شاید بسیاری از ما آنچنان که باید و شاید به ضرورت «ارتباط» نیندیشیده باشیم؛ ارتباطهای انسانیای که موجب ایجاد تعامل خلّاق و تبادل و بالیدن اندیشهها و زمینهساز دگرگونی در وضعیت ما گردد. گویی تحولات مطلوب پیوسته از مسیر حیات جمعی میگذرد و ارتباطهایی از این دست، مقدمه و مقوّم چنین دگرگونیهاییست.
اکنون ما جمعی از دوستان بر آن شدهایم که از امکانات شبکهی اینترنت، که البته خود ابزاری آرمانی برای ارتباط نیست، بهرهجوییم و پایگاه اینترنتی «آیات» (http://ayat.ir) با چنین دغدغههایی ایجاد گردید.
اما در این پایگاه و با استفاده از این پایگاه چه میتوان کرد؟ و از چنین ارتباطی، چه انتظاراتی میتوان داشت؟ شاید برای آغاز کار بتوان پیشنهادهای زیر را مطرح نمود:
بخشی از این پایگاه میتواند برای طرح کردن مسایل، پرسشها و دغدغههای فردی یا اجتماعی -عملی و نظری- مورد استفاده قرار گیرد.
قسمتی دیگر از این پایگاه را میتوان به بخش «تابلو» اختصاص داد؛ تابلو میتواند حاوی گزیدهای از متون در زمینههای ادبی، دینی، روانشناختی، جامعهشناختی، سیاسی و ... باشد.
بدیهی است که رفتهرفته بنا به نیاز و پیشنهادهای دوستان، موارد فوق گسترش پیدا خواهد کرد و اصلاح خواهد شد.
اشاره به برخی از نتایح عملیِ ممکن که از طریق این پایگاه میتواند محقق شود، آشکارکنندهی برخی انتظارات مطلوب است:
رایزنی و مشورت در زمینههای فرهنگی و علمی.
انجام فعالیتهای خیریه و انساندوستانه.
ایجاد کتابخانهی مشترک (هر چند به صورت الکترونیکی و اینترنتی).
ارسال کتاب، نشریه و مقاله.
آخر سخن اینکه امید است با تلاشهای دوستان، این پایگاه بتواند در تحقق بخشیدن به اهداف عالی چنین جمعی موثر واقع شود.
بگذارید برای شروع، بحث و گفتگو را از موضوع «دوستی» آغاز کنیم. شما میتوانید از نوشتههای دوستانتان با پرسش، پاسخ، گزارش تجارب در آن موضوع، معرفی مرجع و ... استقبال کنید.
درد است که آدمی را رهبر است در هر کاری که هست. تا او را درد آن کار و هوس و عشقِ آن کار در درون نخيزد او قصد آن کار نکند و آن کار بیدرد او را ميسر نشود [...] تا مريم را درد زِه [=زاییدن] پيدا نشد، قصد آن درخت بخت نکرد که (فَاَجَاءَهَا الْمَخَاضُ اِلی جِذْعِ النَّخْلَةِ) او را آن درد به درخت آورد و درختِ خشک ميوهدار شد. تن همچون مريم است و هر يکی عيسی داريم. اگر ما را درد پيدا شود عيسای ما بزايد و اگر درد نباشد عيسی هم از آن راه نهانی که آمد باز به اصل خود پيوندد، الّا ما محروم مانيم و ازو بیبهره. (فیه ما فیه، مولانا جلال الدین محمد)