صفحه اول بحث و گفتگو متفرقه دعای مکارم الاخلاق امام سجاد


دعای مکارم الاخلاق امام سجاد

بر گرفته از سخنرانیهای آقای سید مجتبی حسینی در تفسیر بخشی از دعای مکارم الاخلاق امام سجاد:

اللهم ... ونعوذ بك ... أن يستحوذ علينا الشيطان، أو يستبدبنا الزمان أو يتهضمنا السلطان  ...
خدایا! به تو پناه می‌برم از
۱- اینکه شیطان بر ما چیره شود. می‌گویند یک زمانی حضرت موسی(ع‌) شیطان را دید كه تغیر قیافه داده است، به او می‌فرماید من سؤالی از تو بپرسم: تو چگونه بر مردم مستولی میشوی؟ ("استحوذ علیهم الشیطان ")
گفت: یک راهش عُجب است، دومین، نتیجه عجب است. (نتیجه تسلط شیطان "فانساهم ذکر الله" است، اصلا خدا رو یادمون میره، نه اینکه کلمه خدا رو نگیم، اتفاقا زیادتر هم می‌گیم ولی خود خدا رو یادمون میره.)
۲- و اینکه ما در زمانه به نکبت کشیده شویم، روزگار ما رو با صورت به زمین زند، بی‌آبرویمان کند،
۳- و اینکه سلطان ما را هضم کند، در روایت سلطان به هر چیزی اطلاق می‌شود كه بر آدم چیرگی دارد، ممکن است زمانی یک شخص باشد، ممکن هم هست فضایی باشد، مثل دنیای امروز كه یکی از سلطانهایی كه بر ما هست رسانه‌ها هستند.
و اما کلمه "يتهضمنا" كه از هضم می‌آید، اگر می‌خواهی بیدار شوی باید مراقب باشی هضم نشوی، انسان نمی‌فهمد هضم شده است، امام سجاد می‌فرماید كه خدایا به تو پناه می‌بریم كه سلطان ما را هضم نکند. هضم یعنی چی؟ تصور کنید شما زمانی می‌روید مرغ، گوشت، یا ... می‌خرد، می‌پزید و می‌خورید، بعد از آن این تیکه مرغ یا گوشت به صورت زایده از شما بیرون نمیزند بلکه در وجود شما هضم میشود و چیزی از آن به عنوان هویت مرغ باقی نمی‌ماند، شما از ان انرژی می‌گیری ولی از ان مرغ خبری نیست!
آیه قرآن هست كه می فرماید : ...و من یعمل من الصالحات و هو مومن فلا یخاف ظلما و لا هضما
گاهی بعضی حرفها قبل درک هستند، مثلا وقتی کسی به شما ظلم میکند شما به خوبی ان را متوجه می‌شوی و احساس می‌کنی، و حتی اگر با آن مقابله کنی، کسی می‌شوی كه با ظلم مبارزه کرده و معروف می‌شوی، ولی هضم را خیلی متوجه نمی‌شوی, چنان‌چه كه بسیاری از ما هضم شدیم و نمی‌فهمیم و حتی کیف هم می‌کنیم و این تفاوت هضم و ظلم هست، كه در ظلم آدم دردش می‌آید ولی اینجا متوجه نمی‌شود، بلکه لذت می‌برد و حتی با پای خودش می‌رود، در حالیکه چیزی از او باقی نمی‌ماند ولی یکی دیگر از ان چاق میشود!، انرژی می‌گیرد و به فعالیت‌هایش می رسد!
البته با توجه به این آیه قرآن، کسی كه واقعا ایمان دارد و عمل صالح انجام می‌دهد، دیگر نگران ظلم و هضم نباشد و برای همین است كه امام سجاد در آخرین بخش از دعای خود از خدا می‌خواهد كه ان شاء الله ما را از هضم شدن حفظ کند، منظور در دین، در اعتقادات ، اخلاق، فرهنگ، و هر چیزی كه داریم.

حال چه کنیم تا هضم نشویم؟
یک عبارتی زیارت جامعه کبیره دارد كه خطاب به امامان معصومین می‌گوید: "و کهف الوری". گاهی انسان در یک بحران‌های خیلی بزرگ گیر میفتد كه آنگاه مفهوم "و کهف الوری" را می‌فهمد، زمانی كه در یک کوه و بیابان بی‌انتها خود را تنها می‌بیند و از هر طرف نگران است و یک دفعه چشمش به یک غار وسیع می‌افتد و به ان پناه می‌برد كه او را از گرما، سرما، آفتاب، درندگان، پرندگان و.. حفظ میکند ...
آنگاه است كه احساس می‌کنی کسی در گوشت می‌گوید "ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه"، دقیقا همان زمانی كه داری غرق می‌شوی، کشتی می‌بینی، اوست كه می‌آید سراغت، ابا عبد الله دستت را می‌گیرد و بالا می‌کشد، کهف الوری یعنی این، یعنی جایی كه نه تنها ما را هضم نمی کند که ما را تغذیه هم می‌کند.