.»
دست‌کم ۸۴ هزار زن کارگر مهاجر در کشورهای عرب حوزه‌ی خلیج فارس به کار طاقت‌فرسا مشغول‌اند و بیشتر آن‌ها از کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا برای کار به این کشورهای عرب‌نشین وارد می‌شوند.
گزارش عفو بین‌الملل می‌گوید وضعیت این زنان با «برده» فرق چندانی ندارد. آن‌ها اگر از خانه‌ی کارفرما بروند، به عنوان «فراری» به پلیس گزارش شده و بازداشت و روانه‌ی زندان می‌شوند. کارگران بدون اجازه‌ی کارفرما حق ترک کشور و بازگشت به وطن خود را هم ندارند.

***

دولت قطر در جوابیه‌ی یکی از گزارش‌های سازمان عفو بین‌الملل نوشت: «دولت قطر احساس می‌کند که سازمان عفو بین‌الملل وضعیت کار در قطر را در کنار وضعیت کار در سایر کشورها که مسائل مشابهی دارند، قرار نمی‌دهد. قطر به طور جدی قصد دارد تا وضعیت کار در این کشور را به بالاترین سطح استاندارد برساند اما به دلایل نامعلوم، سازمان عفو بین‌الملل هیچ‌گونه مقایسه‌ای بین قطر و سایر کشورهایی که تعداد زیادی از مهاجران را برای رسیدن به رشد و توسعه‌ی سریع به کار می‌گیرند، صورت نمی‌دهد[۱۴]
دولت قطر سال‌هاست وعده می‌دهد که قانون فعلی کار و حقوق کارگران را بازبینی خواهد کرد.

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\0,,17118176_303,00.jpg

***

بخشی از یک تبلیغ تجاری درباره‌ی جام جهانی در قطر:

آنچه در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر در انتظار طرفداران فوتبال است…

قطر، با داشتن سومین ذخایر طبیعی گاز جهان، به آن چنان ثروتی رسیده است که بتواند برای میزبانی خود این شعار را انتخاب کند:

«منتظر هیجان باشید!»

کسانی که به ویترین قطر، دوحه (پایتخت)، سفر می‌کنند، در صحرا از دور دندانه‌هایی را خواهند دید که از دل بیابان سر بر آورده‌اند؛ این‌ها آسمان‌خراش‌های قطر هستند. در آن‌جا ثروتی چشمگیر دیده می‌شود:
شب‌هنگام، غرش اگزوز ماشین‌های گران‌قیمتی که با همدیگر کورس گذاشته‌اند و سر و صدای دوچرخه‌سوارانی که بر دوچرخه‌های درجه‌یک سوارند، در میان برج‌هایی که از فولاد و شیشه ساخته شده‌اند، می‌پیچد.
شاید در دنیا فقط در دوحه بتوان چنین چیزی را در بخش نیازمندی‌های روزنامه‌ی محلی دید: «نیاز فوری به یک قصر!»[…]
استادیوم لوسِیل (Lusail)، در شمال دوحه، جایی است که قرار است بازی افتتاحیه و بازی فینال در آن‌جا برگزار شود.
تمیم العابد، مدیر پروژه‌ی ورزشگاه دوحه، هم‌چنین به طرفداران فوتبال وعده‌ای درباره‌ی استفاده از تکنولوژی‌های جدید و پیشرفته در ورزشگاه‌ها، داده است. او گفته است: «آینده‌نگری برای ما بسیار مهم است. مثلا به زودی تماشاچیان می‌توانند در ورزشگاه‌ها از روی تبلت‌شان، صحنه‌ی آهسته‌ی مسابقات را تماشا کنند. پس برای ما آینده‌نگری خیلی مهم است زیرا شما می‌بینید که تکنولوژی به چه سرعتی دارد پیشرفت می‌کند. ما نمی‌خواهیم چیز‌هایی را طراحی کنیم که وقتی جام جهانی شروع شد، یک تکنولوژی عقب‌مانده و از دور خارج شده باشد.»

منبع: (http://www.businessinsider.com/heres-what-soccer-fans-can-expect-from-the-qatar-world-cup-2014-12 )

***

رگینا اشپوتل، کارشناس عفو بین‌الملل در امور قطر می‌گوید: «فیفا از زمان اعطای میزبانی جام جهانی ۲۰۲۲ به قطر در سال ۲۰۱۰، تاکنون اقدامات و تلاش‌های کافی انجام نداده تا کارگران مهاجر به شرایط و وضعیتی انسانی برسند.»
فیفا به خاطر فشارها و بحث‌های مختلف درباره‌ی گرمای قطر در فصل تابستان، جام جهانی را به فصل زمستان منتقل کرد اما در برابر حقوق از دست رفته‌ی کارگران، ساکت باقی مانده است.
اشپوتل هم‌چنین گفت: «اگر فیفا به سرعت واکنش نشان ندهد و کاری نکند، مسئول و مقصر این امر خواهد بود که جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر روی دوش هزاران کارگر مهاجر استثمارشده برگزار می‌شود
کارشناسان سازمان عفو بین‌الملل پیش‌بینی می‌کنند که شمار کارگران خارجی برای ساخت تأسیسات ورزشی جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر در طی دو سال آینده (تا سال ۲۰۱۸) ده برابر شده و به ۳۶ هزار نفر افزایش یابد[۱۵].

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\c4e72c79a5677e2f1eee05f282083f391a44ecc7.jpg

***

تعدادی از مردم به همراه اتحادیه‌های کارگری، در زوریخ (سوئیس) در مقابل دفتر جهانی ریاست فیفا، اعتراض خود به وضعیت کارگران قطری را اعلام کردند:

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\A trade union-organised protest in Zurich on 29 May against workers' conditions in Qatar.jpg

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\کارت قرمز برای فیفا.jpg

«به فیفا و حامیان مالی آن بگویید که استثمار کارگران را متوقف کنند!»
سازمان عفو بین‌الملل در سایت خود[۱۶]، دادخواستی تهیه کرده تا از فیفا بخواهد به وضعیت کارگران در قطر هر چه زودتر رسیدگی کند. یکی از کمترین کارهایی که می‌توان برای حمایت از این کارگران انجام داد، امضا کردن این دادخواست و معرفی کردن آن به دیگران است.

***

مصطفی قدری[۱۷]، پژوهشگر «حقوق مهاجرانِ منطقه‌ی خلیج فارس» در سازمان عفو بین‌الملل، می‌گوید: «اگر شرایط تغییر نکند و برای اصلاح این وضعیت هر چه زودتر کاری صورت نگیرد، هر طرفدار فوتبالی باید از خود بپرسد:
آیا ما در حال استفاده از خون و عرق و اشک‌های کارگران مهاجر نیستیم؟[۱۸]»[۱۹]

C:\Users\Morteza\Desktop\جام جهانی و وضعیت کارگران\qatar-world-cup-1.jpg

منابعی برای مطالعه‌ی بیشتر:

  1. برخی از اخبار و گزارش‌های مهم درباره‌ی کارگران درگیر در جام جهانی را می‌توانید در این‌جا و این‌جا ببینید.
  2. گزارشی درباره‌ی وضعیت زنان مهاجر، را می توانید در این‌جا ببینید.
  3. گزارشی درباره‌ی کارگران ساختمانی مهاجر، را می توانید در این‌جا ببینید.
  4. فیلمی درباره‌ی استثمار سازمان‌یافته‌ی کارگران را می‌توانید در این‌جا ببینید.

کلیدواژه: جام جهانی- فوتبال- ورزش- کارگران مهاجر- عدالت- خشونت- تغییر


 

  1.  Amnesty International
  2.  http://globalnews.ca/news/2610395/dion-to-meet-qatari-counterpart-day-after-amnesty-report-alleges-labour-abuse-in-qatar/
  3.  http://www.dw.com/fa-ir/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B5%D8%AF%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%82%D8%B7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86/g-18465332
  4.  http://www.dw.com/fa-ir/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B5%D8%AF%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%82%D8%B7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86/g-18465332
  5.  http://www.dw.com/fa-ir/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D9%81%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AB%D9%85%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B7%D8%B1/a-18058021
  6.  http://www.bbc.com/news/magazine-33019838
  7.  https://www.amnestyusa.org/sites/default/files/mde220102013eng.pdf
  8.  http://www.dw.com/fa-ir/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D9%81%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B7%D8%B1/a-17590459
  9.  https://www.amnesty.org/en/latest/campaigns/2016/03/qatar-world-cup-of-shame/
  10.  http://www.dw.com/fa-ir/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D9%81%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B7%D8%B1/a-17590459
  11.  http://www.dw.com/fa-ir/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D9%81%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B7%D8%B1/a-17590459
  12.  http://globalnews.ca/news/2610395/dion-to-meet-qatari-counterpart-day-after-amnesty-report-alleges-labour-abuse-in-qatar/
  13.  Sponsorship Law
  14.  http://www.bna.bh/portal/en/news/699409
  15.  http://www.dw.com/fa-ir/%D8%B9%D9%81%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AB%D9%85%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2-%D9%82%D8%B7%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/a-19152860
  16.  https://www.amnesty.org/en/get-involved/take-action/stop-fifa-and-sponsors-world-cup-exploitation
  17.  Mustafa Qadri
  18.  http://www.theguardian.com/football/2015/dec/01/amnesty-international-qatar-world-cup-migrant-workers
  19. هدف از آشنا شدن با وضعیت کارگران مهاجر در قطر، ایراد گرفتن از کشورهای خلیج فارس و یا بیانِ مشکلاتِ دیگران برای دست و پا کردنِ مشروعیت پوشالی برای خود نیست. امید است که با خواندن این متن، با حقوق کارگران بیشتر آشنا شویم؛ به مسأله‌ی عدالت حساس‌تر شویم؛ در آینه‌ی دیگران وضعیت خود و کشور خود را ببینیم و برای تغییر و رقم خوردن زیبایی بیش از پیش بکوشیم.

// // ?>


چند باور غلط درباره فقر (بخش اول)

10

باورهای ما یکی از مهم‌ترین عوامل پیش‌برنده ما در زندگی و در واقع جهت‌دهنده به اعمال ما هستند. هر یک از ما در طول زندگی رفته‌رفته به تصویرها و پیش‌فرض‌هایی از جهان، خودمان و دیگران می‌رسیم که گاه حاصل تفکر خود ما هستند و گاه از طرف خانواده، مدرسه، فضای اجتماع و یا دولت‌ها به ما انتقال داده شده‌اند. مسئلهی مهم این است که بسیار پیش می‌آید که این پیش فرض ها با حقیقت ماجرا مطابقت زیادی نداشته باشند. مثلا زیاد پیش می‌آید که ما درباره کسی و شرایطش قضاوت می‌کنیم، بدون آنکه با خود آن فرد به طور جدی وارد گفتگو و تعامل شده باشیم یا لااقل شرایط مختلف او را در نظرگرفته باشیم. مصداق دیگر این وضعیت زمانی پیش میآید که پیش‌فرض‌های ما درباره موضوعات یا افراد، با اصول اخلاقی مهمی که خود ما به آن‌ها اعتقاد داریم و انتظار داریم که دیگران بر اساس آن‌ها یا ما رفتار کنند -مثل انصاف یا عدالت- در تعارض قرار می‌گیرند.

این متن باورهای مختلف درباره فقر و فقرا را که هر روز در کوچه و خیابان، در رسانه‌های عمومی و تبلیغات به گوش ما می‌رسد، بهانه قرار می‌دهد تا حقایقی را درباره مردمان فقیر آشکار کند. هر بخش از متن با سوالی شروع می‌شود که از باوری خاص و رایج درباره فقرا صحبت می‌کند. در هر بخش تلاش می‌کنیم تا علاوه بر استناد به آمار، با دلایلی ساده و اطلاعاتی که بر سر آن ها توافقی عمومی وجود دارد، درباره آن باور بحث کنیم. هدف از نوشتن این متن تنها نقد این باور‌ها نیست، بلکه تلاش بر این است تا در پی آشکار شدن درد‌های موجود، دریچه هایی به سوی امید و عمل رهایی‌بخش بگشاید. دریچه‌هایی که ممکن است تا کنون تصورات ما آن‌ها را بسته نگاه داشته‌اند.

در پاسخ به باورهای غلط رایج – که در زیر آمده است- تلاش شده است تا از منظری مسئولانه به فقر و زندگی محرومین نگاه شود.

  1. فقر چیست؟ آیا فقر همان بی‌پولی یا درآمد کم است؟
  2. آیا فقرا به خاطر تنبلی و کار نکردن فقیر می‌مانند؟
  3. آیا با وجود اوضاع نابه‌سامان اقتصادی در یک جامعه، تلاش ما برای اصلاح و رفع فقر سودی دارد؟
  4. آیا کودکان فقیر کم‌استعدادتر از باقی کودکان هستند؟
  5. آیا فقرا دروغ می‌گویند؟ آیا متکدیان خیابانی از من و شما ثروتمندتر هستند؟
  6. مسئولیت ما و دولت‌ها در برابر فقر چیست؟

آنچه در ادامه می خوانید در واقع بخش اول از این متن است که به سه سوال ابتدایی پاسخ می‌دهد. ان شاء‌الله باقی سوالات در قسمت‌های بعدی خواهند آمد.

دریافت مقاله‌ی «چند باور غلط درباره فقر (بخش اول)»

// // ?>


فقر در بستر زندگی (مروری بر حوزه‌های مهم نمود فقر)

فقرا تنها در خانه‌هایشان فقر را تجربه نمی کنند. آن‌ها هرروز، در همه‌جا با شرایطی ویژه روبرو هستند. در واقع فقر خود را در جامه‌های مختلفی بر آن‌ها آشکار می‌کند: در محله‌ای که در آن زندگی می‌کنند، در خوراک و پوشاک، در شغلی که می‌توانند برگزینند، در دسترسی به امکانات آموزشی، در شرایط بهداشتی و … .

گویی فقر زنجیره‌ای به هم‌پیوسته است و هر کس بخواهد به مقابله با آن برخیزد، نمی‌تواند این به هم‌پیوستگی را در نظر نداشته باشد. مقاله فقر در بستر زندگی، تلاش می‌کند تا برخی از این ابعاد را توصیف و بررسی کند. مواجهه با هر یک از این‌ حوزه‌ها، ما را به درک وضعیت فقرا نزدیک می‌کند، علاوه بر این به ما نشان می‌دهد که برای اصلاح بحران فقر و کمک به محرومین از چه راه‌هایی می‌توانیم دست به عمل بزنیم. آن‌چه در ادامه می‌آید، نگاهی است به فقر در حوزه‌های: «تغذیه، سلامت و بهداشت»، «مسکن»، «پوشاک»، «تحصیل»، «شغل»، «محیط زیست و وضعیت جغرافیایی» و «اعتیاد».

دریافت مقاله‌ی «فقر در بستر زندگی (مروری بر حوزه‌های مهم نمود فقر)»

// // ?>


همگام با فقرا؛ در راه مبارزه با فقر (به مناسبت روز جهانی ریشه‌کنی فقر)

مطلب «همگام با فقرا؛ در راه مبارزه با فقر»- نسخه‌ی مخصوص چاپ

تاریخچه[۱]

۱۷ اکتبر سال ۱۹۸۷ بود. جمعیت زیادی در میدان تروکادروی پاریس جمع شده بودند. میدانی که بعد از سال ۱۹۴۸ و امضای اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، تا آن زمان چنین جمعیتی به خود ندیده بود. خانواده‌های محروم، مدافعان حقوق بشر از نقاط مختلف جهان، مقامات بین‌المللی، مقامات محلی و تعداد زیادی از شهروندان شهر پاریس در این میدان حضور داشتند.

این جمع، ضمن ادای احترام به قربانیان گرسنگی، خشونت و جهل، نادیده گرفتن حقوق فقرا و محرومین را مخالف قوانین حقوق بشر اعلام کردند و خواستار همکاری و مشارکت همه مردم در دفاع از حقوق خانواده‌های فقیر و ادای این حقوق شدند. آن‌ها بر این عقیده بودند که فقرا نباید در اجتماع فراموش شوند، بلکه باید به عنوان عضوی فعال با سایر افراد جامعه در تعامل باشند تا بتوانند از حقوق خود در جامعه دفاع کنند. بعد از پایان این تجمع، باز هم ۱۷ اکتبر هر سال این حرکت در نقاط مختلفی از جهان ادامه پیدا کرد. سنگ یادبودی هم جهت احترام به قربانیان فقر ساخته و در میدان تروکادرو در محل امضای اعلامیه حقوق بشر نصب گردید. این تجمعات تا پنج سال ادامه یافت و در دسامبر سال ۱۹۹۲ مجمع عمومی سازمان ملل روز ۱۷ اکتبر را به عنوان روز جهانی ریشه‌کنی فقر اعلام کرد. به این ترتیب در نتیجه تلاش خانواده‌‌های محروم و اعلام حمایت و همبستگی افراد در سایر نقاط جهان، بار دیگر فقر و لزوم توجه به فقرا به عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل حقوق بشر مطرح گردید. از سال ۱۹۸۷ به بعد ۱۳ کپی از سنگ یادبود جهت یادآوری تلاش‌ها و مبارزاتی که علیه فقر صورت گرفته است و دعوت به ادامه‌ی این مبارزه، در نقاط مختلف جهان نصب گردید.

آغاز و شکل‌گیری حرکت

سال ۱۹۵۶: تأسیس یک اردوگاه مسکن اضطراری

پدر جوزف روسنسکی به یک اردوگاه مسکن اضطراری در حومه پاریس رفت تا کشیش خانواده‌های فقیری باشد که به آنجا پناه می‌بردند. پدر روسنسکی که خود در شرایط فقر شدید به دنیا آمده بود، با دیدن وضعیت خانواده‌های محروم و نادیده گرفته شدن حقوق آن‌ها در اجتماع، یک مؤسسه تأسیس کرد. هدف عمده این مؤسسه، شناساندن حقوق محرومین به اقشار مختلف جامعه و تلاش برای به رسمیت شناختن حقوق آنان در اجتماع بود. بعدها این مؤسسه « ATD Fourth World Movement » نام گرفت. هم اکنون این مؤسسه فعالیت‌های گسترده‌ای را در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی مبارزه با فقر در جهان انجام می‌دهد.

9در سال ۱۹۵۶ پدر جوزف روسنسکی با کمک خانواده‌های فقیر مؤسسه‌‌ای تأسیس کرد. مؤسسه‌ای که هدف عمده آن شناساندن حقوق محرومین به اقشار مختلف جامعه و تلاش برای به رسمیت شناختن حقوق آنان در اجتماع بود.

 

 

 

سال ۱۹۹۲ – ۱۹۹۴: تصویب روز جهانی ریشه کنی فقر

در ۲۲ دسامبر ۱۹۹۲، مجمع عمومی سازمان ملل روز ۱۷ اکتبر را به عنوان روز جهانی ریشه‌کنی فقر اعلام کرد. در ۱۷ اکتبر سال ۱۹۹۴ دبیر کل سازمان ملل ضمن به رسمیت شناختن سهم جهان چهارم[۲]، اعلام کرد که سازمان ملل می‌خواهد قولی را که پدرجوزف روسنسکی به خانواده‌های فقیر داده بود را محقق کند.

سال ۱۹۹۶: تصویب سال و دهه‌ی ریشه‌کنی فقر

سال ۱۹۹۶ از طرف سازمان ملل به عنوان سال بین‌المللی ریشه‌کنی فقر نام‌گذاری شد. این اقدام فرصتی برای به رسمیت شناختن حقوق محرومین در اجتماع و مشارکت فعال آنان برای تحقق جهانی عادلانه فراهم کرد. علاوه بر این، سال‌های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۶ از طرف سازمان ملل به عنوان نخستین دهه‌ی ریشه‌کنی فقر، اعلام شد. تصویب این دهه، بحرانی بودن وضعیت محرومین و لزوم رسیدگی به وضعیت آنان را بیش از پیش آشکار ‌کرد.

از یاد نبریم!

در ۱۷ اکتبر سال ۱۹۸۷ بین تجمع کنندگان در میدان تروکادرو چه عهدی بسته شد؟ این عهد که روی سنگ یادبود نوشته شده است، از تمام مبارزان علیه فقر می‌خواهد از یاد نبرند که:

«در روز ۱۷ اکتبر سال ۱۹۸۷،‌ مدافعان حقوق بشر از همه‌ی قاره‌های جهان در این جا جمع شدند. آن‌ها به همه‌ی قربانیان گرسنگی، جهل و خشونت ادای احترام کردند و شهادت دادند که بدبختی و بیچارگی سرنوشت آن‌ها نیست. آن‌ها عهد بستند که همیشه در کنار مردمی باشند که برای ریشه‌کنی فقر در جهان تلاش می‌کنند.»

نیرومندترین مبارزان را فراموش نکنیم

هر سال سازمان ملل با همکاری مؤسساتی که در زمینه‌ی مبارزه با فقر فعالیت می‌کنند، عنوانی را برای روز جهانی ریشه‌کنی فقر انتخاب می‌کند. امسال نیز (سال ۲۰۱۴) این روز با عنوان «هیچ کس را فراموش نکنیم:‌ همه با هم به مسئله‌ی فقر بیاندیشیم، درباره‌ی آن تصمیم بگیریم و علیه آن اقدام کنیم»[۳] نام‌گذاری شده است. این عنوان ما را با این پرسش روبرو می‌کند که در راه مبارزه با فقر چه کسانی (یعنی چه مبارزانی) فراموش شده‌اند؟ در بسیاری از فعالیت‌های اجتماعی که با هدف کاهش فقر انجام می‌شود به محرومین و فقرا هم‌چون کسانی که باید از آن‌ها در برابر فقر دفاع کرد نگاه می‌شود، نه هم‌چون کسانی که می‌توانند مهم‌ترین و نیرومند‌ترین مبارزان علیه فقر باشند. هم اکنون بسیاری از سیاست‌ها و فعالیت‌های مبارزه علیه فقر بدون مشارکت و هم‌فکری فقرا و محرومین تعریف و تصویب می‌شود. در حقیقت این نام‌گذاری، اولویت برنامه‌های توانمندسازی محرومین را بیش از پیش آشکار می‌کند. توانمند‌سازی محرومین در حوزه‌های مختلف می‌تواند موجب شود آن‌ها به مهمترین و تأثیرگذارترین مبارزان علیه فقر تبدیل شوند. ادامه‌ی خواندن

// // ?>


فقر فرهنگی و ناکارآمدی آموزش

مطلب پیش رو گزیده‌ای است از بخش چهارم کتاب «اندرون جهان سوم- کالبدشکافی فقر»، در باب آموزش و پرورش در کشورهای فقیر و در حال توسعه. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره‌ی این کتاب می‌توانید به معرفی آن که بر روی همین سایت قرار دارد، مراجعه کنید: معرفی کتاب «اندرون جهان سوم (کالبدشکافی فقر)»



بی‌سوادی نه تنها محرومیت فرهنگی‌‌ست بلکه طرد شدن از زندگی در کشور است و حتی سلب حق رأی. بی‌سوادی یک واقعیت سیاسی نیز هست. عاملی است باز‌دارنده برای افراد و گروه‌های محروم در تنازع تلخ برای تفوق و بقا در جهان سوم. در نظام جدید، کشورداری و قوانین و مقررات پیچیده موجب می‌‌شود بیسواد بیپناه باشد. بی‌سواد محتاج مرحمت با‌‌سواد می‌‌شود. او کاملاً وابسته‌‌ی وکلا وکارمندان می‌‌شود که درست‌‌کاری و توانایی‌‌شان گاهی جای سؤال دارد. او قادر به خواندن علایم و اعلانات رسمی نیست. اگر در پی شغل باشد ستون‌های طبقه‌‌بندی شده را نمی‌‌تواند بخواند، مجبور است بگردد تا بنا به شانس به چیزی برخورد کند. اگر کشاورز است دیگران به او می‌‌گویند دانه‌های جدید آمده است. از حقوق خود اطلاع اندکی دارد و اطلاعاتش از نحوه احقاق آن‌‌ها، از آن هم کمتر است.

بی‌‌سوادی مانند دیگر محرومیت‌‌های آموزشی بر ‌گُرده‌ی گروه‌‌های محروم از دیگر چیزها، وبال سنگینی‌‌ست. نسبت بی‌‌سوادی در روستاها بسیار بیشتر است؛ هم‌چنین بی‌‌سوادی در گروه‌‌های کم‌‌ درآمد و به حاشیه رانده‌‌ها و زنان بیشتر است.

آموزش و پرورش یک دستگاه از خود بیگانه‌‌شدن است. جوانان را از کار دستی و خانواده دور می‌‌سازد و موجب می‌‌شود آن‌‌ها از روستاهایشان رو برگردانند؛ روستاهایی که به آینده‌‌سازی، توانمندی و انطباق‌پذیری آن‌‌ها نیاز جدی دارد. این آموزش و پرورش حتّی نتوانسته است به تعداد کافی افرادی را تربیت کند که مهارتشان را در بخش‌‌های مدرن بتوان به کار گرفت. این آموزش و پرورش، طبقه‌ی بزرگی از طفیلی‌‌های سرگشته و صاحب منصبان به درد نخور ایجاد می‌کند.

هر چه کشور فقیرتر باشد هزینه به بار آوردن تحصیل‌کرده در هر مقطعی زیاد‌‌تر می‌‌شود؛ در کشور ثروتمند اگر ده نفر وارد مدرسه شوند نُه نفر آن را به پایان میرسانند؛ در کشور فقیر چهار یا پنج نفر آن‌ را به پایان می‌‌رسانند و هزینه‌ی زیادی برای اخراجی‌‌ها و دوساله‌‌ها به هدر می‌‌رود. جاده‌ی آموزش ـ که راه رسیدن به درآمد بالاست ـ در اکثر کشورهای توسعه‌یابنده برای مستمندان پر از مانع است؛ اکثر مستمندان به آن دسترسی ندارند و اگر هم داشته باشند احتمال شکست برای آن‌ها بیشتر است. دسترسی هم از جنبه‌ی مسافت‌ است، و هم از جنبه‌ی مالی. با افزایش فاصله‌‌ی مدرسه از منزل، احتمال ثبت‌نام نکردن و غیبت و اخراج شدن بالا می‌رود. حتّی اگر توزیع مدارس بر اساس جمعیت به صورت یکنواخت باشد مناطق روستایی پرت و دور از هم در مقایسه با شهرها در محرومیت خواهند بود. توزیع مدارس یکنواخت نیست، در مناطق روستایی کمتر است و امکانات و کارکنان آن کافی نیست.

معلم‌‌ها نیز مانند دیگران، در جهان سوم ترجیح می‌دهند در شهرها زندگی کنند چون آنچه آن‌‌ها تمدن می‌پندارند در شهرها پیدا می‌‌شود. بوته‌زار تبعیدگاهی است که فقط قدیسان و یا بی‌صلاحیت‌ها آن را می‌پذیرند. در خیلی از روستاها مدرسه یک کلاس دارد و همه‌‌ی گروه‌‌های سنی در آن درس می‌‌خوانند.

مهاجرت اختلاف در امکانات آموزشی را بدتر می‌‌کند؛ تقریباً هر پسر‌‌ روستازاده‌‌ای که پایه‌‌ی ابتدایی را تمام می‌‌کند با عجله به نزدیک‌‌ترین کلان‌‌شهر می‌‌رود و ولایت خود را می‌‌گذارد تا در جهالت بپوسد.

کودکانِ تنگ‌‌دستان، مدرسه هم که بروند احتمال ترک تحصیلشان بیشتر است. چند سالی که در مدارس برای ترک تحصیل‌‌کرده‌‌ها ارائه‌ی خدمت می‌شود نیز، [فقط] بیگاریِ هدر رفته است. چند مطلبی هم که یاد گرفته‌‌اند مصرف کمی در کار و زندگی‌شان خواهد‌‌ داشت. اگر اصول خواندن و نوشتن را هم بیاموزند عده‌‌ای اندک به مرحله‌‌ای از یادگیری خواهند رسید که بتوانند از عهده‌‌ی فهم مطالب دنیای واقعی در روزنامه‌‌ها و پرسشنامه ها وکتاب‌‌ها بر آیند. چیزهای فراگرفته نیز بدون تمرین از یاد خواهد رفت و نیمچه سوادشان ته خواهد کشید.

مدارس مستمندان دورند، مستمندان فاقد کشش اجتماعی‌‌اند تا مدیر مدرسه‌‌هایی داشته باشند که برای تدارک دیدن کلاس و مدرسه با مشکلات دست و پنجه نرم کنند. والدین نیز از عهده‌ی مخارج مستقیم و غیرمستقیم مدرسه بر نمی‌‌آیند. رایگان‌نبودن مدرسه عامل بازدارنده‌‌ای است برای مستمندان باعث می‌شود که کودکان خود را حتّی به ابتدایی نیز نفرستند. هرچه خانواده تنگ‌‌دست‌‌‌‌تر باشد از خود گذشتگی بیشتری برای به مدرسه رفتن یک کودک لازم می‌‌شود و احتمال هدر‌‌ رفتن [منابع خانواده] بیشتر می‌‌گردد.

وضع تحصیلی کودکان فقرا به سبب ناداری والدین خوب نیست. آن‌ها بیشتر مریض می‌‌شوند و بیشتر از مدرسه غیبت می‌‌کنند. وقتی خویشاوندان دانش‌آموز فقیر مریض می‌‌شوند، مجبور می‌‌شود سر کلاس نرود تا کارهای روزانه آن‌‌ها را انجام دهد. یک نوع هدر ‌‌رفتن استعداد که آن را «فرار درونی مغزها» در کشورهای توسعه‌یابنده نامیده‌اند.

این طور نیست که سوءتغذیه همیشه فاتحه‌‌ی هوشیاری را بخواند. خیلی از اثرات آن ‌را می‌‌توان با واردکردن تحریکی تربیتی جبران کرد. کودکان مستمندان محتمل‌‌تر است که هم سوءتغذیه داشته باشند و هم مشوق دریافت نکنند. خانه‌‌ی‌‌ آن‌ها شاید بدون پنجره است و تاریک، چند تکه اسباب و لوازم دارد. مادر به تنگ آمده از خواسته‌ها‌‌ی تعداد زیادی بچه، وقت کمی دارد تا به پرورش تک تک آن‌ها برسد.

فرزندانِ تنگدستان بیشتر دچار شکست تحصیلی می‌شوند و کلید درآمد بالا درس خواندن است، در نتیجه آن‌‌ها محکوم به درآمد پایین و عدم امنیت‌‌اند. نظام آموزشی، فقیرماندنِ فرزندان فقیران را تضمین می‌‌کند.

امروزه در نزد بسیاری از مردمان تنگدست چنان می‌‌نماید که مدرک تحصیلی بلیت یک سره‌‌ی خروج از فقر و خمودگی روستا و رها شدن از نفرین کار‌‌ با دست می‌باشد. سرمایه‌گذاری بر تحصیل پسر مثل خریدن یک بلیت بخت‌آزمایی گران است. گرچه به علت ناداری پدر بخت‌یاری (شانس) فرزند ضعیف است اما شاید یکی از چند برنده گردد و تمام دل‌شوره‌‌ها پایان یابد. دلیل این ‌‌همه جدیت و سر و دست‌ شکستن آن است که در‌‌آمد آن کس که نان بازویش را می‌‌خورد با آن‌ کس که از فکر و مغز خود استفاده می‌‌کند تفاوت بسیار دارد. مثلاً در انگلستان حقوق یک رئیس شهرداری فقط دو یا سه برابر دریافتی یک رفتگر است ولی در یک کشور در حال توسعه اختلاف ده تا بیست برابر است. این اختلاف در روزهای استعمار شروع شد. درآن زمان کارکنان ادارات، اروپایی بودند و به حقوق‌‌های اروپایی مزد می‌‌گرفتند و برای آنکه والدین بومی، فرزندان خود را به مدرسه بگذارند تا منشی وردست آن‌‌ها بشوند حقوق این‌‌ها را باید ترغیب‌‌کننده تعیین می‌‌کردند. با به استقلال رسیدن، اهالی کشور، شغل‌های سفیدپوستان را به ارث بردند و انتظارشان دریافت همان حقوق آن‌‌ها بود.

در گزینش برای سِمَت‌‌های مطلوب و با حقوق مناسب، توانایی و ذکاوت افراد برای آن شغل را از راه سنجش مهارت یا انجام آزمون‌‌های ویژه مورد امتحان قرار نمی‌دهند. از افراد صرفاً دادن چند امتحان و نمرات مربوطه را می‌‌خواهند. وقتی ترس از امتحانات بسیار باشد از برکردن رواج می‌یابد و تفکر خلاقانه و منعطف سرکوب می‌‌شود. هر کس که در یکی از کشورهای در حال توسعه تدریس کرده باشد متوجه می‌‌شود که چه مشکل است برگرداندن اعتماد به نفس دانش‌‌آموزان و تواناکردن آن‌‌ها به قضاوت مستقل. علت اغلب آن است که وزنه سنگین انتظارات خویشاوندان وبال گردنشان است. نباید شکست تحصیلی داشته باشند و نمی‌توانند خطر کنند. بعضی از دانش آموزانم در نیجریه به من گفتند که با خدایشان راز و نیاز کردند تا از سؤالات امتحان آینده باخبر شوند؛ بعضی نیز دعا کرده بودند تا در خواب برایشان الهام شود. در هندوستان هیچ‌چیز نباید مانع موفقیت داوطلبان شود؛ در بعضی از امتحانات مراقبین را کشته‌اند چون مانع تقلب می‌شده‌‌اند.

امتحانات نهایی هر دوره در واقع آزمون‌‌هایی برای ورود به دوره‌ی بعدی است. هیچ کدام از مقاطع قبل از دانشگاه به‌تنهایی‌‌‌‌‌‌ کافی نیستند. این‌‌ها آماده شدن برای دانشگاه هستند و نه کسب آمادگی برای کار و زندگی واقعی. لذا اکثریت در جا‌‌ می‌‌زنند، اکثریتی که در روندی حساب و کتاب‌دار دچار از خود بیگانگی و گم‌گشتگی می‌شوند. نه برای کار در بخش نوین مناسب‌‌اند و نه برای برگشت به ولایت، و نه میل به برگشت دارند؛ و به علاوه، انگ «بی‌عرضه» هم می‌خورند.

در ایام استعمار تعداد افرادی که متوسطه را تمام می‌‌کردند کم بود و رؤیای آن‌‌ها در کسب درآمد بالا و شغل دفتری بعد از فارغ‌‌التحصیل شدن اکثراً به واقعیت می‌‌پیوست. بعد از استقلال این آرزوها عوض نشد و امّا گسترش آموزش سریع‌‌تر از رشد کمّی مشاغلی شد که درس‌خوانده‌ها خود را لایق آن می‌‌دانستند. نتیجه‌‌ای که به بار آمد تولید بیش از حد افراد مدرک‌دار با انتظارات بیش از حد بود و شغل پیدا کردن مصیبتی شد برای تحصیل‌کردگان. گاهی برنامه‌ریزان تقصیرکار بودند؛ از آنجا که به اصطلاح آزادی تحصیلی وجود دارد دانشجویان وارد رشته‌هایی می‌‌شوند که انتظار دارند بعد از مدرک گرفتن درآمد مطلوب داشته باشند؛ امّا انتخابشان براساس نیاز کار کشورشان نیست. سوای چیزهای دیگر، درس‌خوانده‌‌های بی‌کار قربانیان توقعات بیش از حدی هستند که نظام در آن‌‌ها ایجاد می‌‌کند. البته ‌‌آن‌‌ها مختارند که مشاغل کارگری انتخاب کنند ولی نمی‌کنند.

در اکثر جوامع، چه قدیمی و چه نو، آموزش و پرورش از بی‌ربطی مطالب آموزشی رنج برده است. به نظر می‌‌رسد که تطابق آن با واقعیاتِ دگرگون‌شونده مدت مدید طول می‌‌کشد. کشورهای فقیر مبری از این اشکالات نیستند. واقعیت آن است که این کشورها به صُوَرِ حاد به چنین مشکلاتی مبتلا هستند و در این حال تاب تحملشان کمتر است. منشأ این ناجوری آموزش با واقعیت در جهان سوم را باید در استعمار سراغ گرفت. در شماره یکم جولای ۱۸۸۰ نشریه تایم آفریقا درج شده است: «نخبگان تحصیل‌کرده که کمابیش اثر ایمان مسیحی در آنها هست طلایه‌داران لشگر بزرگ تمدن هستند و خواهند بود، تمدنی که لازم است طرح آن بر توحش آفریقای کافر افکنده شود». عملکرد اصلی مدارس میسیونری آن بود که دانش‌آموزان از فرهنگ و جامعه بومی بیگانه شوند و آن را نکوهش کنند. در واقع آن‌‌ها را به پیش قراولان مغز شسته‌‌ی‌‌ فرهنگی خارجی بدل سازند که به میان مردمان خود می‌روند و آن ‌‌را ترویج می‌کنند. والیان استعمار بعدها به موضوع آموزش علاقه‌مند شدند. مشکل آن‌‌ها این بود که با گسترش حکومت‌‌ها و اقتصادهای استعماری نیاز به کارگران دون پایه جهت کمک در امور به آنها بیشتر و بیشتر می‌‌شد و وارد کردن اروپاییان برای چنین کارهای سخیفی گران تمام می‌‌شد. آلبرت سارو فرانسوی در اواخر ۱۹۲۳ اهداف آموزشی استعماری را به خوبی خلاصه کرده است: «هدف به بار آوردن وردستان سرآمدی از میان عمله‌ها بود که به عنوان شاگرد فنی، سَرکارگر، کارمند و منشی به کار گرفته می‌شدند تا کسری نفرات اروپاییان پر شود و نیاز روزافزون بنگاه‌های کشاورزی، صنعتی و تجاری مستعمرات برطرف شود».

محصولات این آموزشی که دولت‌‌ها پشتیبان آن بودند لازم بود وفادار و منضبط باشند و زبان استعماری را بدانند تا از عهده‌‌ی انجام خرکاری‌‌ها اجرایی خواسته شده از آن‌‌ها برآیند. اروپاییان آموزش مردم را غیرضروری دانستند و در خیالشان طبقه‌‌ای سرآمد درست کردند که در تسلط بر مردم و استثمار آن‌ها کمکشان کنند. این سرآمد جدید و اخلاف آن‌ها بعدها به جان اربابان استعمار افتادند و استقلال خواستند. اما اینان آموزشی که به فرزندان دادند مانند آموزش‌های قبلی بود. استقلال سیاسی در آفریقا و آسیا قرین استقلال فرهنگی نبود. شیوه و محتوای آموزش در غالب ادامه‌‌ی همان خطوط اروپایی بود. مسیر آموزش به سمت مطالب نظری و دیرهضم بود نه راستای زندگی واقعی روستاها. در سطح دانشگاهی نیز کفه‌‌ی علوم انسانی سنگین‌‌تر از رشته‌‌ها‌‌ی دانش بود و تعداد دانشجویان در رشته‌‌های مختلف هیچ تناسبی با نیازهای کشورها نداشت.

وقتی که من در یکی از دانشگاه‌‌های نیجریه، زبان فرانسه درس می‌دادم، بعضی دانشجویان به عقاید اولیه‌‌ی سارتر علاقه نشان می‌دادند. پدر یکی از زرنگ‌ترین آنها کشاورز بود. از او پرسیده ‌بود این درس‌‌ها که می‌خوانید درباره‌ی چیست؟ پسر شروع کرده ‌‌بود به شرح دیدگاه سارتر درباره‌‌ی این که هستی عبث و پوچ است، پدر داد زده بود: «پس اینه درس‌هایی که ما از جان مایه می‌گذاریم تا تو یاد بگیری» و با اردنگی از خانه بیرونش انداخته بود. خیلی به جا زده بود ولی بهتر بود آن اردنگی را به من و مسئولین دانشگاه می‌‌زد.

به جز چند سالِ آغازین مقطع ابتدایی، آموزش زبان خارجی (اغلب زبان استعمارگران قبلی) ضربه مزیدی وارد می‌‌کند. بچه‌ها را در ابتدای درس خواندن گرفتار عالمی دیگر از تفکرات بیگانه‌‌ی بیان‌شده به زبان بیگانه می‌‌کنند. مشکل زبان خارجی از آن نوع مشکلاتی نیست که بتوان به‌راحتی از آن خلاص شد. زبان اداری اکثر کشورهای آفریقا، انگلیسی است یا فرانسوی و یا پرتغالی.

روستاها نیازمند آموختن‌‌اند، در داخل مدرسه یا خارج از مدرسه، از کوچک گرفته تا بزرگ. به این‌‌ها باید یاد داد چگونه آن را به دست آورند، چگونه تعاونی و اتحادیه تشکیل دهند و چه کار کنند تا زمین یا کارگاه‌‌شان بهره‌‌ی بیشتری دهد. اینان نیازمند آن نظام آموزشی نیستند که کمک می‌‌کند تا رگهای روستا خالی از خون شود. اینان به آموزش جان‌بخش نیازمندند. نه آن نظام آموزش و پرورش که ناداری و نابرابری را تداوم می‌دهد، بلکه نظامی که کمک کند تا این ناداری و نابرابری پایان یابند.

منبع:

کتاب «اندرون جهان سوم کالبدشکافی فقر»، نویسنده: «پال هریسون»، مترجم: «شهریار آژغ»، انتشارات اختران، ۱۳۸۶، چاپ اول

// // ?>


مرگ‌های خاموش در سکوت تماشا (درآمدی بر بی‌عدالتی در حوزه‌ی سلامت)

1

کودکان گرسنه، کودکان کار و خیابان، بیماران دردمند، …
کافی است درد و رنج دیگران را چشم پوشیدن یا به نظاره نشستن؛
برخیز به درد و شوق؛ بگذار تا قدر و قدرت عشق در برابر رنج و یأس آشکار شود.

 

پر واضح است که سلامتی و حق برخورداری از زندگی سالم از حقوق اساسی بشر است؛ حقی که به شدت بر حیات روانی و معنوی بشر و این­که بتواند راه رشد را طی کند، مؤثر است. در دوران جدید، پیشرفت‌های دانش پزشکی، توانایی بشر در مبارزه با بیماری‌ها را افزایش داده و امکان سالم ماندن انسان، حداقل از نظر جسمی، افزایش یافته است.

در سال ۱۹۴۶، سازمان بهداشت جهانی، تعریفی راهبردی از سلامتی ارائه داد که به نظر می­رسد یکی از جامع‌ترین و انسانی‌ترین تعاریفی است که از سلامتی ارائه شده است. این سازمان اعلام کرد که سلامتی به معنای برخورداری کامل از رفاه جسمی، روانی و اجتماعی است و نه صرفاً نداشتن بیماری.

اما متأسفانه آمارهای جهانی نشان می­دهند که فواید این دانش تنها نصیب جوامع توسعه‌یافته شده و بسیاری از همنوعان ما در سراسر جهان از پیشرفت­های صورت گرفته در عرصه‌ی دانش سودی نبرده­اند. سلامتی آنان هر روز توسط عوامل بی­شمار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تهدید می­شود. علی­رغم پیشرفت دانش پزشکی، هنوز بسیاری از مردم جهان از بیماری‌هایی جان می­سپارند که علم پزشکی سال­هاست درمان آنها را کشف کرده است؛ گویی که این انسان­ها در جهانی دیگر زندگی می­کنند.

در کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه، بخش مهمی از این مردمان محروم از سلامتی را فقرا تشکیل می­دهند. بر اساس گزارش‌های سازمان بهداشت جهانی، آن­ها که فقیرترند، همواره از سلامتی کم­تری برخوردارند و این سطح از وضعیت سلامتی از طریق فرآیندهایی کاملا مشهود، به فقر آنان دامن زده و آن را تشدید می‌نماید.

در مطلب پیش رو، سعی ما بر این است که به بررسی علل و ابعاد نابرابری در حوزه سلامت و عوامل مؤثر بر سلامت فقرا بپردازیم تا بتوانیم به کشف راه‌حل‌های مناسب برای کاهش این نابرابری‌ها و ارتقاء سلامت محرومین نزدیک شویم. این گفتار شامل چهار قسمت اصلی است: پس از مقدمه، در بخش دوم به بررسی مهم‌ترین روش‌های ارزیابی سطح سلامت در علوم سلامت خواهیم پرداخت. در بخش سوم وضعیت نابرابری در توزیع خدمات بهداشتی و همینطور سطح سلامتی متفاوت ما بین کشورهای فقیر و ثروتمند جهان را بررسی می‌کنیم. در بخش چهارم، که با عنوان افتادن در سراشیبی سقوط آمده است تآثیر متقابل فقر و سلامتی را بررسی می‌کنیم و اینکه چگونه آنها که فقیرترند از سلامتی کمتری برخوردارند و بیماری و نبود سلامتی فقر آنها را تشدید می‌کند. نهایتا در بخش پنجم، به بررسی اصلی‌ترین عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامتی مردمان فقیر می‌پردازیم. امید است که این بررسی کوتاه، راه را برای کسانی که دغدغه‌ی برقراری عدالت در حوزه سلامت و همینطور تأمین شرایط بهداشتی و انسانی مناسب، برای زیستن مردمان ستم دیده‌ی جهان را دارند، باز کند.

 دریافت مقاله‌ی «مرگ‌های خاموش در سکوت تماشا (درآمدی بر بی‌عدالتی در حوزه‌ی سلامت)»

// // ?>


نان‌آوران کوچک و آوارگی رؤیاهایشان (کودکان کار و خیابان؛ مشکلات و راهکارها)

1

این روزها خیابان‌های شهر ما، جایی است که کودکان کار، تن‌فروشان، بی‌خانمان‌ها، معتادین و حاشیه‌نشین‌ها، اوقات بسیاری را درآن سپری می‌کنند. بسیاری از اینان ناخواسته و بنا به شرایط اجتماعی و محیطی که در آن بزرگ شده‌اند، در چنین وضعیتی قرارگرفته‌اند. در این میان کودکان بی‌سرپرست خیابانی و کودکان کار، به نسبت بقیه‌ی محرومین جامعه، آسیب‌پذیرتر هستند؛ از طرف دیگر این گناه آنان نیست که باعث شده آن‌ها در چنین وضعیت دشواری قرار بگیرند. طبیعتاً کودکان، انبوه مشکلات زندگی را به سختی تاب خواهند آورد؛ مشکلاتی مانند: نابسامانی و آشفتگی وضعیت خانواده، محرومیت از آموزش و بهداشت، زندگی خیابانی، نبود فرصت و امکانات برای بهره‌بردن از دوران کودکی، ظلم و تبعیض در محیط کار و… . علاوه بر این، بسیار محتمل است که کودکان کار و خیابانِ امروز، فردا بزرگسالانی با انبوهی از مشکلات باشند؛ همان افراد محروم و فقیران بزرگسالی که ما در اطراف خودمان می‌بینیم.

در این تحقیق سعی شده است تا با معرفی وضعیت کودکان کار و خیابان و بررسی ابعاد مختلف مسئله و ریشه‌های آن، به دنبال راهکارها و الگوهایی برای حل مسائل این گروه در جامعه باشیم. لازم به ذکر است که هدف عمده‌ی این تحقیق، پرداختن به مسائل مربوط به کار کودکان بوده است، اما از آنجا که بسیاری از کودکان برای کار کردن به خیابان‌ها کشیده می‌شوند و با توجه به آسیب‌های مختلفی که زندگی خیابانی برای این کودکان دارد، به موضوع کودکان خیابانی و مسائل آنها نیز می‌پردازیم.

مهم‌ترین سرفصل‌های بررسی شده در این متن عبارتند از:

  • کودک کار و خیابان کیست و در چه وضعیتی به سر می‌برد؟
  • مهم‌ترین آسیب‌های کار کردن و زندگی کردن درخیابان برای کودکان چیست؟
  • چه عواملی در به وجود آوردن این معضل اجتماعی نقش داشته‌اند؟
  • قوانین موجود چه حمایتی از این کودکان می‌کنند؟
  • تا کنون برای حل مسائل کودکان کار چه تلاش‌هایی انجام شده است و چه راهکارهایی در پیش روی ما قرار دارد؟

نان‌آوران کوچک و آوارگی رویاهایشان- نسخه‌ی مخصوص چاپ

// // ?>


اعتیاد به مواد مخدر – علت ها، آسیب ها و راهکارها (ویراست دوم)

اعتیاد بحرانی است که این روزها برای بسیاری از ما عادی شده است. شاید به خاطر گسترش روزافزون آن و یا شاید به خاطر ناامیدی ما از مبارزه‌ی درست و مؤثر با این بحران. اما واقعیت این است که اعتیاد همچون حیوانی درنده هر روز بسیاری از همنوعان ما را به کام خود می برد. آمار اعتیاد و انواع مختلف مواد مخدر، به سرعت رو به گسترش است و بسیاری از این مواد جدید، آثار سوء جسمی و روانی غیر قابل بازگشتی دارند.

اگر نگاهی کوتاه به آسیب‌های مختلف مصرف مواد مخدر برای فرد و جامعه بیاندازیم به سرعت متوجه می‌شویم که اعتیاد علاوه بر به خطر انداختن سلامت جسمانی افراد،  تهدیدی بزرگ برای سلامت روانی جامعه است. اعتیاد در فرد معتاد بیش از آنکه باعث رنج های جسمانی شود، ، موجب از بین رفتن امید و عزت نفس می‌شود و او را از رشد و پویایی‌ای که هر انسان نیازمند آن است، بی‌بهره می‌کند. اعتیاد هزینه‌های زیادی را به خانواده تحمیل می‌کند و از طرف دیگر به خاطر کاهش فعالیت اقتصادی فرد معتاد و همین‌طور نیاز شدید و روز افزون او به تهیه‌ی مواد، ، باعث سوق داده‌شدن فرد به سمت اعمال مجرمانه می‌شود. اعتیاد روابط خانوادگی را دچار اختلال می‌کند زیرا فرد معتاد را به سرعت به فردی خودخواه تبدیل می‌کند. و فرزندانی که در خانواده‌هایی با والدین معتاد رشد می‌کنند در معرض انواع آسیب‌های روحی و جسمانی هستند، ، که مهم‌ترین آنها افسردگی و بزهکاری است.

بر اساس آمارهای موجود با وجود آنکه محرومین و نیازمندان و افراد ناآگاه و کم‌سواد بیشتر در معرض خطر اعتیاد هستند اما اعتیاد در تمام گروه‌ها و طبقات اجتماعی از نیازمندان و توانگران، تحصیلکرده‌ها و غیرتحصیلکرده‌ها، شیوع داشته و رو به گسترش است. این موضوع بدان معنی است که خواهران و برادران ما، دختران و پسران ما،  همگی در معرض خطر هستند. الگوی اعتیاد در ایران نشان می‌دهد که سن مصرف مواد در ایران در حال کاهش است و هم‌اکنون نوجوانان شدیداً در معرض ابتلا به این اختلال هستند. اما در این میان چه باید کرد؟!

بسیاری تصور می‌کنند که بخش مهمی از گسترش بحران اعتیاد  در جامعه ما به خاطر سهل‌الوصول‌بودن آن است. اگر چه عرضه رو به گسترش مواد مخدر در اشکال مختلف و فریبنده نقش مهمی در گسترش اعتیاد دارد اما مهم‌ترین عامل افزایش آمار اعتیاد، شرایط زمینه‌ایِ فرهنگی، خانوادگی، اجتماعی و روانی است که باعث افزایش تقاضا برای مصرف شده است. نکته‌ی بسیار مهم این است که اکثر این عوامل قابل پیشگیری و اصلاح هستند. بخش مهمی از آنها را می‌توان حتی با آموزش‌های ساده و فراگیر به سادگی کنترل کرد. نحوه‌ی زندگی ما و شکل ارتباط ما با فرزندانمان، شکل و میزان حمایت عاطفی‌ای که از آنها می‌کنیم و ارزش‌ها و اهدافی که برای آنها تعریف می‌کنیم از جمله این موارد هستند. در واقع شیوه‌ی زیستن و روابطی که داریم یکی از مهم‌ترین بخش‌هایی است که در صورت اصلاح به کاهش این خطر و حفاظت فرزندان و همنوعانمان کمک می‌کند.

متنی که پیش رو دارید تحقیقی کوتاه اما مفید در شناخت میزان گسترش بحران، علت‌های اصلی و همین‌طور راه‌حل‌های کلی در مبارزه با اعتیاد است و خواندن آن برای مددکاران اجتماعی، مشاوران، روان‌شناسان بالینی، روان‌پزشکان، معلمان و مربیان، والدین، مدیران آموزشی و به طور کلی هر فردی که دغدغه‌ی مراقبت از خود و دیگران یا کمک به همنوعان معتادش را دارد، مفید است.

دریافت فایل مقاله به صورت PDF

// // ?>


«بحران گرسنگی» (علت‌ها، پیامدها، راهکارها)

تقریباً همه جا کسانی هستند که به گرسنگی دچارند‌‌‌.گرسنگی یعنی عدم تحقق بسیاری از ظرفیتهای انسانی؛ گرسنگی یعنی سردی و خاموشی دائمی ‌شور و شوق؛ گرسنگی یعنی پیشرفت کمتر در تحصیل، بازدهی کمتر در کار و ماندن در چرخه فقر و تنگدستی.

برای فهمیدن معنای گرسنگی کافیست دو یا سه روز، روزانه ۱۰۰۰ کالری[۱] مصرف کنید.[۲] در آن صورت، خواهید دید که در طول روز، هنگام انجام اعمال پیچیده ذهنی(مثلاً توجه به تدریس معلم) ذهن‌تان کند شده است؛ حواس‌تان زود پرت می‌شود؛ حوصله‌تان سر می‌رود و هنگام انجام کارهای فیزیکی نیز خیلی زود خسته می‌شوید.

این تجربه برای ما می‌تواند فقط یک آزمایش یا تمرین باشد؛ و اگر اوضاع به نحوی غیر قابل تحمل پیش برود؛ خیلی سریع قادریم غذایی مقوّی بخوریم و به جریان عادی زندگی برگردیم. اما همین تجربه برای بسیاری از مردم نه یک تمرین، که بخشی از زندگی‌شان است؛ تا جایی که آن‌ها دیگر هیچ‌گاه نخواهند فهمید که زندگی‌شان بدون گرسنگی چگونه می‌تواند باشد‌.

«گرسنگی» هم به معنای دسترسی محدود به منابع غذایی است و هم به معنای سوءتغذیه. مطالعات حاکی از آن است که بسیاری از مردم دچار هر دو مشکل هستند؛ یعنی غذای کافی به دست نمی‌آورند و آنچه را هم که می‌یابند، تمام نیاز بدن‌شان، به ویژه نیاز به پروتئین و ویتامین‌های لازم، را تأمین نمی‌کند.[۳]

آمارهای گرسنگی گاه بسیار تکان دهنده‌اند، مثلاً:

«در حال حاضر، هر شب، از هر هشت نفر یک نفر در جهان گرسنه می‌خوابد.» 

(www.fao.org/publications/sofi/en)

این، واقعیتی پنهان و بحرانی رو به گسترش است که ما را، هرچند برای لحظاتی، به تأمل دعوت می‌کند تا بدانیم که:

  • وضعیت گرسنگی در اطراف ما چگونه است؟
  • مسبّب‌ گرسنگی کدام شرایط و چه کسانی هستند؟
  • پیامدهای گرسنگی در زندگی افراد چیست؟
  • هر یک از ما، با هر توانایی یا دانشی، چه اقداماتی را در جهت رفع یا کم کردن بحران گرسنگی می‌توانیم انجام دهیم؟

کسب آگاهی و شناخت، اولین گام برای رفع این بحران است. متن کامل این مقاله را دریافت نمایید و قدم در این راه بگذارید…

دریافت متن کامل مقاله

برای تکمیل بحث، حتماٌ دو مطلب زیر را نیز مطالعه کنید:


[۱]) در صورت وجود یک رژیم غذایی متنوع، مصرف ۱۰۰۰ کالری حدوداً برابر است با صرف یک لیوان برنج با روغن، صد گرم سبزیجات و دو کف دست نان.

[۲]) به طور قطع، کودکان (از سنین تحصیل به بعد)، نوجوانان و بزرگسالان به بیش از ۱۰۰۰ کالری غذای روزانه نیاز دارند. نیاز بزرگسالان محروم به غذا بسیار بیش از این‌هاست، چون آن‌ها عمدتا به کارهای فیزیکی و سخت اشتغال دارند. به علاوه محرومین معمولا رژیم متنوعی(از گروه‌های مختلف غذایی) ندارند و این امر، ضعف و ناتوانی آن‌ها را مضاعف می‌کند.

لازم است بدانیم که مصرف روزانه ی بسیاری از محرومین پایین‌تر از ۱۰۰۰ کالری است و پیشنهاد این میزان از مصرف غذا تنها برای آن است که ما شرایط سختی است که آن‌ها هر روز سپری می‌کنند را درک نماییم.

// // ?>


ما، کودکان در معرض خطر و آن‌چه باید کرد…

ساعت ۸ صبح روز چهارشنبه، ۱۵ آذر ۱۳۹۱، یک کلاس درس مدرسه ابتدایی در روستای شین آباد از توابع شهرستان پیرانشهر، در استان آذربایجان غربی، دچار آتش سوزی شد و از ۳۷ نفر دانش آموزِ کلاس، ۲۹ نفر دچار سوختگی شدند و متاسفانه، ۲ نفر از  دانش‌آموزان آسیب‌دیده در  این حادثه، پس از چند روز فوت کردند.

    چند ماهی از آغاز سال تحصیلی جدید می‌گذرد؛ زمستان فرا رسیده و سرما کم‌کم به اوج خود می‌رسد. اما هنوز کودکان بسیاری در مناطق محروم کشور، در کلاس‌هایی درس می‌خوانند که به امکانات گرمایشی ایمن و استاندارد مجهز نیست. (این مسئله، به‌خصوص در مناطق سردسیر کشور، حائز اهمیت بیشتریست.) کلاس درس روستای شین آباد یکی از همان کلاس‌هایی بود که با بخاری نفتی گرم  می‌شد؛ وسیله‌ای که پرخطر و ناایمن است. حادثه آتش سوزی، زمانی روی داد که بخاری نفتی این کلاس آتش گرفت و تلاش سرایدار مدرسه برای خاموش کردن آن ، با استفاده از کپسول آتش‌نشانی، موثر واقع نشد. سرایدار مدرسه وقتی نتوانست آتش را خاموش کند، سعی کرد تا بخاری را بیرون از کلاس ببرد؛ اما بخاری در میانه‌ی راه منفجر شد و آتش به تمام کلاس سرایت کرد.کم نیستند مدارسی در کشور ما که همچون مدرسه شین آباد، در معرض چنین خطراتی قرار دارند… در ادامه پس از نگاهی به بعضی سوانح مشابه پیش آمده، به راهکارهایی برای پیشگیری از وقوع چنین وقایعی اشاره کنیم تا ان شاء الله هریک از ما حرکتی جدی را در جهت بهبود این وضعیت شروع کنیم.

ادامه‌ی خواندن

// // ?>