بایگانی دسته: معرفی فیلم



معرفی فیلم «روز واقعه»

الف-اطلاعات اولیه

کارگردان: شهرام اسدی فیلم‌نامه‌نویس: بهرام بیضائی موسیقی متن: مجید انتظامی
بازیگران:
عزت الله انتظامی، جمشید مشایخی، علیرضا شجاع نوری
تصویربردار:
مازیار پرتو
تدوینگر:
مهدی رجائیان
برنده جایزه (جنبه برجسته مورد نظر):
برنده ی 5 سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر
تولید: 1373 کشور: ایران زمان: 100 دقیقه
ژانر: داستانی-تاریخی زبان اصلیِ فیلم: فارسی
کلیدواژه‌ها: عشق- وفاداری- ایستادگی و مقاومت- مرگ- دین‌داری موضوع اصلی: حقیقت‌جویی و عشق‌ورزی

مناسب برای:

گروه سنی:
نوجوان جوان میانسال سالمند

موقعیت های اجتماعی و روانی مثلِ…:
تلاش برای رسیدن به هدفها حتی اگر نیاز به تغییر در مهمترین جنبه های زندگی داشته باشد، عشق ورزی و وفاداری؛ تردید کردن و بهانه جویی برای طی کردن مسیری که آن را به حقانیت شناخته ای؛ ترس و نگرانی از برخوردی که دیگران ممکن است با تصمیم گیری تو داشته باشند؛

بینندۀ خاص/عام:
– مناسب برای کسانی که در پیمودن یا نپیمودن راهی که آن را به حقانیت شناخته اند، مردّد اند.
– مناسب برای کسانی که درکی محافظه کارانه یا کلیشه ای یا تهی از شور از دین دارند.
– مناسب برای کسانی که تصمیم و حرکت خود را وابسته و منوط به همراهی و حرکت دیگران کرده اند.
– مناسب برای کسانی که پرشور زیستن و یک سره تاختن به سمت هدفی والا را از یاد برده اند.

خلاصه فیلم:

عبدالله نصرانی، نومسلمانی است که به خاطر دلباختگی به دختر زید، راحله، با اسلام آشنا شده و چون این دین را شناخته، تصمیم گرفته است که آن را به عنوان دینش بپذیرد. مراسم ازدواج این دو برپا شده است که قاصدی خبر کشته شدن مسلم بن عقیل، فرستاده حسین، و بی وفایی مردم کوفه را به حاضران می رساند. عبدالله، حسین را از آنجا که مقتدای راحله است می شناسد. دراین اثنا عبدالله صدایی می شنود که از او یاری می خواهد؛ صدایی که گویی کس دیگری آن را نمی شنود. عبدالله مراسم ازدواج را بی هیچ سخن و توضیحی ترک می کند تا به یاری صدایی که از سمت کوفه می آید برود…

ب. تاملات بیشتر:

ین قسمت ویژه‌ی کسانی است که می‌خواهند پیش از دیدن فیلم، داستان آن را بدانند)

* نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):

عبدالله جوانی مسیحی است که با دل باختن به راحله مسلمان می شود. راحله زمان آشنایی با عبدالله از مقتدای خود، امام حسین، برای او سخن گفته و عبدالله اسلام را با حسین شناخته است. در مراسم ازدواج عبدالله با راحله، ندایی عبدالله را فرا می خواند و سبب می شود که او بی هیچ سخنی برخیزد و یکسره به سمت کوفه بتازد؛ او به راه می افتد و راحله را ترک می کند. گویی عبدالله وفاداری اش به راحله را با کشف حقیقت یکی می پندارد. در راهِ رفتن به سوی کوفه، عبدالله با آزمون های زیادی مواجه می شود: گم کردن راه، تنهایی، خستگی، مواجهه با راهزنانی که به گروهی حمله کرده اند و باید عبدالله به کمک کاروانیان رود و… . در طول مسیر، عبدالله به مرور احساس می کند که حسین او را می شناسد، منتظر اوست و هر لحظه با او سخن می گوید. از این رو دم به دم بر شوق و تاختن و تلاش اش افزوده می شود. او در این راه با افرادی مواجه می شود که حسین را تنها گذاشته اند و اکنون ناامید و پشیمان برگشته اند. اما عبدالله می رود. عبدالله بالاخره به کربلا می رسد اما در عصر عاشورا. عبدالله حسین را به گونه ای دیگر ملاقات می کند و پاسخ آن چه او را بدین جا کشیده بود می گیرد. اکنون او خود را میراث دار و پیام-برِ حسین می بیند.

* منابعی جهت مطالعه در مورد فیلم:

– روز واقعه، بهرام بیضائی، نشر سازمان انتشاراتي فرهنگي ابتكار.
– سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلاء، نوشته ی محمد صادق نجمی، نشر بوستان کتاب.word-image

// // ?>


معرفی فیلم «فلسطین هنوز هم مسئله است» (Palestine Is Still the Issue)

Palestine is Still the Issue.png

جان پیلجر – مستند ساز استرالیایی- در سال 1977 فیلمی ساخت به نام «فلسطین هنوز مسئله است[1]». این فیلم داستان نزدیک به یک میلیون فلسطینی را روایت می‌کند که در سال‌های 1948 و 1967 از خانه‌هایشان به زور رانده شدند. بیست و پنج سال بعد، پیلجر به کرانه‌ی غربی، غزه و اسراییل رفته تا بپرسد چرا فلسطینیانی که حق بازگشت‌شان توسط سازمان ملل، بیش از 50 سال است که به رسمیت شناخته شده، هنوز در برزخی رقت‌انگیز زندگی می‌کنند؟ چرا هنوز در سرزمین خودشان، تحت طولانی‌ترین اشغال‌گری عصر جدید، آواره‌اند؟

پیلجر در آغاز می‌گوید: «اگر بخواهیم از بی‌عدالتی سخن بگوییم، [از 1972 تا کنون] چیزی تغییر نکرده است، اما چیز دیگری هست که تغییر کرده و آن خود فلسطینی‌ها هستند: آنان به مبارزه برخاسته‌اند. این مردم که مدت‌هاست بدون کشورند و مدام تحقیر شده‌اند، در برابر ارتش عظیم اسراییل به مقاومت برخاسته‌اند؛ هرچند که مانند اسراییل هواپیما و بالگرد جنگی و موشک ندارند. برخی از این مردم از سر استیصال به روش‌های تروریستی مانند بمب‌گذاری انتحاری روی آورده‌اند، اما ترور و وحشت واقعی را خود فلسطینیان روز به روز حس می‌کنند، ترور ناشی از کنترل بی‌رحمانه‌ی تقریباً همه‌ی جنبه‌های زندگی‌شان توسط اسراییل، آن‌چنان که گویی در یک زندان رو باز زندگی می‌کنند. این فیلم درباره‌ی فلسطینیان و گروهی از اسراییلی‌های شجاعی است که در دیرباز‌ترین مبارزه‌ی بشر، با هم متحد شده‌اند: مبارزه برای رهایی.»

پیلجر تاریخ فلسطین در قرن بیستم را به شکل قابل فهمی به ایجاز بیان می‌کند- تاریخ منازعه بر سر زمین. او به یادمان می‌آورد که صهیونیست‌ها 78 درصد از سرزمین‌ فلسطینیان را در بدو تشکیل اسراییل تصاحب کردند و همان 22 درصد باقی‌مانده برای فلسطینی‌ها هم تحت اشغال اسراییلی‌ها مانده است.

51UuIw38K3L.jpgاو در مجموعه‌ای از مصاحبه‌های نادر با اسراییلی‌ها و فلسطینیان، با خانواده‌ی بمب‌گذاران انتحاری و قربانیان ایشان گفتگو می‌کند. پیلجر تحقیر فلسطینیان را در هزارتوی بیشمار ایست‌های بازرسی به تصویر می‌کشد، با سیستمی برای مجوز‌های عبور که بی‌شباهت به سیستم معروف رایج در رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی نیست.

زنی در فیلم تعریف می‌کند که چگونه هنگام نزدیک شدن زمان زایمان‌اش، پس از تحقیر شدن و خشونت دیدن از سربازان ایست بازرسی که جلوی رسیدن او به بیمارستان را گرفته بودند، به خانه، باز می‌گردد و پسرش را همانجا به دنیا می‌آورد؛ در شرایطی که مادرشوهرش بند ناف کودک را در نبود امکانات پزشکی با یک تیغ می‌برد. این کودک چند ساعت بعد جان سپرد.

جان پیلجر به اردوگاه‌های آوارگان سر می‌زند و با کودکان ملاقات می‌کند، بچه‌هایی که به گفته‌ی او دیگر مثل بقیه‌ی کودکان دنیا رؤیا نمی‌بینند، و اگر هم رؤیایی ببینند درباره‌ی مرگ است. او به ساختمان وزارت فرهنگ فلسطین در رام‌الله سر می‌زند، جایی که به تازگی مورد حمله‌ی اسراییل قرار گرفته بود و در می‌یابد که سربازان اسراییلی در و دیوار اتاق‌های این ساختمان را به مدفوع آلوده‌اند و نقاشی‌های کودکان را که در اتاقی نگهداری می‌شده، با پاشیدن رنگ تخریب کرده‌اند!

در این فیلم رؤسای جمهور آمریکا را می‌بینیم که پیاپی از اسراییل حمایت می‌کنند. پیلجر اسراییل را «کلانتر آمریکا در خاورمیانه‌ی نفت‌خیز» می‌داند، کشوری که میلیاردها دلار کمک مالی و آخرین سلاح‌های ساخته‌شده را از آمریکا دریافت می‌کند؛ سلاح‌هایی مثل هواپیمای F-16، بمب‌ها، موشک‌ها و بالگردهای آپاچی. او می‌گوید انگلیس هم- هر چند در ظاهر اشغال را محکوم می‌کند- فعالانه به ارتش اسراییل کمک می‌کند.

«در چهارده ماه نخست انتفاضه، دولت تونی بلر 230 مجوز صادرات اسلحه و تجهیزات نظامی به مقصد اسراییل صادر کرده است. بلر گفته است: ”هر چه از دست‌مان بر بیاید برای صلح و پایداری در خاورمیان انجام خواهیم داد“ ». در نتیجه اکنون اسراییل چهارمین ارتش بزرگ دنیا را داراست.

پیلجر نتیجه می‌گیرد: «واقعیت این است که اسراییلی‌ها هرگز روی صلح را نخواهند دید مگر ‌زمانی که درک کنند که فلسطینی‌ها هم به اندازه‌ی ایشان حق بهره‌مندی از استقلال و صلح را دارند. اخیراً اسقف دزموند توتو، این ندای بیدار آزادی، گفته است: ”آیا مردم یهودی اسراییل به این زودی مجازات جمعی‌شان، تخریب خانه‌هایشان و تحقیرشدن‌شان[توسط نازی‌ها] را فراموش کرده‌اند؟“ در این فیلم می‌توان دید که وجدان‌های بیداری در اسراییل هستند که هنوز این واقعیت‌ها را فراموش نکرده‌اند و به انتقاد از سیاست‌های حکومت‌شان می‌پردازند. ایشان نماینده‌ی ارزش‌های انسانی سنّت یهودی هستند. اشغال فلسطین باید همین اکنون پایان یابد […] آیا این امر غیرممکن است؟ و آیا تاریخ از نو شاهد نتیجه‌ی سکوتی دیگر خواهد بود؟[2]»


[1] این فیلم را می‌توانید از این آدرس مشاهده کنید: http://johnpilger.com/videos/palestine-is-still-the-issue

[2] اشاره‌ به سکوت کشورها در برابر نسل‌کشی یهودیان در جنگ جهانی دوم است.

// // ?>


دیوانه‌ای از قفس پرید

نام فیلم: دیوانه‌ای از قفس پرید

نوع فیلم: داستانی (سینمای دفاع مقدس)

کارگردان:
احمدرضا معتمدی

فیلمنامه نویس:
احمد‌رضا معتمدی

موسیقی متن:
مجید انتظامی

بازیگران:
پرویز پرستویی- عزت الله انتظامی- علی نصیریان- نیکی کریمی

      تصویر بردار: محمد آلادپوش

تدوین­گر:
مصطفی خرقه‌پوش

سال تولید: 1381

کشور: ایران

زمان: 110 دقیقه

ژانر:
اجتماعی

موضوع اصلی:
مسئولیت یک رزمنده (جانباز جنگ) در زمانه‌ی فعلی

        کلید واژه‌ها:
تغییر ارزش‌ها- فساد اجتماعی- مبارزه- دوستی و رفاقت-       خاطره- وجدان

مناسب برای گروه سنی:
جوان~       میانسال~        سالمند~

مناسب برای موقعیت‌های اجتماعی و روانی مثلِ…:
تسلیم و مطیعِ ارزش های رایج زمانه بودن؛ فراموش کردن خاطرات و عهدهای والای گذشته؛ انفعال در مقابل فساد؛ ارائه‌ی تصویری انسانی و عدالت‌خواهانه از نقش و مسئولیت یک جانباز (به عوض تصویری کلیشه‌ای و بی محتوا از جنگ)؛ بی‌خبری از فسادهای رایج؛ ظاهربینی و قضاوت در مورد انسانها بر اساس ملاک های ظاهری و فریبنده

زبان اصلیِ فیلم: فارسی

خلاصه فیلم:
جانبازی به نام روزبه ایرانی در تلاش است که با فردی بسیار پر نفوذ (مستوفی) که دارای فسادهای متعددی است مبارزه کند و پرونده‌هایی در دادگاه برای او تهیه نماید. اما به شدت تحت فشار است و احساس تنهایی می‌کند. درست در همین زمان، همسر او(یلدا) نیز به دلیل بحران‌های روحی‌ای که خود دارد، قصد دارد تا از روزبه طلاق گرفته و فارغ از چشم‌انداز او و بدون الگوپذیری از شخصیت عمیق وی، خویشتن خود را باز بیاید. روزبه با همراهی دوست و همرزم قدیمی خود به نام آصف تلاش می‌کند تا  مدارکی علیه مستوفی جمع آوری نماید و در این میانه به سراغ استاد اخلاق قدیمی خود (فراست) می روند تا او نیز به آنها کمک نماید. آنها اما به مرور متوجه می شوند که حجم فساد بیشتر از آن چیزی ست که تصور می کرده اند و با مسائل دشوارتری مواجه می گردند…

دیوانه ای از قفس پرید- 1

* نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):             
(این قسمت ویژه‌ی کسانی است که می‌خواهند پیش از دیدن فیلم، داستان آن را بدانند)

روزبه در تلاش است که با ارزش‌های مادّی روزگار و با فسادهایی که در جامعه جاری شده‌اند مبارزه کند. او نمی‌خواهد هم‌چون بسیاری از هم‌رزمان خود، تنها نامی از جنگ و جبهه باقی گذارد و آن گاه هر مُد جدیدِ غیراخلاقی‌ای را پذیرا گردد. در نظر او، آن میراث مهمی که از سال‌های سادگی انقلاب و جنگ عوض شده و استحاله گردیده، ظواهری هم‌چون حجاب و شعارهای دینی و … نیست. او مسئولیت امروز خود برای میراث‌داری را در تلاش برای عدالت و مبارزه با یکی از اُمّ الفسادهای بازاری -به نام مستوفی- می‌داند.

روزبه در این مسیر از هم‌رزمان قدیم خود نارو می‌خورد و در سکانسی طلایی به استاد قدیم خود که فردی ظاهر الصلاح اما به شدت فاسد است می‌گوید:

«صدای غریبه داره از گلوی خودمون در میاد. منی که بیست سال پیش، قاطی خلق الله، آویزون دو طبقه، سُر می خوردم می رفتم جوادیه و قنات آباد…حالا ماشینم شده یه بشقاب پرنده، خونه ام شده قصر شاه آباد، دیگه هر چی هم زور بزنم فقط صدای غریبه از گلوم در میاد».

دیوانه‌ای از قفس پرید، پایانی نسبتا باز، تراژیک‌ و سنگین دارد. روزبه، خاموش و از کار افتاده در اتاقی از آسایشگاه معلولان است. همسرش در کنار اوست و عزم کرده است تا تحقق‌بخش این سخن باشد که «باشد که این بار پابرهنگان از دیوار معیارهایتان بالا روند، نه از دیوار کاخ‌هایتان». استاد اخلاق که خود یک پای ثابت همه‌ی آلودگی‌های اخلاقی است و از پایان یافتن آرمان‌ها و امیدهای «رزمندگان» سخن می‌گوید، در راهرو آسایشگاه در حال راه رفتن است. صدای خمپاره و بمب و تیراندازی به گوش می‌رسد و گویی جبهه‌ی جنگ هم‌چنان زنده و جاری و حاضر است. معلولان از اتاق‌هایشان بیرون می‌آیند. همگی به استاد اخلاق خیره شده‌اند و او در صحنه‌ای قیامت‌گون، سنگینی خاطره‌ها و چشم‌ها را عمیقا بر خود احساس می‌کند.

* ملاحظات:
فیلم برای نمایش خانگی و بحث و گفتگو مناسب است.
دیالوگ‌های فیلم، ادبی و سرشار از اصطلاحات و ضرب المثل‌های کوچه بازاری است و فهم آن، به دقت و ظرافت احتیاج دارد.

// // ?>


«پایان فقر؟» (The End of Poverty)

الف-اطلاعات اولیه                                                                               نوع فیلم: مستند

کارگردان: Philippe Diaz

فیلم نامه نویس: Philippe Diaz

موسیقی متن:  Beth Portello

برنده جایزه: برنده ی جایزه ی ”هفته ی منتقدان بین المللی“در بخش اصلی جشنواره فیلم کن در سال 2008.
(هدف این جایزه به نمایش درآوردن نخستین و دومین اثر کارگردانانی از سراسر دنیاست که تسلیم تمایلات تجاری حاکم بر دنیای سینما نشده اند.)

سال تولید:2008

کشور:  Cinema Libre Studioبا همکاری بنیاد غیرانتفاعی  Robert Schalkenbach

زمان: 104 دقیقه

ژانر: مستند

موضوع اصلی: فقر

کلید واژه ها: فقر و محرومین-استثمار- کشورهای پیشرفته و کشورهای فقیر-مناسبات ناعادلانه اقتصادی-جنبش‌های اجتماعی

مناسب برای :

گروه سنی: جوان~       میانسال~        سالمند~

موقعیت های اجتماعی و روانی مثلِ… : ایجاد حساسیت نسبت به پدیده ی فقر و محرومیت؛ شناخت و اندیشیدن در مورد محرومیت و چرایی آن؛ نشان دادن ریشه‌های جهانی فقر؛ آشنایی با تاریخ دوران مدرن به ویژه مسئله ی استعمار؛ توجه به وضعیت کشورهای جهان سوم؛

زبان اصلیِ فیلم: انگلیسی،فرانسوی، اسپانیایی، پرتغالی       دوبله شده به…: دوبله ندارد              زیر نویس به زبان: فارسی/انگلیسی

خلاصه فیلم:

موضوع اصلی مستند ”پایان فقر؟“طرح و پیگیری سوال‌هایی بنیادین در مورد فقر و محرومیت است: در این جهان بسیار ثروتمند با شهرهای مدرن و منابع فراوان چگونه ما هنوز این همه فقر داریم؟ چرا هنوز هم عده ی زیادی از انسان‌ها باید با درآمدی کم‌تر از 1 دلار در روز زندگی کنند؟ چرا در گوشه ای از شهرها آسمان‌خراش‌ها را می‌بینیم و در گوشه دیگر زاغه‌ها و آلونک‌ها را؟

مستند پایان فقر؟ سعی می‌کند تا با رجوع به تاریخ، اقتصاد و سیاست تا حدودی به این پرسش‌ها پاسخ دهد.

ب. تاملات بیشتر

*نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):

«فقر جهانی چیزی نیست که به طور اتفاقی رخ داده باشد. فقر، با پیروزی نظامی، برده داری و استعمار آغاز شد و به تصاحب زمین‌ها، معادن و نیروی کار اجباری منتج گردید. امروزه، مشکل هم‌چنان ادامه دارد، به خاطر بدهی‌های غیرمنصفانه [کشورهای جهان سوم به کشورهای توسعه یافته]، بازرگانی و سیاست‌های مالیاتی رایج. به عبارت دیگر، کشورهای ثروتمند از کشورهای فقیرِ در حال توسعه سوءاستفاده می‌کنند.

کارگرانی که برای قطع نیشکرها کار می‌کنند؛ در مزرعه ای در شمال شرق برزیل

فیلیپ دیاز، کارگردان فیلم، تبیین می‌کند که بحران مالی فعلی، به چه شکلی، نتیجه ی مستقیم این سیاست‌هایی است که قرن‌ها ادامه داشته‌اند اما مورد اعتراض قرار نگرفته اند. فیلم ”پایان فقر؟“ این پرسش را پیش می‌کشد که چرا 20 درصد از جمعیت زمین، از 80 درصد از منابع زمین استفاده می‌کنند و 30 درصد بیش‌تر از آنچه زمین می‌تواند بازسازی کند، مصرف می‌نمایند؟ این اعداد بدان معنا است که ادامه دادن به این سبک از زندگی برابر است با این که انسان‌های بیش‌تر و بیش‌تری در زیر خط فقر غرق شوند.

آمارتیا سن؛ اقتصاددان و برنده ی جایزه نوبل اقتصاد

 فیلم ”پایان فقر؟“ به سراغ زاغه‌ها و محله‌های محروم افریقا و حاشیه‌های شهرهای امریکای لاتین می‌رود و هم‌چنین [درباره ی فقر و محرومیت حاشیه نشین‌های شهری و کشورهای جهان سوم] دیدگاه‌ها و نظرات اندیشمندان مختلفی را جویا می‌شود: برندگان جایزه ی نوبل مانند آمارتیا سن و جوزف استیگلیتز؛ نویسندگان مطرحی مانند سوزان جورج، اریک توسان، جان پرکینز، چالمرز جانسون؛ پرفسورهای دانشگاهی‌ای مانند ویلیام ایسترلی و میشل واتس؛ وزرای دولتی‌ای مانند آلوارو گارسیا لینرا، معاون رئیس‌جمهور بولیوی؛ و رهبران جنبش‌های اجتماعی در برزیل، ونزوئلا، کنیا و تانزانیا.

 

پرسش اساسی ای که فیلم از ما می‌خواهد تا بار دیگر به آن بیندیشیم این است که“آیا ما می‌توانیم با نظام اقتصادی رایجِ فعلی، فقر را پایان دهیم؟ یک بار دیگر فکر کنید![1]

دی الیویرا؛ او تظاهرات کنندگان بولیویایی  بر علیه شرکت بزرگ بشتل را در طول مبارزه هدایت می‌کرد.

فیلم پایان فقر؟ مسئله ی فقر را در ابعاد جهانی آن بررسی می‌نماید و چندان به این امر نمی‌پردازد که انسان‌ها چه فعالیت‌های فردی و یا اجتماعی‌ای می‌توانند در طول زندگی روزمره ی خود در پیش بگیرند تا به رفع محرومیت کمک کرده باشند. در واقع مسئله ی فیلم این است که برای رفع فقر، کدام سیاست‌های کلان اقتصادی باید تغییر نمایند. از این جهت می‌توان گفت که فیلم درباره ی رسالتی که تک تک ما در مسیر زندگی روزانه ی خود داریم تا با نابرابری و رنج‌های حاصل از محرومیت مبارزه کنیم، چندان سخنی نمی‌گوید.

 

چشم انداز این فیلم بیش‌تر متمرکز بر این است که کدام موانع جهانی بر سر راه توسعه ی کشورهای محروم جهان سوم وجود دارد و به علل و ریشه های داخلی ناکامی اقتصادی کشورهای در حال توسعه اشاره نمی‌کند. از این رو، نباید متأثر از این فیلم، بپنداریم که تمامی مشکلات کشورهای در حال توسعه، ریشه در سلطه و اعمال نفوذ خارجی دارد.

*ملاحظات:

بچه ها با یک بطری خالی آب، بازی می‌کنند؛ خیابان‌های کیبرا، چندین کیلومتر دورتر از نایروبی(پایتخت کنیا).

زیرنویس‌های فیلم، در اغلب موارد دارای پیامی مهم و اساسی هستند و فهم آن‌ها، احتیاج به تمرکز و دقت دارد. گاهی نیز، برای درک نکته ی مورد نظر گوینده، می‌بایست اندکی توقف و تأمل نمود. به همین خاطر، فیلم را حتی المقدور باید در فضایی آرام تماشا کرد.

 

*منابعی جهت مطالعه در مورد فیلم:

دو کتاب زیر، به شکلی زنده، تجربی و عمیق به مسئله ی فقر، حاشیه نشینی و ریشه های آن می‌پردازند:

–         کتاب اندرون جهان سوم(کالبدشکافی فقر)؛ نوشته ی پال هریسون؛ ترجمه ی شهریار آژغ؛ نشر اختران.

–         کتاب ”شهرهای در سایه“ (میلیاردها محله ی حاشیه نشین در دنیای جدید شهری)؛ نوشته ی رابرت نیو ویرث؛ ترجمه احمد پوراحمد و سایرین؛ انتشارات دانشگاه تهران.


[1]) برگرفته از سایت همین فیلم: www.theendofpoverty.com

// // ?>


جنگاور زباله‌ها (Garbage Warrior)

کارگردان: Oliver Hodge

فیلم نامه نویس:

موسیقی متن:

بازیگران: Mike Reynolds

تصویر بردار:

تدوین­گر:

برنده جایزه (جنبه برجسته مورد نظر): فستیوال بین المللی فیلم ونکوور-برنده ی جایزه ی پرطرفدار ترین فیلم

سال تولید:2007

کشور: هلند

زمان:86 دقیقه

مناسب برای گروه سنی: نوجوان، جوان، میانسال، سالمند

دوبله شده:      خیر            زیر نویس فارسی       خیر                        زیر نویس به زبان: احتمالا انگلیسی

خلاصه فیلم:

فیلم درباره فعالیت های یک معمار موتور سوار آمریکایی دوستدار محیط زیست به نام Mike Reynolds است. او چند دهه تلاش کرده تا خانه های خود-بسنده ای درست کند که به طور کلی بی نیاز از منابع انرژی شهرها و سرویس هایی از قبیل آب و فاضلاب شهری باشند. مصالحی که او برای این کار استفاده می کند از جمله شامل مواد دور ریختنی مانند لاستیک اتومبیل و  بطری نوشیدنی است. او کار خود را از دهه ی 70(؟) میلادی آغاز کرده و  هر پروژه برایش تجربه ای نو بوده است. در این چند دهه گاهی ساکنان خانه هایی که او ساخته او را به دادگاه کشانده اند زیرا مدعی بوده اند که در این خانه ها آسایش کافی نداشته اند. او طی این ماجراهای قضایی گواهینامه ی معماری خود را از دست می دهد و از آن بدتر این که دادگاه اساسا ساختن چنین منازلی را ممنوع می کند.

او از پا نمی نشیند و کار را از طریق مجلس ایالتی دنبال می کند. هدف او این است که قوانین موجود که راه را بر ساخت چنین خانه هایی بسته اند اصلاح کند. راه و چاه مجلس قانون گذاری و کانال های کار چاق کنی آن برای او که موتور سواری بیابان گرد است نا آشناست و  برای پیش بردن کارش راه سختی در پیش دارد. نهایتا بوروکراسی پیچیده ی مجلس او را شکست می دهد و طرح او رای نمی آورد. همزمان می بینیم که او و عده ای آدمِ داوطلب برای ساختن خانه های ارزان و سازگار با محیط زیست، به مناطق سونامی زده ی شرق آسیا سفر می کنند. در پایان فیلم باخبر می شویم که پس از اتمام فیلم برداری، او طرح را دوباره به مجلس برده و این بار موفق شده آن را تصویب کند.

امتیاز: 6 ستاره از 10 ستاره

ب. تاملات بیشتر

*نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):

دیدن این فیلم باعث می شود به شیوه های زندگی جایگزینی بیندیشیم که تا پیش از این برایمان متصور نبود. رینولدز-معمار طبیعت دوستِ فیلم- می گوید: تمدن امروز مانند یک گله گاومیش به سمت پرتگاه نابودی پیش می رود، و هیچ یک از ما دوندگان به سمت پرتگاه از خودمان نمی پرسیم: «چرا داریم اون طرفی می ریم؟» او شیوه ی زندگی ما را مقصر اصلی می داند و سعی می کند با ساختن خانه هایی خود بسنده، باری را که ما با مصرف گرایی مان بر طبیعت تحمیل می کنیم، تعدیل کند.

*ملاحظات:

این فیلم را می‌توانید در این آدرس تماشا کنید: http://www.youtube.com/watch?v=YrMJwIedrWU

// // ?>


راهب و ماهی (The Monk and the Fish)

کارگردان: مایکل دودوک دوویت / Michaël Dudok De Wit

فیلم نامه نویس: مایکل دودوک دوویت

موسیقی متن: سرگت بست / Serge Besset

بازیگران:

تصویر بردار:

تدوین­گر:

برنده جایزه (جنبه برجسته مورد نظر): برنده بهترین انیمیشن کوتاه در جشنواره فیلم بریتانیا / British Academy Film Awards و نامزد اسکار انیمیشن کوتاه.

سال تولید: 1994

کشور: هلند

زمان: 6:20 دقیقه

مناسب برای گروه سنی: کودک، نوجوان، جوان، میانسال، سالمند

دوبله شده:  بدون کلام

خلاصه فیلم:

راهبی در حوضچه صومعه چشمش به ماهی­ای می­افتد و در سودای به دام انداختن او فرمی­رود. ماهی فقط به او رخ می­نماید اما دم به تلۀ او نمی­دهد و به شدت او را آشفته می­سازد. اکنون راهب از خواب و خوراک افتاده و در این اندیشه است که چگونه ماهی را از آن خود سازد. راهب راههای متفاوتی را امتحان می­کند و نهایتا از پی ماهی از حوضچه به کانالی راه می­برد و از آنجا مناظر متفاوت را پشت سر می­گذارد و از فضای صومعه دور می­شود. این تعقیب سیری را از جدال و عصبانیت به آشتی و صلح طی می­کند که موسیقی­ای کلاسیک به زیبایی آن را همراهی می­کند. سر آخر آنها دست در دست از دروازه­ای می­گذرند و رقصان در آسمان محو می­شوند.

امتیاز: 10  ستاره از 10 ستاره

ب. تاملات بیشتر :

*نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):

این فیلم به شدت رازآلوده و مسحورکننده است. هماهنگی موسیقی و تصویر در اوج است. رنگ عالی است و راهب تپل داستان بسیار بامزه و دوست داشتنی است خصوصا آنجا که زیر نور ماه توان خواندن کتابهای قطور صومعه و خوابیدن از او سلب شده. البته شاید چنین آثاری، از این وجه که راه به فردگرایی می­برند مورد نقد واقع شوند، با این وجود باید گفت دودوک به شکلی بسیار چشم نواز برقراری رابطه­ای وجودی و بی­‌پرده، آن هم با چیزی که فرد در ابتدا در پی تملکش بوده است را به تصویر کشیده است.

*ملاحظات:

فیلم به روش پویانمایی با طلق به شیوۀ سنتی –که البته امروزه بیشتر با کمک رایانه انجام می­شود- و با استفاده از قلم­مو، مرکب هندی و آبرنگ ساخته شده است.

این فیلم را می‌توانید در این آدرس تماشا کنید: http://www.youtube.com/watch?v=dS-jLM75xuU

خلاصه ای از زندگی و دغدغه­های فیلم­نامه­نویس یا کارگردان که در ساخت فیلم تاثیر گذاشته است :

(اطلاعاتی کلی که معطوف به ساخت این انیمیشن نیست:) مایکل دودوک بعد از ساخت چند آگهی تجاری برای سینما و تلویزیون که چند جایزه برایش به همراه داشت، سال 1992 اولین فیلم کوتاه حرفه‌ای خود را به نام ”Tom Sweep“ ساخت. وی سال 1994 با همکاری یک استودیوی فرانسوی فیلم ”راهب و ماهی“ را ساخت که جایزه سزار بهترین انیمیشن کوتاه و جایزه کارتون طلایی را از آن خود کرد و نامزد دریافت جایزه اسکار نیز بود. از کارهای دیگر او می­توان به عطر چای و پدر و دختر اشاره کرد.
در کارنامه این کارگردان نه چندان پرکار تنها پنج فیلم حضور دارد با این حال دودوک در ساخت آگهی‌های تجاری و تصویرگری کتاب نیز فعالیت می‌کند. او از سال 1991 تاکنون تصویرگری کتاب‌هایی همچون ”مارها و نردبان‌ها“، ”تاریخ جنوا“ و ”اسکار و هو“ را انجام داده است.

// // ?>


زیر پوست شهر

کارگردان: رخشان بنی اعتماد

فیلم نامه نویس:رخشان بنی اعتماد/فرید مصطفوی

موسیقی متن:

بازیگران:گلاب آدینه-محمد رضا فروتن-باران کوثری-

تصویر بردار:

تدوین­گر:مصطفی خرقه پوش

برنده جایزه (جنبه برجسته مورد نظر):

سال تولید:بهمن 87 و مرداد 79

کشور: ایران

زمان:90دقیقه

ژانر: درام اجتماعی

موضوع اصلی: مشکلات اجتماعی و اصلاحات

مناسب برای گروه سنی: نوجوان، جوان، میانسال، سالمند

خلاصه فیلم: فیلم با سوال یک خبرنگار از زن نقش اول فیلم (گلاب آدینه) شروع می‌شود که می پرسد: شما نقش زنان کارگر را در انتخابات مجلس ششم که پیش رو داریم چگونه می بینید؟ و این زن شروع به دادن جواب های نامربوط و کلیشه ای می کند. اما در ادامه کل فیلم با نشان دادن زندگی این زن از نزدیک، در صدد پاسخ گویی به این سوال است: درگیری‌های فرزند بزرگ او که نان آور خانواده است و با فضای بازار درگیر است؛ دختر او که در سنین نوجوانی است و با مسائل و دغدغه های زنان روبرو و درگیر است؛ خود این زن که کارگر کارخانه است و به شدت از محرومیت‌های کارگران عذاب می کشد و بالاخره پسر جوان و دانشجوی او که امیدوارانه به دنبال اصلاحات است و راه حل مشکلات خانواده ی خود را در تلاش های اصلاح طلبانه می بیند.

امتیاز: 7 ستاره از 10 ستاره

ب. تاملات بیشتر:

*نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم): این فیلم در اوایل شروع دوره ی اصلاحات در ایران، یعنی سالهای 78-79، ساخته شده است و گویی به دنبال آن است که بگوید اصلاحات باید در چه فضایی صورت بگیرد. از دیگر نکات بسیار مهم فیلم اشاره‌ی فیلم به افرادی است که به شدت به سیاست بدبین هستند (معمولا از طبقات پایین و شکننده‌ی اجتماع…و این امر در ایران بیداد می کند)؛ به هیچ وجه به اصلاحات امیدی ندارند و به شدت درگیر تامین معاش خود هستند. جدال این افراد که معمولا با فضای بازار درگیر بوده و کنش‌های سیاسی را در رفع فساد بازار بی اثر می‌بینند با افرادی که تلاش‌های سیاسی را برای حل مشکلات موجود دنبال می کنند در شروع فیلم در یک سکانس تاثیرگذار بیان می‌شود، زمانی که برادر بزرگ‌تر (فعال بازار) بر روی موتور مشغول نصیحت برادر دانشجوی خود(فعال سیاسی) است:

آخه این کارا چیه میکنی؟کجا رو میخوای بگیری؟چی گیر تو میاد؟ تابستون که زدین همدیگه رو لت و پار کردین چی شد؟ کی برد؟ناصرخان مرندی(صاحب کار برادر بزرگتر) دلارای هشتصد تومنی شون رو تو بازار هزار تومن آب کردند!
-یعنی چیزایی رو که مردم نمی خوان، نباید بگیم؟!
_یعنی شما چارتا بچه میدونین مردم چی میخوان؟!
-حالا خوبه همون چارتا بچه جرئت حرف زدن رو دارن!
-مردم دنبال بدبختی شون اند،یه لقمه نون! بچسب به درست!حالیت شد؟
-کلاس فقط درس و مدرسه نیست!
-لازم نکرده شعار بدی! یه مدرک باید تو دستت باشه یا نه؟…

*ملاحظات:

این فیلم اگرچه به نحوی، تاریخی به حساب می آید اما برای وضع امروز نیز بسیار راهنمای خوبی است. جدال های فیلم جدال های صدساله‌ی ایرانیان با اصلاحات است. شاید در پایان فیلم، تماشاچی راه گذار از تمامی مشکلات را پیدا نکند، اما این فیلم به دلیل اینکه طرح مسئله‌ی بسیار خوبی ست، می تواند محل مناسبی برای یک گفتگوی فامیلی یا دوستانه باشد.

خلاصه ای از زندگی و دغدغه­‌های فیلم­نامه­ نویس یا کارگردان که در ساخت فیلم تاثیر گذاشته است:

سایر فیلم های این کارگردان عبارت اند از خون بازی، گیلانه و … . این کارگردان را می توان یک هنرمند متعهد دانست. یکی از مسائلی که این کارگردان دنبال می کند بازنمایی شکاف‌های اجتماعی است (از جمله در گیلانه). بنی اعتماد زیر پوست شهر را در فضایی ساخته است که هنر دوره‌ی اصلاحات به شدت از فقدان سینمای متعهد و ایجاد ارتباط با طبقات محروم جامعه و روشن نمودن لزوم اصلاحات برای آنها رنج می برد و کمتر کارگردانی دغدغه ی حل چنین کمبودی را دارد. کار بنی اعتماد به ویژه در چنین فضایی شایسته‌ی احترام است.

// // ?>