بایگانی دسته: معرفی کتاب



آموزش از راه بازی (معرفی کتاب همراه با نمونه فعالیت‌ها)

عنوان کتاب: آموزش از راه بازی

تألیف: جین مار زولو ـ جین لوید

ترجمه و تلخیص: لیلی انگجی

نشر: سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی‌، انتشارات مدرسه.

 

دریافت فایل معرفی کتاب «آموزش از راه بازی» همراه با نمونه فعالیت‌ها به صورت pdf

***

بخشی از مقدمه‌ی کتاب:

این کتاب برای پدران و مادران و مربیان کودکان زیر شش سال تهیه و و تنظیم شده است. مسلّم است که در ابتدای امر، پدران و مادران هستند که مسئول آموزش و پرورش کودک خود می‌باشند. آن‌ها باید:

  1. در امر تعلیم و تربیت کودک خود، همانند مربی خوب و آگاه، رفتار کنند.
  2. مسائل را با زبان کودکانه (روان، ساده، بدون پیچیدگی والفاظ مشکل) به او بیاموزند.
  3. در برابر ناتوانیهای او صبور باشند و تواناییهای او را بستایند و تقویت کنند.

پدران و مادران و مربیان باید فعالیت‌های مناسبی انتخاب کنند که مورد علاقه‌ی کودک باشد. این راه، موفق‌ترین راه آموزشی است. هر کودک از نظر آموزشی، روشی خاص خود را دارد. بعضی فعالیت‌ها ممکن است برای یک کودک جالب و برای کودکی دیگر، خسته کننده باشد، یا کسب مهارت در کاری برای کودکی آسان و برای کودکی دیگر، سخت باشد.

آموزش کودک با انتخاب فعالیت مناسب و در وقت مناسب امکان‌پذیر است. مثلاً زمانی که کودک مشغول بازی است، می‌توانید با وارد شدن به بازی او، به آن، جنبه‌ی آموزشی بدهید و مانند دوست خوبی به او کمک کنید تا کاری را که شروع کرده، به انجام برساند.

شما می‌توانید بیشتر فعالیت‌هایی را که کودک شما دوست دارد، ضمن بازی بشناسید. چون بازی طبیعی‌ترین وسیله‌ی آموزشی کودکان است. کودک از طریق بازی آموزش می‌بیند و چیزهای تازه‌ای کشف و تجربه می‌کند. رفتار بزرگترها را تقلید می‌کند، دنیای اطراف خود را می‌شناسد و به افکار خود نظم می‌دهد. بازی، حس کنجکاوی او را تحریک می‌کند و به او چیزهای تازه‌ای‌ می‌آموزد.

از طرفی طبیعت بهترین وسایل آموزشی را در اختیار دارد. کودک دوست دارد لمس کند، بو کند. بچشد، ببیند، بشنود، تقلید کند، بپرسد، حرف بزند و بسازد. به طور مثال، کودکان از راه تمرین و تکرار و پرسش از محیط و اشیایی که آن‌ها را احاطه کرده، زبان می‌آموزند.

با این وصف بهتر است، کودکان، کلمات و جملات را از راه طبیعی، به ویژه از طریق بازی‌های کودکانه بیاموزند. باید کودکان را به طور غیرمستقیم راهنمایی کرد و اجازه داد که از نظر ذهنی و شخصیتی رشد کنند. اگر کودکان، به خصوص در خانه، یاری نشوند، به مرور حس کنجکاوی و انگیزه‌ی یادگیری خودرا از دست می‌دهند و دلسرد و نا امید می‌شوند. در واقع یاد می‌گیرند که «یاد نگیرند!» و این عادت، مشکلات بزرگی را در آینده پیش می‌آورد…

با استفاده از مطالب این کتاب که شامل بازی‌ها، آزمایش‌های ساده و … است، می‌توانید هم کودکان خود را سرگرم کنید و هم به رشد ذهنی و بدنی آن‌ها بیفزایید. تمام بازی‌های این کتاب با روشی ساده تدوین شده و شما می‌توانید به راحتی آن‌ها را انجام دهید.

***

در این کتاب یازده روش بازی‌های خانوادگی که در واقع یازده روش آموزشی است آورده شده است که شما را در امر آموزش کودکتان یاری می‌دهد. این روش‌ها موارد زیر را شامل می‌شوند:

  • تقویت حواس پنج‌گانه
  • زبان‌آموزی
  • خواندن
  • ارتباط
  • طبقه‌بندی
  • شمارش و اندازه‌گیری
  • معما و چیستان
  • آزمایش و تجربه
  • کارهای هنری و سازنده
  • خودسازی
  • فعالیت‌های بدنی

هر بخش شامل بازی‌های مختلفی است. لازم نیست که این بازی‌ها حتماً توسط پدران و مادران انجام گیرد. پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، عمه، خاله، خواهر، برادر بزرگتر، مربیان مهد کودک و مربیان کلاس‌های آمادگی و… نیز می‌توانند در آموزش کودک از آن‌ها استفاده کنند.

وسایلی که برای انجام بازی‌ها احتیاج دارید، گران نیست و اغلب در مهد کودک یا منزل یافت می‌شود. بیشتر بازی‌ها را می‌توان در داخل یا خارج منزل، توی ماشین، بازار، آشپزخانه، یا وقتی در سالن انتظار هستید، یا کودک خود را حمام می‌کنید و … انجام دهید.

***

نمونه‌هایی از فعالیت‌ها و بازی‌های این کتاب[۱]

  • لمس کردن

گروه سنی: ۴ تا ۷ سال

تعداد بازیکنان: یک نفر و بیشتر

اهداف: تقویت حس لامسه، افزایش کنجکاوی، افزایش دقت و توجه

امکانات: یک جعبه بزرگ مقوایی، قیچی، چسب، چند وسیله کوچک: قاشق، چنگال، لیوان پلاستیکی، سنگ، اسفنج، شانه، مداد، آب‌‌نبات، مسواک و …

فضای بازی: فضای بسته

شرح بازی:

  1. اطراف جعبه را چسب بزنید، طوری‌‌که هیچ درز یا شکافی نداشته باشد.
  2. یک طرف جعبه را به اندازه‌‌ای سوراخ کنید که دست کودک به راحتی از آن رد شود.
  3. اجازه دهید کودک به دلخواه جعبه را تزیین و یا نقاشی کند.

حال وسایل یاد شده را در داخل جعبه قرار دهید. جعبه را مقابل کودک قرار داده، از او بخواهید بدون نگاه‌‌کردن به داخل جعبه با دست‌‌کردن در داخل آن، وسایل را یک‌‌یک لمس کرده و با گفتن نام هر وسیله، آن را از جعبه بیرون بیاورد. اگر حدسش درست بود او را تشویق کنید. وگرنه، بگویید که مجدداً امتحان کند.

پیشنهاد[۲]: شما نام وسیله مورد نظر را بگویید و کودک باید آن را پیدا کند؛ به جای گفتن نام وسیله می‌‌توانید سؤالی مطرح کنید که جواب آن سؤال وسیله‌‌ای است که کودک باید آن را پیدا کند، مثلاً آن چیه که بوسیله‌‌ی آن آب می‌‌خوریم؟….

نوع دیگر بازی به این صورت است که کودک بعد از حدس زدن هر وسیله باید داستانی را با آن شروع کند و وسیله‌‌ی بعدی که بیرون می‌‌آورد را به داستان مربوط کند و داستان را ادامه دهد. اگر چند نفر در بازی شرکت کنند هر وسیله را به نوبت یک نفر بیرون آورده و داستان را ادامه دهد.

  • بازی عمو زنجیرباف

گروه سنی:  ۳ تا  ۷  سال

تعداد بازیکنان: گروهی

اهداف: تقویت مهارت‌های زبانی

فضای بازی: پارک، خانه

امکانات:

شرح بازی:

عمو زنجیرباف …  بله!

زنجیر مرا بافتی؟ بله!

پشت کوه انداختی؟  بله!

بابا آمده، چی‌چی آورده؟

نخود و کشمش،  بخور و بیا …

با صدای چی؟ گربه، میومیومیو

و با صدای حیوانات مختلف مرغ، قدقد ـ سگ، هاوهاو ـ اردک، کواک‌کواک ـ گوسفند، بع‌بع ـ اسب، هه‌هه ـ گاو، مومو ـ جوجه،جیک‌جیک؛ بازی را انجام دهید.

  • جور کردن

گروه سنی: ۵ تا ۷ سال

تعداد بازیکنان: یک نفر و بیشتر

اهداف: تقویت حس بینایی، تقویت حافظه، افزایش دقت و توجه

فضای بازی: فضای بسته

امکانات: تصاویر رنگی مجلات قدیمی، کارت پستال، کتاب‌‌های کهنه‌‌ی داستان، چسب، مقوا، قیچی

شرح بازی:

  1. تصویری را از مجله، کارت و… قیچی کرده، روی یک تکه مقوا بچسبانید.
  2. با توجه به سن کودک، تصویر را در چند قسمت ببرید.
  3. تصویر را به‌‌هم زده و به طور نامنظم مقابل کودک قرار دهید.
  4. از کودک بخواهید قطعات جدا شده‌‌ی تصویر را طوری کنار هم قرار دهد تا به شکل اولش درآید.
  • معمای حواس پنج‌‌گانه

گروه سنی: ۴ تا ۷ سال

تعداد بازیکنان: حداقل دو نفر

اهداف: تقویت حواس پنج‌‌گانه، توجه به صفت‌‌ها و ویژگی‌‌های خاص اشیاء و موجودات، فکر کردن

فضای بازی: فضای باز، فضای بسته

امکانات:

شرح بازی:

این بازی، بسیار جالب و شاد است. می‌‌توانید وقتی که در اتوبوس یا تاکسی نشسته‌‌اید و یا به سفر می‌‌روید، آن را انجام دهید. به کودک بگویید درباره‌‌ی چیزی فکر می‌‌کنید، و از او بخواهید تا آن را پیدا کند. بهتر است سعی کنید و به چیزی فکر کنید و سؤالاتی مطرح کنید که در ارتباط با حواس پنج‌‌گانه باشد. مثلاً:

  1. کوچک است و پشمالو … می‌‌گوید میومیو. (گربه)
  2. رنگش سفید است، وقتی از آن می‌‌خوریم مزه شوری دارد. (نمک)
  3. مثل آب است، آن را در شیشه‌‌های بزرگ وکوچک می‌‌ریزند. وقتی آن را بو می‌‌کنیم، بوی گل مخصوصی را می‌‌دهد. (گلاب)
  4. روی میز می‌‌گذاریم، روی آن یک شماره‌‌گیر است، زینگ ـ زینگ صدا می‌‌کند. (تلفن)
  5. بوی خوبی دارد، با آن دست‌‌هایمان را می‌‌شوییم و تمیز می‌‌کنیم، کف می‌‌کند. (صابون)
  6. وقتی باران می‌‌بارد، برای این‌‌که لباس‌‌هایمان خیس نشود، آن را روی سرمان می‌‌گیریم. (چتر)

پیشنهاد: برای سنین بالاتر این بازی می‌‌تواند به این صورت انجام بگیرد که چیزی را در ذهنمان در نظر می‌‌گیریم و از طرف مقابل می‌‌خواهیم حدس بزند که چیست، با پرسیدن سؤال‌‌هایی مثل اینکه زنده است؟ شییء است؟ خوردنی است؟ پوشیدنی ‌‌است؟ گیاه است؟ اگر گیاه است تو خانه است یا بیرون؟ و… این بازی کمک می‌‌کند تا جوانب مختلف موردی که در ذهن است را در نظر گرفته شود و خصوصیات آن شناخته شود.

  • بازی نزدیک‌‌تر، دورتر

گروه سنی: ۵ تا ۷ سال

تعداد بازیکنان: حداقل دو نفر

اهداف: افزایش دقت، توجه و تقویت حس شنوایی

فضای بازی: فضای بسته

امکانات: یک شیء مناسب مانند اسباب‌‌بازی، فضای مناسب مثل اتاق کودک

شرح بازی: 

یک اسباب‌‌بازی انتخاب کنید و به کودک نشان دهید. سپس از کودک بخواهید که اتاق را ترک کند. اسباب‌‌بازی را در جایی مخفی کنید و از او بخواهید که به اتاق بازگردد و دنبال اسباب‌‌بازی بگردد. در این‌‌جا باید کودک راهنمایی کنید. این راهنمایی می‌‌تواند به چند صورت انجام گیرد:

  • با گفتن کلمات نزدیک، نزدیک‌‌تر و یا دور، دورتر کودکتان را متوجه وضعیتش نسبت به شیء مورد نظر می‌‌کنید.
  • وقتی نزدیک می‌شود: «نزدیک شدی، نزدیک‌تر، نزدیک‌تر»
  •  وقتی دور می‌شود، بگویید: «دور شدی، دورتر، دورتر»
  •  وقتی محل اسباب‌بازی را پیدا کرد، بگویید: آفرین! برنده شدی.
  • آموزش کلمات: این‌جا، آن‌جا، نزدیک، نزدیک‌تر، نزدیکترین، دور، دورتر، دورترین.

پیشنهاد:

  • با زدن خودکار روی میز و تند و کند زدن این ضربات کودک را متوجه می‌‌کنید که به شیء مورد نظر نزدیک یا از آن دور شده است.
  • از همان ابتدا خودتان با گفتن مثلاً سه قدم جلو، حالا به راست بپیچ، یک قدم عقب و … کودک را به سمت شی‌‌ء راهنمایی می‌‌کنید.

این بازی به صورت دیگری نیز قابل اجراست. شما شیئی را جلو چشم کودکتان گوشه‌‌ای می‌‌گذارید. حال چشمان کودکتان را بسته و او را یکی‌‌ دو دور بچرخانید؛ حال از او بخواهید با چشمان بسته شیء مورد نظر را پیدا کند. این‌‌بار نیز از روش‌‌های بالا برای راهنمایی کودکتان اسفاده کنید. یکی از مزیت‌‌های این بازی، رویارویی کودک با ندیدن است. کودک در این بازی ندیدن را نیز تجربه می‌‌کند.

  • چه چیز گم شده است؟

گروه سنی: ۵ تا ۷ سال

تعداد بازیکنان: حداقل دو نفر

اهداف: افزایش دقت و توجه، تقویت حس بینایی، افزایش کنجکاوی

فضای بازی: فضای بسته

امکانات: اشیاء مختلف

شرح بازی: 

وسایلی روی میز بریزید و از کودک بخواهید تا خوب به آن‌‌ها نگاه کند. بعد از کودک بخواهید تا چشم‌‌های خود را ببندد و شما یکی از وسایل روی میز را بردارید. از کودک بخواهید که چشم‌‌هایش را باز کند. از او بخواهید که با دقت به وسایل روی میز نگاه کند و ببیند که چه چیزی روی میز گم شده است.

وسایلی که می‌‌توان برای بازی از آن‌‌ها استفاده کرد: قاشق، کفگیر، مدادهای رنگی در رنگ‌‌های مختلف و اسباب‌‌بازی‌‌های مختلف کوچک و ….

  • دوستت[۳]می‌‌گوید

گروه سنی: ۵ تا ۷ سال

تعداد بازیکنان: حداقل دو نفر

اهداف: افزایش دقت و توجه، تقویت حس شنوایی‌‌

امکانات:

محل بازی : بسته به تعداد هم در فضای باز و هم فضای بسته قابل اجراست.

شرح بازی:

با گفتن جمله‌‌‌‌ی «دوستت می‌‌گوید» بازی آغاز می‌‌شود. زمانی‌‌که مربی از جمله‌‌ی: «دوستت می‌‌گوید بپر» استفاده کرد، کودکان می‌‌پرند. وقتی که مربی از جمله‌‌ی «دوستت می‌‌گوید» استفاده نکرد و فقط گفت «دستتان را به سر بگذارید.» اگر کودکان این کار را انجام دادند و دستشان را به سر خود گذاشتند، از بازی خارج می‌‌شوند.

  1. دوستت می‌‌گوید، دستت را به سرت ببر.
  2. دوستت می‌‌گوید، دماغت را نشان بده.
  3. به پاهایت دست بزن.
  • بازی با بادکنک

گروه سنی:  ۳ تا ۷ سال

تعداد بازیکنان: حداقل دو نفر، گروهی

اهداف: تقویت مهارت‌های حرکتی

محل بازی : خانه، فضای آزاد

امکانات: بادکنک

شرح بازی:

 کودکان از بازی با بادکنک توپی لذت می‌برند. برای مدت کوتاهی با او بازی «بگیر و پرت کن» بازی کنید.

  • چراغ سبز/چراغ قرمز

گروه سنی:  ۳ تا ۷ سال

تعداد بازیکنان: حداقل دو نفر، گروهی

محل بازی : خانه، فضای آزاد

امکانات:

شرح بازی:

مربی در خط پایان بازی پشت به کودکان ایستاده، می‌گوید: «۱/۲/۳ چراغ سبز» کودکان باید از خط شروع تا آن‌جا که می‌توانند سریع به طرف او بدوند و وقتی او برگشت و نگاه کرد بایستند.

زمانی که مربی می‌گوید: «۱/۲/۳چراغ قرمز» کودکان باید تکان نخورند. در این حال اگر کودکی دوید،  به خط شروع بازی برمی‌گردد.

***

دریافت فایل معرفی کتاب «آموزش از راه بازی» همراه با نمونه فعالیت‌ها به صورت pdf

***

____________________

[۱] گروه سنی، تعداد بازیکنان، محل بازی و هدف بازی توسط تهیه‌کننده‌ی متن نوشته شده است.

[۲] قسمت مربوط به «پیشنهاد» توسط تهیه‌کننده‌ی متن نوشته شده است.

[۳] اسم بازی در کتاب «مهدی می‌گوید» می‌باشد.

// // ?>


یادگیری شاد (معرفی کتاب همراه با نمونه فعالیت‌ها)

یادگیری شاد (بازی برای چهار فصل، فعالیت‌های علمی برای کودکان ۳، ۴ و ۵ سال)

مؤلف: گروه آموزشی انتشارات مک گراهیل

مترجم: مریم نوزادان

انتشارات: صابرین

***

یکی از مهمترین فرصت‌های یادگیری کودک پنج سال اول زندگی اوست. تجربه‌های این دورهٔ زندگی کودک به شدت متأثر از مطالبی است که او در این سال‌ها می‌آموزد. بازی، اگرچه بسیار ساده به نظر می‌آید، اما می‌تواند به مثابه کلاس درس برای کودک باشد.

کتاب یادگیری شاد صدها فعالیت فصلی جالب و دوست‌داشتنی را برای کودکان پیش از دبستان ارائه می‌دهد. مطالب کتاب متنوع، همراه با فعالیت‌های عملی پویا، زودآموز و رشددهنده هستند.

***

دریافت فایل معرفی کتاب «یادگیری شاد» همراه با نمونه فعالیت‌ها به صورت pdf

***

در این کتاب، هر فعالیت با یک نام معرفی شده است. این نام، نوع فعالیت و مهارت‌هایی را که با انجام آن فعالیت، پرورش و تقویت می‌یابند، نشان می‌دهد.

بعضی از  عناوین فعالیت‌ها همراه با هدف از انجام آن فعالیت در زیر ذکر شده است:

یک پایه بساز!

که فعالیت‌های ریاضی پایه، علوم، موسیقی و مفاهیمی مانند شمارش، حل مسئله، درک الگوی ترتیبی، اندازه و شکل را در کودک تقویت می‌کند.

فکر کن و بگوا

این فعالیت‌ها کودک را در استفاده از تفکر منطقی، استدلال، دسته‌بندی، طبقه‌بندی و مهارت‌های تفکر خلاق ترغیب می‌کند.

یک خوردنی جالب!

فعالیت‌های آشپزی و تهیه‌ی یک میان وعده نه تنها وسیله مهمی برای آموزش مراقبت از خود است؛ بلکه سبب افزایش و تقویت مهارت‌هایی چون شمارش، اندازه‌گیری، همکاری، دنبال کردن دستورالعمل و تغذیه نیز می‌شود.

یک کار خنده‌دار!

این فعالیت‌های جذاب و سرگرم کننده، تفکر انتزاعی و پیچیده  را تحریک می‌کند که خود سبب پرورش خلاقیت و تخیل می‌شود.

حرکت و جنب وجوش!

این فعالیت‌ها در تمرین‌های بدنی و مهارت‌های هماهنگی مانند لیلی کردن، پریدن و جست و خیز کردن تمرکز دارد. تحقییقات نشان می‌دهد پرورش مهارت‌های حرکتی ظریف و درشت، میزان خون و اکسیژن را در مغز افزایش می‌دهد و سبب تقویت حافظه نزدیک، توانایی نشان دادن واکنش سریع و تحریک عمل یادگیری می شود.

***

جدول رشد کودک:

این کتاب در گروه‌های سنی ۳، ۴ و ۵ سال به طور مجزا جدولی تهیه کرده که میزان رشد کودک و انتظاری که باید والدین و معلمان در فعالیت‌های ذکر شده از کودک داشته باشند را مشخص کرده است.

به عنوان مثال:

از یک کودک پنج‌ساله چه انتظاری می‌رود؟

فعالیت یک کودک پنج‌ساله می‌تواند …
یک پایه بساز!
  • تا ۱۲ یا بالاتر بشمارد.
  • از شمارش روزانه چیزهای اطراف خود لذت ببرد.
  • اشیاء را براساس اندازه، رنگ، شکل و ضخامت دسته‌بندی کند.
  • یک الگوی ترتیبی (شکل‌هایی که با نظم خاصی تکرار می‌شوند. ) یا یک ردیف (مرتب کردن از کوچک به بزرگ ) را ادامه دهد.
  • اشیاء را با یک ترتیب و توالی منطقی کنار هم قرار دهد.

***

به طور کلی فعالیت‌های این کتاب به چهار بخش تقسیم شده است که هر بخش مربوط به یک فصل سال است. فعالیت‌ها متناسب با هر فصل سال تعریف شده‌اند.

در ادامه نمونه‌ای از فعالیت‌ها در هر فصل ذکر شده است:

***

فعالیت‌های بهاری

  • تخم گل کوچک

نمایش خیالی! کودک را بیرون ببرید. از او بخواهید وانمود کند و نمایش دهدکه یک تخم گل بسیارکوچک است که در زمین کاشته شده است و آهسته آهسته، با پیچ و تاب، رشد می‌کند، بلند می‌شود و مانند جوانه راست می‌ایستد. سپس به او بگویید که خیال کند نور خورشید نیز بر او می‌تابد. او را تشویق کند تا خود را به نور خورشید برساند و به آرامی، با وزش نسیم بهاری، به جلو و عقب برود و پیچ و تاب بخورد.

  • گلدان حلبی

یک پایه بساز! سر یک قوطی کنسرو خالی را کاملاً بردارید و لبه‌ی آن را صاف کنید. از کودک بخواهید آن را با مداد رنگی، کاغذ یا تکه‌های پارچه و … تزیین کند. سپس کمی سنگ‌ریزه در آن بریزید و بگذارید کودک کمی خاک به آن اضافه کند و چند تخم گل درآن بکارد. گلدان را در یک پنجره رو به آفتاب بگذارید و به همراه کودک به آن آب بدهید و رشد آن‌را مشاهده کنید.

فعالیت‌های تابستانی

  • حرکت سایه

حرکت و جنب وجوش! در یک روز آفتابی به حیاط بروید و سایه‌ی کودک را به او نشان دهید. از او بخواهید سایه راه رفتن، دویدن، پریدن و به دور خود چرخیدن را روی زمین بسازد. آن‌گاه محلی را پیدا کنید که سایه‌ی ساختمان یا یک درخت روی آن افتاده است. این بار از کودک بخواهید در آن سایه بایستد. سپس از او بپرسید: ”سایه‌ات کجا رفت، سایه‌ات چه شد؟“ و دوباره به آفتاب بیاید. ”سایه برگشت؟“

  •  در جستجوی پرنده!

حرکت و جنب و جوش! به پارک محل خود بروید و از کودک بخواهید به جستجوی پرنده‌های گوناگون بپردازد. زمانی که کودک پرنده‌ای را پیدا کرد، او را تشویق کنید تا آن را برای شما توصیف کند. پرنده چه رنگی است؟ چه اندازه است؟ آیا کودک می‌تواند صدای او را تقلید کند؟ آیا نام او را می‌داند؟

(پیشنهاد: کودک را به طبیعت ببرید. از او بخواهید چشمانش را ببندد و به صدای پرنده‌هایی که می‌شنود گوش کند.)

  • ظرف غذای پرنده!

یک پایه بساز! سرپوش یک جعبه تخم مرغ شش تایی را بردارید. چهار گوشه‌ی جعبه را سوراخ کنید و یک نخ به هر سوراخ ببندید. نخ‌ها را در مرکز جعبه به هم گره بزنید و آن را به شاخه‌ی درختی آویزان کنید. در جای تخم‌مرغ‌ها، دانه بریزید و ببینید که آیا پرندگان از آن دانه می‌خورند!

(پیشنهاد: کودک خود را به طبیعت ببرید و در آن‌جا پس از گوش دادن به صدای پرندگان به جستجوی لانه‌ی آن‌ها بپردازید. در مورد مهاجرت پرندگان با کودک خود گفتگو کنید و به آن‌ها کمک کنید تا برای پرنده‌هایی که به شهرشان مهاجرت می‌کنند لانه‌ای بسازند و در حیاط خانه یا پشت پنجره‌ی اتاق نصب کنند.)

فعالیت‌های پاییزه

  • سرگرمی با احساسات

حدس بزن! چند پاکت بزرگ قهوه‌ای رنگ و مداد رنگی به کودک بدهید. روی هر پاکت یک صورت که احساس یا حالت خُلقی خاص را نشان می‌دهد بکشید. برای مثال، یک صورت شاد، یک صورت غمگین و یک صورت خشمگین بکشید. سپس کودک را ترغیب کنید تا درباره‌ی این حالت‌ها با شما گفت‌وگو کند و بگوید به چه دلیل و چه زمانی یک شخص این حالت‌ها را روی صورت خود نشان می‌دهد.

(پیشنهاد: بهتر است از کودک بخواهید تا آن موقعیت‌ها را بازی کند و از صورتک‌ها در بازی استفاده کند.)

  • تابلوی دانه

یک کار هنری! چند نوع دانه‌ی خشک مانند دانه‌ی آفتاب‌گردان، لوبیا، نخود، عدس، باقلا، ذرت و … به کودک بدهید. سپس او را تشویق کنید تا با چسباندن دانه‌ها روی یک ورق کاغذ، طرح و تصاویر زیبایی بسازد.

(کودک را به پارک و یا باغی ببرید و از او بخواهید تا سنگ‌های مختلفی جمع کند. سپس با آن‌ها تصویر زیبایی بر روی کاغذ یا مقوا بسازد.)

  • بدو آن‌جا

حرکت و جنب‌وجوش! با بازی‌های شادی که دستورالعمل ساده‌ای دارند کودک را مشغول کنید. برای مثال، زمانی که در پارک محله یا حیاط هستید، درمورد آن‌چه در اطرافتان وجود دارد، یک معما طرح کنید. مثلاً بگویید: “ اون چیه که بلنده، قهوه‌ای رنگه و شاخه‌های زیادی داره؟“ وقتی کودک پاسخ داد ”درخت“، او را ترغیب کنید که بدود و به درخت دست بزند و پیش شما برگردد. این نوع معماها را در محل‌های مختلف و درباره‌ی آن‌چه در آن‌جا می‌بینید طرح کنید و هر بار پس از پاسخ دادن کودک، فرمان‌های حرکتی جدیدی به او بدهید، مانند ”جست و خیز کنان برو به طرف نیمکت سبز رنگ“، یا ”لی‌لی کنان برو به طرف تاب“.

 فعالیت‌های زمستانه

  • حباب‌های یخ‌زده

یک پایه بساز! در یک روز سرد زمستانی، ظرف محلول حباب‌ساز را در یخچال بگذارید تا سرد شود. زمانی که دمای بیرون نزدیک صفر است، بیرون بروید و داخل حباب‌ساز فوت کنید و حباب بسازید. از سرما روی سطح حباب‌ها بلورهای یخ ایجاد خواهد شد و هنگامی‌که حباب‌ها بترکد، بلورها نیز متلاشی می‌شوند.

  • گرفتن

حرکت و جنب وجوش! بادکنکی را باد کنید و سر آن را محکم ببندید. با یک کاغذ ضخیم، دو قیف بزرگ بسازید. یکی ازقیف‌ها را به کودک بدهید و دیگری را نزد خود نگه دارید. سپس بادکنک را به هوا پرتاب کنید و ازکودک بخواهید که سعی کند آن را با قیف بگیرد و به طرف شما پرت کند. بشمارید که چند بار می‌توانید بادکنک را، بدون این‌که به زمین بیفتد، بگیرید و به طرف یکدیگر پرت کنید.

  • مسابقه‌ی عبور از مانع

حرکت و جنب وجوش! در هوای سرد زمستانی به جای رفتن به پارک، در اتاق یک مسابقه‌ی عبور از مانع برگزار کنید. وسایل قابل استفاده برای ایجاد مانع، مانند صندلی، میز یا جعبه‌های کارتن را کنار هم بچینید و مسیر مسابقه، خط آغاز و پایان را مشخص کنید. به کودک کمک کنید که برای رسیدن به خط پایان مطابق مسیر تعیین شده از موانع عبور کند. برای مثال، از زیر میز، روی صندلی یا از داخل کارتن باز عبور کند. بگذارید کودک چند بار مسیر را تمرین کند تا بتواند به راحتی و به سرعت، بدون کمک شما آن‌را طی کند.

  • نقاشی با موسیقی

یک کار هنری! یک ورق کاغذ بزرگ و چند مداد رنگی یا رنگ انگشتی به کودک بدهید. یک قطعه موسیقی آرام برای او پخش کنید و بخواهید چشم‌هایش را ببندد و به موسیقی گوش دهد. سپس بخواهید به شما بگوید که این موسیقی چه صحنه یا تصویری را به یادش می‌آورد. برای مثال، ممکن است بگوید این موسیقی صحنه‌ی ”پرواز شاپرک‌ها در جنگل“ را به نظرش می‌آورد. دوباره موسیقی را پخش کنید و این بار از کودک بخواهید چشم‌هایش را باز کند و صحنه یا تصویری را که تصور می‌کند، بکشد.

***

دریافت فایل معرفی کتاب «یادگیری شاد» همراه با نمونه فعالیت‌ها به صورت pdf

// // ?>


چگونه با کودک خود بازی کنیم؟ (معرفی کتاب همراه با نمونه فعالیت‌ها)

چگونه با کودک خود بازی کنیم؟ / ساندرا تایزش؛ ترجمه سیامک‌رضا مهجور ـ شیراز: ساسان، ۱۳۸۸٫

دریافت معرفی کتاب چگونه با کودک خود بازی کنیم؟ همراه با نمونه فعالیت‌ها به صورت pdf

 کتاب «چگونه با کودک خود بازی کنیم؟»  مناسب آموزش کودکان پیش از دبستان است و شامل پنج فصل به شرح زیر و ضمیمه‌ای با موضوع مواد، تجهیزات و وسایل آموزشی می‌باشد.

فصل اول: کودک در دنیای خویش با عناوینی مثل: پوشه خانوادگی، من کی هستم؟ بازی‌های مربوط به قدم زدن، بازی‌های مربوط به شبیه و متفاوت و …. .

فصل دوم: فعالیت‌ها و بازی‌های مخصوص روی میز با عناوینی مثل: طبقه‌بندی اشیاء بر اساس اندازه،  همسان و مختلف، بازی‌های مربوط به شکل، رنگ و اندازه و … .

فصل سوم: بازی‌های جسمانی با عناوینی مثل: بازی جعبه، توپ در سبد، بازی دایره بارنگ‌ها و جهت‌ها و …. .

فصل چهارم: فعالیت‌های مربوط به حروف و اعداد با فعالیت‌هایی مثل: درخت اعداد، جور کردن اعداد، بازی کارت‌ها، فعالیت‌‌های مربوط به پول، بازی علامت‌ها و برچسب‌ها، بازی جور کردن حروف و … .

فصل پنجم: کاردستی با فعالیت‌هایی مثل: گواش برفی، تا کردن کاغذ، ماسک کاغذی، ساختن یک شهر، عروسک‌های دستی و … .

________________________________________________________________________

نمونه‌هایی از فعالیت‌ها و بازی‌های این کتاب به شرح زیر می‌باشد:

بازی‌هایی در رابطه با قدم زدن

مهارت‌ها: مشاهده و تشخیص مفاهیم همسان و مختلف، اندازه‌ها، رنگ‌ها، بافت‌ها، نام اشیاء و شمردن.

این بازی‌ها در هنگام قدم زدن انجام می‌گیرند. قدم زدن ممکن است به خاطر مقصودی مثل رفتن به یک گردش علمی یا تفریحی ساده، تمرین و یا هواخوری باشد. قدم زدن می‌تواند در خیابان‌های شهر، جاده‌های اطراف شهر و یا راه‌های روستایی انجام گیرد. همچنان‌که قدم می‌زنید، بچه‌ها را تشویق کنید تا اشیای طبیعی مانند برگ‌ها، چوب‌ها، سنگ‌ها یا تخم گیاهان را گردآوری کنند.

الف: لمس کردن

کلمات مورد استفاده: سخت، نرم، ناصاف، زبر، تیز، سرد، گرم، تر، خشک، همسان، مختلف

  • در آغاز قدم زدن از کودک بپرسید: اشیاء چگونه احساس می‌شوند؟ بگویید: اجازه دهید این ساختمان را لمس کنیم، آن‌گاه ساختمان را به اتفاق کودک لمس کنید. یا : اجازه دهید تا این قطعه درخت را لمس کنیم. آن‌گاه درخت را به همراه کودک لمس کنید.
  • برای کودکی که معنای زبر را نمی‌داند، درهنگامی‌که تنه درخت را لمس می‌کند، بگویید تنه‌ی این درخت زبر است. اجازه دهید، ببینیم آیا می‌توانیم چیزهای دیگری را که زبر هستند، پیدا کنیم. آن‌گاه به دنبال اشیاء دیگری که زبر هستند، بگردید.
  • به کودکی که معنای زبر را می‌داند، بگویید: آیا می‌توانی چیزی پیدا کنی که با زبری این درخت تفاوت داشته باشد؟ (مثل برگی نرم) یا: آیا می‌توانی چیز دیگری که شبیه این درخت زبر باشد، پیدا کنی؟ آن‌گاه با کودک آن‌چه را گفته‌اید تجربه کنید.
  • همچنان‌که مشغول قدم زدن هستید، اشیای جدیدی را برای لمس کردن پیدا کنید و بافت آن را نام ببرید.

توجه:  برای کودک نونهال با دو کلمه‌ی ساده و متضاد مانند زبر و صاف، نرم و سخت یا خشک و تر شروع کنید. این کلمات را درطول قدم زدن مورد استفاده قرار دهید. کلمات جدید می‌توانند در قدم زدن‌های آینده مورد استفاده قرار بگیرند.

ب: نامیدن

کلمات مورد استفاده: خانه، انبار، درخت، ساختمان، مغازه، تنه، برگ، گیاه، گوشه، چراغ راهنمایی، صخره و … .

در آغاز قدم زدن به کودک بگویید: بیایید ببینیم چند چیز را می‌توانیم نام ببریم! من درختی را می‌بینم، شما چه می‌بینید؟ اجازه دهید تمام کودکان برای نامیدن اشیاء فرصتی در اختیار داشته باشند.

ج: رنگ‌ها

کلمات مورد استفاده: قرمز، سبز، آبی، زرد و … .

در ابتدای قدم زدن به کودکان بگویید: من یک انبار قرمز می‌بینم، آیا شما هم شیء قرمز دیگری می‌بینید؟ به تمام کودکان فرصت دهید تا در این بازی شرکت کنند.

د: اندازه‌ها

کلمات مورد استفاده: کوچک، کوچک‌تر و کوچک‌ترین. بزرگ‌، بزرگ‌تر و بزرگ‌ترین. لاغر، اندک، کوتاه، دراز، شبیه، مختلف.

در ابتدای قدم زدن بگویید: آیا آن ساختمان بزرگ است؟ آیا می‌‌توانید ساختمان بزرگ‌تری پیدا کنید؟ یا این سنگ کوچک است، آیا می‌توانید سنگ کوچک‌تری پیدا کنید؟ به تمام کودکان فرصت دهید در این فعالیت شرکت کنند.

توجه: در مورد نونهالان می‌توانید فعالیت خود را با نشان دادن دو شیء هم شکل مانند دو گل شروع کنید و بگویید: این دو گل را ببین، یکی از آن‌ها بزرگ است، به گل بزرگ‌تر اشاره کنید، سپس دو شیء را که شباهت بیشتری به هم دارند انتخاب کرده، ببینید کودک می‌تواند بگوید کدام یک بزرگ و کدام یک کوچک است. ممکن است قبل از آن‌که او مفاهیم کوچک و بزرگ را دریابد، نیاز به تعداد زیادی مثال داشته باشد. هر گاه کودک در انجام این فعالیت با مشکل مواجه گردید، پشت سر هم از او سؤال نکنید. در چنین موقعیتی بهتر آن است که به فعالیت دیگری بپردازید.

ه: شمردن

کلمات مورد استفاده: یک، دو، سه، چهار و … .

  • از کودک بپرسید: چند شیء سرخ رنگ می‌توانی بشماری؟ یا: چند درخت را می‌توانی بشماری؟ در حالی‌که قدم می‌زنید، بچه‌ها را تشویق کنید تا درخت‌‌ها را، مغازه‌ها و سایر اشیایی را که می‌بینند، بشمارند.
  • راه دیگر این است که از کودک بپرسید: آیا می‌توانی سه ظرف را پیدا کنی؟ یا: آیا می‌توانی پنج عدد برگ، پیدا کنی؟. کودک باید بر اساس درخواست شما اعداد صحیح را پیدا کند. این را می توانید در آن واحد با چند کودک انجام دهید. دقت کنید اشیای مورد سؤال باید بر اساس تعداد دقیق در خواست، پیدا شود.

بازی چه چیزی اتفاق خواهد ‌افتاد اگر …؟

مواد: اشیای مناسب برای فعالیت‌های انتخابی.

مهارت‌ها: مشاهده کردن، کسب دانش درمورد دنیا، اشیاء و پیش‌بینی کردن.

این بازی با گفتن این عبارت شروع می‌شود: چه چیزی اتفاق خواهد افتاد اگر … و سپس فعالیت مورد نظر، شرح داده می‌شود. به طور مثال: بیایید ببینیم هر گاه من این توپ را در بالای یک تخته شیب‌دار قرار دهم، چه چیزی اتفاق خواهد افتاد؟. کودک سعی می‌کند نتیجه را حدس بزند و می‌گوید: توپ به سمت پایین حرکت خواهد کرد، اجازه دهید توپ به سمت پایین حرکت کند تا کودک نتیجه حدس خود را ببیند. موارد ذیل فعالیت‌های مربوط به این بازی هستند. وقتی کودک بازی را یاد گرفت، او را تشویق کنید تا خود، سؤال کند.[۱] 

بازی سایه‌ها

مواد: نوری مصنوعی یا نور طبیعی آفتاب، یک دیوار یا پرده، شیئی که بتوان با استفاده از سایه، طرحی به وجود آورد (دلخواه).

مهارتها: چابکی و مهارت، تشخیص این که سایه‌ها چگونه به وجود می‌آیند، هماهنگی.

١- وقتی در یک روز آفتابی خورشید از پنجره به درون اتاق می‌تابد، دست‌های خود را میان منبع نور و یک پرده یا دیوار بگیرید. برای این‌که بتوانید طرح‌هایی از حیوانات، پرنده‌ها و سایر شکل‌ها به وجود آورید، دست‌ها و انگشتان خود را به طرق مختلف حرکت دهید. کودک را تشویق کنید به سایه دست‌های شما که بر دیوار افتاده است، توجه کند؛ سپس از او بخواهید در همان حالی‌که به او نگاه  می‌کنید، او نیز سایه‌هایی بسازد. این عمل را می توان با یک لامپ برق نیز انجام داد.

۲- می‌توانید با آزمایش و میزان کردن فاصله‌ی میان نور و دیوار، تصویر و طرحی از کودک را بر روی دیوار به وجود آورید. کاغذی بزرگ بر روی دیوار نصب کنید. از کودک بخواهید، به طور نیم رخ در جلو کاغذ بایستد. نوری قوی به فاصله‌ی چند متری از دیوار به جانب کاغذ بتابانید. طرحی کلی از چهره‌ی کودک بر روی پرده می‌افتد، در اطراف طرح چهره‌ی کودک که بر روی دیوار افتاده است، خطی بکشید.

[برای دیدن عکس‌های بیشتر و طرز درست کردن آن، «به این آدرس» رجوع کنید.]

ساختن تلفن با استفاده از فنجان کاغذی

مواد:‌ دو عدد فنجان کاغذی، یک رشته نخ، قیچی نوک‌تیز و یا وسیله‌ی دیگری که بتوان در فجان سوراخ ایجاد کرد.

مهارت‌ها: گوش دادن، صحبت کردن، یادگیری چگونگی استفاده از تلفن، اصطلاحات و یادگیری چگونگی حرکت (انتقال) صداها.

کلمات مورد استفاده: جملات مربوط به مکالمات تلفنی مانند: سلام، حال شما چطور است و غیره.

در انتهای هر یک از دو فنجان کاغذی سوراخ کوچکی ایجاد کنید. از هر یک از این دو سوراخ یک سر نخ را رد کنید. انتهای نخ‌ها را گره بزنید، آن‌ها را بکشید و سفت کنید، به‌طوری که برای انتقال صداها آماده باشند. به کودک نشان دهید چگونه می‌تواند یکی از فنجان‌ها را به گوش خود بگیرد و درحالی‌که کودکی دیگر در فنجان دیگر صحبت می‌کند، به حرف او گوش کند.

توجه: این فعالیت یکی از بازی‌هایی است که کودکان به خوبی آن را باور می‌کنند. آن‌ها خود به خود کلمات و جملاتی که در طی مکالمات بزرگسالان شنیده و یاد گرفته‌اند، را برای یکدیگر تکرار می‌کنند. 

تقویم ماهانه

مواد: قطعات کوچک مقوا، کاغذ سفید، قیچی، مداد شمعی یا ماژیک، چسب، تصاویری از مجلات و سایر منابع

آمادگی: بر روی یک کاغذ سفید به تعداد روزهای هر ماه یک چهارخانه ترسیم کنید. اسامی روزهای هفته (شنبه، یکشنبه، دوشنبه و …) را بر روی چهار خانه بالای صفحه نوشته، روزهای مربوطه را در زیر آن چهار خانه (در چهارخانه‌های مربوطه بنویسید. از صفحات مجله یا سایر منابع تصویرهای کوچکی از روزهای خاصی از ماه را انتخاب کرده، آن‌ها را قیچی کنید. این روزها می‌توانند روزهای تعطیلات رسمی و یا روز تولد شخصیت های معروف باشند.

مهارت‌ها: نامیدن روزها و ماه‌ها، یادگیری اعداد، یادگیری درباره‌ی وضع هوا و تعطیلات.

کلمات مورد استفاده: دوشنبه، سه شنبه و غیره. فروردین، اردیبهشت و غیره. عید نوروز، سیزده بدر، عید قربان و غیره.

به کودک بگویید: تصمیم داریم، تقویمی درست کنیم[۲]. در بالای صفحه، نام ماه را بنویسید. می‌توانید در نوشتن نام ماه به کودک کمک کنید تا نام خود و نام ماه را بنویسد. به کودک اجازه دهید بر نیمه‌ی بالایی صفحه در زیر نام ماهی که نوشته شده تصویری را رنگ کرده، یا تصویری ترسیم کند.[۳] توجه کنید در زیر صفحه برای نوشتن روزها جای کافی وجود داشته باشد. وقتی کودک نقاشی یا رنگ‌آمیزی خود را تمام کرد، صفحه تقویم حاضر شده را بر روی مقوا بچسبانید.

به کودک کمک کنید تا آنچه در رابطه با روزهایی مخصوص از مجلات و یا سایر منابع چیده است، در خانه‌های مربوط به خود بچسباند. در این هنگام با کودک راجع به رویدادهایی که عکس‌ها معرف آن هستند، صحبت کنید.

[۱]  این بازی را می‌توانید در مورد موقعیت‌‌های ارتباطی‌تر بکار بگیرید. مثل این‌که چی میشه اگر پوست موز کنار خیابان افتاده باشه؟

[۲]  از قبل توضیح دهید تقویم چیست. از تاریخ تولد‌ها، فصل‌ها و ویژگی آن‌ها برای توضیح کمک بگیرید. همچنین یک تقویم نمونه به آن‌ها نشان دهید.

[۳] در صورت امکان این تصویر متناسب با ماه و فصل مورد نظر باشد. در نظر داشته باشید کودک در اجبار قرار نگیرد ولی توضیحات مناسب به او داده شود.

دریافت معرفی کتاب چگونه با کودک خود بازی کنیم؟ همراه با نمونه فعالیت‌ها به صورت pdf

// // ?>


بازی، شعر، نمایش

گرگم و گله می‌برم

(سروده افسانه شعبان‌نژاد، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۸۵، گروه سنی ب٬ گروه سنی الف)

افسانه‌ها و قصه‌های کهن خاص کودکان از محتوای مشابهی برای تبدیل شدن به نمایش‌نامه برخوردارند. اما نوشتن نمایش‌نامه کودکانه نیازمند ارائه قصه‌ها بر پایه تعریف جدید از تئاتر است. مهم‌ترین جنبه این نمایش‌نامه‌ها بیان اشعار  آنهاست به گونه‌ای که دقیقاً برخوردار از ویژگی‌های شعر کودک باشد.

این مجموعه با هدف شادتر ساختن دنیای کودکان شکل گرفته است، با این امید که به روح پاک آنان نیز آرامش بخشیده و به آنان در کسب تجربه‌های بهتر زندگی یاری رساند.

خلاصه یکی از نمایش‌های کتاب:

صحنه اول: یک دشت با چند درخت در فضایی کودکانه.

گنجشک وارد صحنه می‌شود و به این طرف و آن طرف می‌رود . عمو زنجیر باف، پنبه زن، خاله نخ ریس و خاله باف بافی در صحنه‌اند.

گنجشک یک پنبه دانه پیدا کرده و آن را پیش پنبه‌زن می‌برد ( تمام این مراحل همراه با دیالوگ های شعر مانند طی می شود، فی المثل: گنجشک : این چیه و این چیه؟ راس راسی مال کیه؟)

گنجشک پنبه دانه را به ترتیب پیش شخصیت‌های موجود در صحنه می‌برد تا اینکه نهایتا به نخ تبدیل می‌شود و زمانی که می‌خواهد آن را به خاله باف بافی بدهد که با آن برایش جوراب ببافد، مرغ در این صحنه قد قد قدا کنان وارد صحنه می شود و از آنها کمک می‌خواهد: جوجه من تو آبه    مشغول پیج و تابه

دراینجا گنجشک نخ ها را از خاله باف‌بافی می‌گیرد و پیش عمو زنجیر باف می‌برد تا به وسیله آن زنجیری برای نجات جوجه ببافد و در نهایت با آ ن زنجیر جوجه را نجات می دهند. همه با هم می‌خوانند:  گنجشک خوب ونازنین    همگی بگین : صد آفرین.

دو  کتاب دیگر با همین محتوا از همین نویسنده:

ارنگ ارنگ، بگو چه رنگ؟ (بازی، شعر، نمایش)

(سروده افسانه شعبان‌نژاد، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۸۵، گروه سنی ب٬ گروه سنی الف)

‏«بازی، شعر، نمایش» از فعالیت‌های مورد علاقه کودکان ‏است که در تلفیق، چیزی فراتر از جمع ویژگی‌های تک‌تک ‏انواع را در بر خواهد داشت. این ویژگی‌ به دلیل ‏نزدیک بودن به زندگی کودک که تلفیقی طبیعی از هنر و ‏بازی است، زمینه‌های مناسبی را برای پرورش او فراهم ‏می‌کند.‏ بازی‌های نمایشی این مجموعه، تلفیقی است از بازی، شعر ‏و نمایش که مربیان می‌توانند آنها را با ابتکار خود و ‏کمک کودکان به اجرا درآورند و بدین گونه کودکان را ‏در یادگیری راحت‌تر یاری دهند.‏

ماه تی‌تی، کلاه تی‌تی (بازی، شعر، نمایش)

(سروده افسانه شعبان‌نژاد، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۸۵، گروه سنی ب٬ گروه سنی الف)

بازی‌های نمایشی این مجموعه تلفیقی از «بازی، شعر، نمایش» هستند که با الهام از ترانه‌های موجود در ادبیات عامیانه و با موضوع طبیعت سروده شده‌اند. کودکان با آثاری از این دست احساس نزدیکی بیشتری می‌کنند و این آثار آنها را در سرگرم شدن و یادگیری بهتر و بیشتر یاری می‌کند.

 

 

// // ?>


اساطیر کهن ایران

آرش کمانگیر

روایتگر : محمدرضا محمدی نیکو        تصویرگر : هدا حدادی        ناشر : نشر مهاجر

“ شب اندک اندک به پایان می رسید و سیاهی کمرنگ می شد. کرانه‌های آسمان نخست خاکستری شد، سپس به سرخی گرایید و آنگاه به رنگ ارغوان درآمد. سپاهیان ایران بیدار شده بودند که آرش کمان کیانی در دست بر فراز صخره ها پدیدار شد و همانجا ایستاد.
ایرانیان یکایک از چادرها بیرون می آمدند و تورانیان نیز از دشت رو به دامنه می آوردند. دوست و دشمن با هم در می آمیختند و در زیر پای آرش گرد می آمدند. در دست چپ او کمانی بود و در دست راستش تیری که با تیرهای دیگر فرقی نداشت. آیا به راستی این تیر می توانست بیش از تیرهای دیگر پرواز کند؟ این پیر سپید موی که کسی به یاد نداشت تیری از او به خطا رفته باشد آیا می توانست تیر خود را به دورترین مرزهای آرزو پرتاب کند؟
دل در بر ایرانیان می تپید. تا دمی دیگر آرش تیر خود را پرتاب می کرد و آنگاه زمینی به اندازه یک تیر پرتاب، ایران نام می گرفت. چشمها تر بود اما اشکی فرو نمی ریخت زیرا دشمنان نباید اشک ایرانیان را می دیدند.
اما تورانیان با آرامشی اهریمنی به آرش می نگریستند. تا دمی دیگر سرزمینی به نام ایران باقی نمی ماند و این پیر آمده بود تا گناه آنان را بر دوش بگیرد و به همگان بگوید: «آن کس که مرزهای ایران را تنگ کرد و جز پاره خاکی حقیر و مایه ریشخند باقی نگذاشت من بودم نه تورانیان.» “

کتاب آرش کمانگیر داستان پیر سپیدمو و روشن‌روان ایرانی است که مأمور پرتاب تیری می‌گردد که مرزهای ایران را تعیین می‌کند. نویسنده در کتاب که مخاطب آن نوجوانان هستند، با بیانی گرم و شیوا این داستان کهن را بازگو می‌کند و خواننده را در لحظات تلاش آرش برای بدست آوردن تیری بی‌مانند و افسانه‌ای با او همراه می‌سازد.
تصویرسازی کتاب خوب انجام شده و داستان از متنی قوی برخوردار است و برای قصه گویی توصیه می گردد.

 


 

ضحاک بنده ابلیس

روایتگر : آتوسا صالحی        تصویرگر : نیلوفر میرمحمدی            ناشر : نشر افق

“ ضحاک به درون تالار می آید. همه زانو می‌زنند و پیشانی بر زمین می‌گذارند. ضحاک بر تخت می‌نشیند. چشمهایش چون دو چشمه خون. آرام ندارد. گوشه‌ای موبدان و ستاره‌شناسان همگی گرد آمده‌اند. ضحاک دیوانه‌وار دور خودش می‌چرخد. می‌غرد به خشم: «گوش کنید. دیشب خوابی دیدم. خوابی بس ترسناک و کشنده. شما را گرد آورده‌ام که چاره‌ای بیندیشید. اندیشه‌تان را یکی کنید و آبی به روی خشمم بریزید. همگی گوش کنید… در خواب ناگهان سه جنگی به کاخم آمدند و آنکه از همه به سال کمتر بود، در من بیاویخت و بر گردنم بند آویخت و مرا کشان کشان به سوی کوهی برد. در خواب گاه چهره‌ی گاوی می‌دیدم، تاریک و روشن. می‌آمد و می‌رفت. گاوی بزرگ بود و چشمهایی درخشان داشت. پس بالای کوه بودم. نزدیک بود مرا از کوه پایین بیاندازند. فریادی کشیدم و به ناگاه از خواب پریدم. اکنون همه بیندیشید و مرا، از تعبیر خوابم آگاه کنید.»
همه برجا خشک شده اند. نگاه ها به سوی زیرک می چرخد. او بزرگ خواب‌گزاران است و در دانش تعبیر خواب در هفت سرزمین کسی به پای او نمی رسد. زیرک آرام بر می‌خیزد و دست به موی سپیدش می‌کشد. ضحاک می‌خندد: « بگو زیرک. بگو من همه گوشم.»
زیرک از پله‌های تالار بالا می‌رود. ضحاک به دنبالش، ناآرام. زیرک بر یکی از پله ها می‌نشیند. بالاپوش از دوش می‌اندازد. به جوش آمده است. می‌گوید: «ای سپهبد! نامت بلند باد! بدان که هرکه از مادر زاده شد، دیر یا زود خواهد مرد. مرگ پایان کار همه ماست و هیچ کس را از آن چاره نیست. پیش از تو جهانداران بسیاری بودند، پس از تو نیز. تو بر تخت پادشاهی سالیان سال خواهی نشست. تنها…»
ضحاک میان سخن زیرک می دود: « تنها چه؟ زودتر…»
– تنها یک فرزند می‌تواند. ولی اندوهگین نشو. او هنوز پا به خاک ننهاده است.
– چگونه خواهد توانست؟
– تنها اگر روزگاری گاوی که هر مویش چون یک پر طاووس است، دایه‌اش شود.
ضحاک می گوید به ریشخند: «گاوی که هر مویش چون پر طاووس است؟ چشمهای من به روشنی روز چنین گاوی را هرجا که باشد، می‌بیند. من او را خواهم کشت.»
– پس ترسی نداشته باش. تو شکست نخواهی خورد. مگر زمانی که سر گاو با سپاهی به سوی تو روان شود.
– من آن گاو پست نهاد را خواهم کشت و با گوشت آن تمامی کارگزارانم را خوراک خواهم داد.
ضحاک این را می‌گوید و از تالار بیرون می رود. اکنون ما هستیم و خنده‌های دیوانه وار و ترسناک او که ستونهای کاخ را می‌لرزاند…“

ضحاک بنده ابلیس اولین جلد از مجموعه قصه‌های شاهنامه است و در آن آتوسا صالحی داستان ضحاک، کاوه آهنگر و فریدون را از زبان دو آشپز دربار ضحاک ارمایل و کرمایل بازگو می‌کند و با نثر زیبا و گرم خود جلوه‌ای نو به این داستان کهن می‌بخشد.
مبارزه ضحاک و کاوه آهنگر پیامی عظیم به همراه داشته و در هر روزگار مردم را به مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی دعوت کرده است. به ویژه برای نوجوانان بسیار ضروری است که با این پیشینه ارزشمند در ادبیات و اساطیر میهن خود آشنا شوند و از طریق کتاب هایی مانند این مجموعه با آنها انس و الفت گیرند.
تمامی کتاب‌های مجموعه از نثری قوی و داستان هایی گیرا و جذاب برخوردار هستند، تصاویر خوبی دارند و به طور قطع می‌توان از آنها برای قصه گویی نیز استفاده کرد.

 


 

فرزند سیمرغ

روایتگر : آتوسا صالحی        تصویرگر : نیلوفر میرمحمدی            ناشر : نشر افق

“ سرانجام می‌رسم. چقدر از خانه دور بوده‌ام. پیشگاران و خدمتگزاران سراسیمه به این سو و آن سو می‌دوند. فریاد می‌زنم: « فرزند من کجاست؟»
همه به هم می نگرند و دور می‌شوند. دایه با چهره‌ای خسته پیش می‌آید: « سرور من، به خانه خوش آمدید!»
می گویم: « فرزندم، از او بگو! من همه راه را تاخته‌ام!»
– همسرتان هنوز چشم به راه است. چند روز دیگر…
چهره‌ام را می پوشانم. پیشکاران همهمه می‌کنند. در چشمهایشان برق شادی نیست. هفت روز دیگر چون هفت سال می‌گذرد. کسی چیزی نمی‌گوید. نگاهها از من می‌گریزند، بدگمانم می‌‌کنند. در دلم شوری می‌افتد: «نکند از من پنهان می‌کنند. شاید فرزندم مرده به دنیا آمده! شاید می خواهند…»
دیوانه می شوم. می‌دوم. فریاد می زنم: « باید او را ببینم.»
دایه در را باز می کند. خود را بر زمین می اندازد: «سرورم! سرورم!»
سرش را بلند می کند. می خندد. دست پیش می آورد:
– مژدگانی!
– بگو!
– امروز بر سام بزرگ فرخنده باد! یزدان تو را به آرزوی خود رساند. خداوند به تو پسری داد. پسری شیردل چون تو. تنش چون سیم و رویش چون بهشت. آهوچشم و درشت اندام! رویش چون گل سرخ و مویش چون برف، سپید.
– سپید؟
کنیزکی فرزند را بر دست پیش می آورد. سر به زیر انداخته. دایه راست می‌گفت. فرزند کوچک از روز نخست پیرمردی است، سپیدموی. روی بر می‌گردانم. به سجده می‌افتم: « ای بزرگ، ای دانای دانایان! چه گناهی از من سر زده که سزاوار چنینم؟ اینک چگونه در مردم بنگرم؟ به چه آبرویی سر بلند کنم؟ چگونه به آنانی که چشم در من دوخته اند، پاسخ دهم؟ کسی را زهره نگریستن در چشم من نبود. من، که امروز چهره از همه پنهان می‌کنم. خداوندا مرا ببخش، اما به کدامین گناه؟»
دایه اشک می ریزد و چیزی می‌گوید. دور می‌شوم. به دنبالم می‌دود. دهانش می‌جنبد. چیزی نمی‌شنوم. گوشهایم را می‌گیرم و فریاد می زنم: « دور شوید!… دور شوید!… لعنت به روزی که پایم به این خانه رسید! لعنت به اسبی که مرا به اینجا آورد.»
پس، بر می‌گردم. فرزند سپید موی را در دست می‌گیرم. می‌دوم. نگهبانان دروازه ها را می‌گشایند. بر اسب می‌نشینم و هی می‌کنم. ناتوان‌تر از همیشه‌ام. می‌گریم و می‌تازم. بی آنکه بدانم به کجا، همچنان می‌روم…“

فرزند سیمرغ جلد دوم از مجموعه قصه های شاهنامه است و در آن داستان کین خواهی منوچهر از سلم و تور و به دنیا آمدن زال و پرورش یافتن او نزد سیمرغ از زبان سام پهلوان نقل شده است. آتوسا صالحی با نوشته گرم خود خواننده را به همدلی با سام تشویق می‌کند و او را هنگام گذاشتن زال بر پای کوه البرز یا لشکرکشی برای نابودی مهراب کابلی، با وی همراه می‌کند.
نویسنده در این داستان افراد را با خود و ارزش‌هایشان روبرو می کند و آنها را در موقعیتی قرار می‌دهد که باید تصمیم گیرند تمسخر مردمان را بپذیرند یا ننگ فرزندکشی را بر دوش کشند.
نثر خوب کتاب برای تقویت مهارت های زبانی در نوجوانان مؤثر است و به وسیله داستان گیرای خود آنان را با یکی دیگر از اساطیر ارزشمند ایران آشنا می گرداند. این کتاب نیز مانند دیگر کتاب های مجموعه تصاویر نسبتا خوبی دارد و برای قصه گویی توصیه می شود.


 

اسفندیار رویین تن

روایتگر : آتوسا صالحی        تصویرگر : نیلوفر میرمحمدی            ناشر : نشر افق

“ در زابل به سپاه می‌رسیم و هنوز فرسنگی نرفته‌ایم که رستم را می‌بینم. تنها نشسته بر اسبش، رخش؛ بی هیچ جوشن و زره و کلاهخود. رخش شیهه‌ای می‌کشد. فریاد می‌زنم: « آری، درست می بینم. این رستم است که به پیشوازمان آمده.»
به سوی هم می رویم. رستم، اسفندیار را که می‌بیند، سر به آسمان بلند می کند: « خداوند را شکر که تو را سلامت به خانه خودت، زابل رساند. درود بر تو! خوشا به حال کشوری که تو سرورش باشی. بختت بلند و شبان سیاه بر تو کوتاه!»
و اسفندیار دست می‌گشاید: « یزدان را سپاس که جهان پهلوان رستم پیلتن را شاد می‌بینم.»
رستم دست اسفندیار را می‌کشد: « اینک به خانه من بیا و قدم بر چشمهای زابل بگذار. بگذار خاندان من نیز جانشان را از دیدار تو روشن کنند.»
اسفندیار سر فرو می آورد: « در برابر خواسته‌ات نمی‌ایستم؛ اما فرمان گشتاسب چه؟ او تو را می‌خواهد. پس اینک خود دستانت را ببند و دل بد ندار که بند گشتاسب ننگی بر تو نخواهد بست.»
– بند، بند است پهلوان! چه از آن گشتاسب باشد؛ چه از آن هر کس دیگر…
– اگر در این کار گناهی و ننگی باشد از آن گشتاسب خواهد بود، نه تو و نه من!
پس اسفندیار به سوی اسب می رود و با بندی در دست باز می گردد: « بدگمانی مکن. این بند را بگیر! که پیمان می بندم چون فرمانروای ایران شوم، آنچه در خور توست و بیش از آن به تو ببخشم از هرچه بخواهی؛ و پیمان می بندم که بند یک روز بیشتر بر دست تو بسته نخواهد شد که پس از آن جهان به پای تو خواهم ریخت.»
رستم بند بر زمین می اندازد، غمگین: « گفتم که چون بیایی دل به دیدارت شاد کنم. گفتم تو را به شکار برم! گفتم… چشم بد دور! می ترسم، اسفندیار، از سرانجام این کار می ترسم. این فکر شوم را از سرت دور بینداز! کینه از دلت بیرون کن، ای سپهبد! که از من هرچه بخواهی، همان خواهد شد، جز بند، که این برایم شکستی است سخت. که سوگند خورده‌ام تا زنده‌ام کسی مرا با بند نبیند! مرا بکش؛ ولی بند بر دستم مبند.»
و اسفندیار می‌خروشد: « راست می‌گویی؛ ولی سپاه من نیز به راستی گفتار من گواهی می‌دهند. این فرمان بود! من از گشتاسب خشمگین شدم، همچنان که اکنونم! و گفتم آنچه را که شایسته بود؛ اما این فرمان بود. چگونه گردن بپیچم؟ خود را به جای من بگذار. چگونه در برابر پدر بایستم؟»
رستم روی بر می‌گرداند: « یک هفته در شکار بودم و چون خبر رسید که تو می‌آیی، از همان جا سراسیمه به سویت آمدم. بگذار بازگردم و رخت تازه بپوشم.»
پس رستم با گامهایی به سنگینی چندین کوه دور می شود، افسار رخش در دستش…“

اسفندیار رویین تن سومین جلد از قصه‌های شاهنامه است و در آن آتوسا صالحی مبارزه طولانی اسفندیار، فرزند گشتاسب پادشاه ایران با تورانیان و تلاش او برای به بند کشیدن رستم را از زبان فرزندش بهمن روایت می کند.
هفت خوانی که اسفندیار در این داستان برای رسیدن به رویین دژ مقر پادشاهی ارجاسب پشت سر می‌گذارد، یادآور هفت خوانی است که رستم برای نجات کیکاووس طی می کند و در پایان داستان خواننده با آزمون دشوار دیگری روبرو می گردد. انتخابی میان رسیدن به تاج و تخت پادشاهی و نگه داشتن حرمت آزادگی پهلوانی چون رستم و به جای آوردن راه و رسم جوانمردی.
داستان اسفندیار یکی از سرگذشت های غم‌انگیز شاهنامه است و به خوبی وضعیت و انتخاب دشوار پیش روی این پهلوان را به تصویر می کشد. خواننده در این کتاب با انتخابی اخلاقی روبرو می‌گردد که به بهای زندگی فرد برگزیده‌ای چون اسفندیار تمام می‌شود و خود را در لحظات سخت تصمیم‌گیری و مبارزه با او همراه می‌یابد.
این داستان مانند بقیه مجموعه تصویر سازی خوبی دارد و برای قصه گویی نیز توصیه می گردد.


 

رستم و سهراب

روایتگر : آتوسا صالحی        تصویرگر : نیلوفر میرمحمدی            ناشر : نشر افق


“ نه، باور نمی‌کنم. او از تورانیان نیست. بی‌گمان از تبار سام است یا دیگر دلیر مردان ایران. کاش فرزند من بود. پسر دخت شاه سمنگان، تهمینه. اما نه، او نیست. باید این جوانه ی امید را از ریشه برکنم که بیهوده پایم را سست می‌کند و دلم را می‌لرزاند. نه، او جوان‌تر از آن است که بر هزار هزار سپاهی فرمان راند. اما نکند یکی از همین سپاهیان…
نه، چشمهایم بی‌دلیل امید مدارید و دست‌هایم به رقص درنیایید که هرگز او را در آغوش نمی‌کشید. که اگر این کاووس دیوسیرت می‌دانست او در سپاه توران شمشیر می‌زند، هرگز مرا به نبرد نمی‌خواند که هیچ توفانی چون دیدار رستم و فرزندش، ستون‌های کاخ شهریاری را نمی‌لرزاند.
از این همه نبرد خسته‌ام. سخت است به دوش کشیدن بار امانت هزاران مادر…
پشت خم می‌شود زیر بار این همه خواهش و نیاز که بر شانه‌ام سنگینی می‌کند…
نباید خم به ابرو بیاورم، نباید زانو خم کنم که هزاران جوان تازه نفس می‌خواهند از من درس پهلوانی بیاموزند. اما شانه‌های پهلوانان هم گاه خسته می شود و زانوانشان می‌لرزند. کاش فرزندی داشتم که تکیه‌گاهم بود و امید لحظه‌های ناتوانی‌ام…“

رستم و سهراب هشتمین جلد از مجموعه قصه های شاهنامه است و نویسنده در آن کوشیده است که این داستان آشنا را از دریچه‌ای نو به مخاطب عرضه نماید.
در این کتاب سهراب خواننده را با خود وارد ماجرا می کند و او را در جستجوی خود برای یافتن پدر شریک و همراه می‌سازد و با پیش رفتن داستان مخاطب خویشتن را مورد پرسش قرار می‌دهد و نشانه‌های فرزندی را از نگاه رستم در سهراب می‌کاود. و به راستی نشان فرزندی چیست؟ مهره ای بر بازو؟!
داستان رستم و سهراب قصه همیشگی فراموش کردن و نادیدن ماست و از این رو مواجهه با چنین واقعه‌ای برای همه افراد می‌تواند بسیار مفید و آموزنده باشد. و امید آنکه بازگویی چنین حکایتی به شسته شدن زنگارهای کهنه از چشم و دل بیانجامد و باشد که دیگر سهرابی در قتل‌گاه جهل و فراموشی به خون خود نغلطد…
کتاب رستم و سهراب جزء تازه‌ترین قسمت‌های این مجموعه است و نوشتار آن نسبت به کتاب‌های قدیمی‌تر مانند ضحاک بنده ابلیس، فرزند سیمرغ و … تغییراتی کرده است که آن را به مراتب گرم‌تر و پربارتر نموده است. تصاویر کتاب نیز پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کرده و نیلوفر میرمحمدی کار بهتری ارائه داده است.


 

سیاوش

روایتگر : آتوسا صالحی        تصویرگر : نیلوفر میرمحمدی            ناشر : نشر افق

“ پروردگارا، اهریمن را از ما دور کن که در جامه‌ی زنی زیبا، هوش از سر این شاه سبک مغز برده است. ببین چگونه دل بر این افسونگر می‌سوزاند و می‌گذارد با جادوی واژه‌ها خامش کند. سودابه راست می‌گوید. کاووس همان شاه سیاه‌دلی است که گذاشت سهراب آن غنچه نوشکفته، در برابر چشم‌های رستم پرپر شود. و من هرگز نفهمیدم که او چگونه توانست از گناه کاووس بگذرد و فرزند آن سنگدل را چون فرزند خویش بپرورد. زندگی در دوزخ را به جان می‌خرم که به دشواری تن دادن به این بدگمانی نیست. بگذار آتش بر پا کنند که بهشت من آرامش جان توست پدر…
خاموش شوید ای شعله های خشمگین، راه را بر من بگشایید و زودتر به بی‌گناهی‌ام گواهی دهید. نگذارید اهریمن شما را نیز به بازی گیرد و بدانید که من در این آزمون تنها نیستم و شما که می‌خواهید مرا بیازمایید، خود گرفتار آزمونی دشوارترید. پس اگر مرا بسوزانید خواهم دانست که نقش خویش را از یاد برده اید و خود را به اهریمن فریبکار و وسوسه‌هایش سپرده اید…“

نهمین قسمت از مجموعه قصه‌های شاهنامه کتاب سیاوش است که مانند کتاب رستم و سهراب از قسمت‌های جدید مجموعه به شمار می آید و نوشتار و تصاویر بهتری نسبت به کتاب های قدیمی مجموعه دارد.
داستان سیاوش که از زبان خود او بازگو می‌گردد کشمکش جوانی را به تصویر می کشد که میان اصول اخلاقی خود و خواسته‌های ناجوانمردانه پدرش قرار گرفته است و عاقبت غربت و تنهایی را به زیر پا نهادن عهد و پیمان خویش ترجیح می‌دهد و سرانجام جان خود را در این راه از دست می‌دهد.
داستان گیرای کتاب خواننده را با خود همراه می سازد و او را در لحظات دشوار تصمیم‌گیری به همدلی با سیاوش وا می‌دارد.

 


 

افسانه‌ها

نویسنده : دکتر مه دخت کشکولی        تصویرگر : محمد پولادی        ناشر : شباویز ، ۱۳۷۳

اساطیر انگاره‌های ناخودآگاه یک قوم هستند و مانند رشته باریک و ظریفی افراد آن را به هم متصل می‌کنند. اسطوره آرمان‌های یک ملت را بازگو می‌کند و موجب انسجام و همبستگی افراد آن می‌شود. با وجود شباهت‌های بسیار میان اسطوره های ملل گوناگون تفاوت‌های ظریفی بین آنها وجود دارد که از جهان بینی متفاوت هر قوم نشأت می‌گیرد.

برای مثال رویین‌تنی تقریبا در تمام اساطیر ملل و اقوام مختلف جهان وجود دارد، ولی تفاوت در نحوه ی رویین‌تن شدن قهرمانان هر قوم گویای چگونگی نگرش آن قوم به جهان است. در اساطیر ژرمن، ریختن خون اژدها بر پیکر زیگفرید سبب رویین تنی او می شود ولی در اساطیر ایرانی، زرتشت به پاس پاکی اسفندیار او را در چشمه‌ای اهورایی غسل می‌دهد. آنچه ژرمن را رویین تن می کند، استحمام در خون دشمنان است ولی ایرانی به پاس پاکی در چشمه‌ی حقیقت غسل داده می‌شود و رویین‌تن می‌گردد.

ناخودآگاه هر فرد برای تعیین مشی در مقابل وقایع به کهن الگوهای قومی مراجعه می کند و از این رو بازگویی این اساطیر برای نسلی که کمتر آشنایی با آن دارند بسیار ضروری است.

دکتر مه‌دخت کشکولی در مجموعه داستان افسانه‌ها که برای نوجوانان نگاشته شده است به بازگویی اسطوره‌های کهن ایران می‌پردازد و در هر یک از آنان یکی از عناصر بنیادین هستی را بازمی‌کاود. افسانه‌ها  با قلمی گرم بازگو شده‌اند و می‌توانند به خوبی مخاطبان خود را جذب نمایند و به همین دلیل می‌توان از آنها برای قصه‌گویی نیز استفاده کرد.

متأسفانه کتاب تصاویر خشن و نامناسبی دارد که از کیفیت آن کاسته است ولی با این وجود می‌توان همچنان آن را به عنوان مجموعه خوبی از افسانه‌های کهن ایرانی توصیه نمود.

نویسنده : دکتر مه دخت کشکولی تصویرگر : محمد پولادی ناشر : شباویز ، ۱۳۷۳

// // ?>


داستان‌هایی برای تشویق کودکان به کار و تلاش

 

سکه طلا

نویسنده : آلما فلور آدا         تصویرگر : نیل والدمن          مترجم : نسرین وکیلی          ناشر : کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۸۶

«خووان سالها دزدی می‌کرد و همیشه اخمو و گرفته بود چون هیچ دوست و آشنایی در زندگی نداشت. شبی از شب‌ها نور کلبه‌ای در میان درختان توجه او را به خود جلب کرد و در آن جا پیرزنی را دید که سکه‌ای طلا در دست داشت و با خود می‌گفت: من ثروتمندترین آدم دنیا هستم.
خووان تصمیم گرفت سکه‌های پیرزن را بدزدد، ولی به دست آوردن سکه‌ها آن‌قدر هم که او فکر می‌کرد آسان نبود. خووان راه طولانی را در جستجوی پیرزن و طلاهایش طی کرد ولی روزی که دوباره او را روبروی کلبه اش یافت آرزوها و اهدافش تغییر زیادی کرده بودند…»

کتاب سکه طلا برای کودکانی که در سالهای آخر دبستان و یا راهنمایی تحصیل می‌کنند مناسب است و با داستانی بسیار عالی روند گام به گام تغییر یک راهزن را نشان می‌دهد که به خاطر رسیدن به هدفی هرچند نادرست چیزهایی را دوباره در زندگی و کار خود تجربه می‌کند که سالها آنها را از یاد برده بود.
خووان از نو با طبیعت، خانواده و دوستان مواجه می‌‌شود و به یاد می‌آورد که زندگی‌اش تا چه اندازه می‌توانست متفاوت باشد.
این داستان برای قصه‌گویی بسیار مناسب است و می‌تواند به وسیله تصاویر زیبا و طرح خوب خود به راحتی مخاطب را با خود همراه سازد و به او نشان دهد که رابطه یک شخص با دیگری و قرار گرفتن در راهی که با کمک او طی می‌کند چگونه می‌تواند همه چیز را به طرز شگفت‌انگیزی تغییر دهد.

 


 

لوبان نجاری می‌آموزد

نویسنده : جی هوا          تصویرگر : دودا کایی     مترجم : محمد سلامت    ناشر : کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۷۷
«لوبان جوان ترین فرزند نجاری به نام لو بود که آرزو داشت پسرانش نزد استادی ماهرتر از خودش آموزش ببیند و نجاران ماهری شوند. دو برادر بزرگتر لوبان پدر را ناامید کردند ولی لوبان تصمیم گرفت که به هر قیمتی که شده استاد مشهور ساکن کوهستان جونگنان را پیدا کند و از او هنر نجاری بیاموزد.
لوبان با کمک مردم مهربان و سختی های فراوان خود را نزد استاد رسانید و به او نشان داد که برای یاد گرفتن هنر او شایستگی و مهارت لازم را دارد. پس از سالها تمرین سرانجام روزی استاد به او دستور بازگشت نزد مردم را داد و تنها چیزی که از او خواست این بود که نام نیک استادش را حفظ کند.
لوبان به نزد خانواده خود رفت و سالیان درازی به مردم خدمت کرد، چنان که تا امروز نیز از او و کارهایش به نیکی یاد می‌شود.»

کتاب برای کودکان سالهای آخر دبستان نوشته شده است و داستان جذابی برای قصه گویی دارد. تصاویر کتاب بسیار زیبا هستند ولی متأسفانه در چاپ فارسی کتاب کیفیت آنها پایین آمده است، هرچند که همچنان گویایی خود را حفظ کرده اند.
کودک در مواجه با زندگی و تلاش لوبان می‌آموزد که پشتکار و امید تا چه اندازه در آموزش و موفقیت هر فرد تأثیر دارد و با کسی روبرو می‌گردد که برای رسیدن به هدف خود از هیچ کار کوچک و بزرگی دریغ نمی‌کند.
داستان همچنین الگویی از اخلاق در فرهنگ چین را نمایان می‌سازد که افراد را به ادب و سختکوشی دعوت می‌کند و برای باز کردن باب آشنایی کودکان با این فرهنگ مناسب است.

 


جوراب پشمی

نویسنده : فروزنده خواجو        تصویرگر : هوشنگ محمدیان        ناشر : کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۷۸

«آن سال، زمستان با باد سخت و تندی شروع شد. هوا به طور عجیبی سرد و گزنده بود. برف یکریز و بی امان می‌بارید. هر روز صبح، قبل از رفتن به مدرسه، مادرم مرا زیر کرسی می‌نشاند که گرم بشوم؛ اما تا از خانه بیرون می‌رفتم تنم یخ می‌زد و گرمای چند لحظه پیش را فراموش می‌کردم.
یکی از روزهای سرد و یخ زده زمستان که از مدرسه به خانه برمی‌گشتم، پشت شیشه یک مغازه چشمم به کاغذی افتاد که روی آن با خط درشت و خوانا نوشته بودند : جوراب پشمی رسید. زیر آن کاغذ یک جفت جوراب آویزان بود و به نظر می‌آمد خیلی ضخیم است. جوراب در نظرم مثل یک ستاره می‌درخشید.
شب وقتی که توی رختخواب دراز کشیده بودم، فکر کردم که در تمام عمرم جورابی به آن قشنگی ندیده ام. خیلی دلم می‌خواست زودتر صبح بشود تا اکبر بهترین دوستم را به مغازه جوراب فروشی ببرم و جوراب را به او نشان بدهم.
صبح روز بعد زودتر از همیشه به مدرسه رفتم؛ اما آن روز اکبر به مدرسه نیامد. سر راه به خانه شان رفتم، تب داشت. توی رختخواب خوابیده بود و مادرش غمگین و گرفته دستمال خیس روی پیشانی اش می‌گذاشت…
آن شب، در تمام مدتی که مشق می‌نوشتم، به یاد اکبر بودم و قیافه معصوم او در نظرم مجسم می‌شد. وقتی به کتاب نگاه می‌کردم، به جای کلمات آن، اکبر را می‌دیدم. شاید اگر اکبر جوراب پشمی داشت هیچ وقت مریض نمی‌شد…»

داستان جوراب پشمی که برای کودکان سالهای آخر دبستان و مقطع راهنمایی نگاشته شده است تلاش امیدوارانه‌ی کودکی را نشان می‌دهد که برای رسیدن به آرزویش دست به عمل می‌زند و سعی می‌کند از دسترنج خود چیزی را که دوست دارد تهیه کند.
نویسنده کتاب به خوبی شرایط دشوار پسربچه را توصیف کرده، به وسیله داستان خود کار سخت کودک را به راه حل مشکل دوست او تبدیل نموده و رابطه او را با خانواده و دوست خود به زیبایی تصویر کرده است.
کتاب تصاویر زیبایی دارد، داستان آن برای قصه‌گویی بسیار مناسب است و کودکان می‌توانند با خواندن آن متوجه جنبه های دیگری از آرزو شوند که با حضور فرد عزیزی همچون یک دوست بروز پیدا می‌کند.

 


 

قصه گل‌بو و گل‌رو

نویسنده : محمدرضا یوسفی        تصویرگر : لیلا درخشانی        ناشر : کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۷۹

«گل‌رو نوه یکی یکدانه ننه رعنا همه چیز داشت. از گردنبند رنگی گرفته تا پیرهن گل گلی و شلیته زردوزی ولی دست های خوش بوی گل‌بو را می‌خواست. حتی گلاب سرجوش ننه رعنا هم نتوانست عطر خوش گل‌بو را به دست‌هایش بدهد. گل‌رو غمگین و ناراحت پیش گل‌بو رفت و از او خواست که راز دستهایش را به او بگوید…»

داستان گل‌بو و گل‌رو که برای کودکان دبستانی مناسب است  با طرحی قوی و تصاویری شاد و زیبا دوستی ورزیدن کودکی را نشان می‌دهد که با صبر فراوان دوست خود را به کار کردن و تحمل سختی‌ها برای رسیدن به آرزویش دعوت می‌کند.
این کتاب برای قصه‌گویی بسیار مناسب است و روند گام به گام آن به مخاطب اجازه می‌دهد که اندک اندک با دو کودک همراه شود و صبر کردن را فراگیرد.
گل بو و گل رو در داستان زیبای خود یک به یک مراحل کار گلاب‌گیری را نشان می‌دهند و علاوه بر تشویق کودک به تلاش و کوشش او را با جنبه‌های دیگر کار مانند محکم شدن دوستی و به دست آوردن احساس زیبایی و ارزشمندی آشنا می‌کنند.

 


 

شالیزار سبز

نویسنده : محمدرضا یوسفی        تصویرگر : حمیدرضا خواجه محمدی        ناشر : کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۷۴

«فصل شالی‌کاری فرا رسیده بود و صنوبر و مادر پا به ماهش به سختی کار می‌کردند، رنگین کمان قشنگی به رنگ سبز در آسمان خودنمایی می‌کرد و گل بانو مادر صنوبر امیدوار بود که سال پربرکتی در پیش داشته باشند و توم ها خوب جوانه بزنند…
همه خانواده تلاش می‌کردند که زمین به موقع برای کشت برنج آماده شود ولی گل بانو حال خوشی نداشت و دیگر نمی‌توانست پا به پای آنها در مزرعه کار کند. صنوبر با دیدن وضعیت دشوار خانواده تصمیم گرفت به مادر خود کمک کند و جای او را در میان گروه زنان شالی کار پر کرد…»

کتاب شالیزار سبز با تصاویری زیبا و داستانی دلنشین زندگی و کار مادر و دختری را توصیف می‌کند که برای تأمین معاش خانواده با یکدیگر همکاری می‌کنند و با تمام توان برای حفظ شغل خانواده خود کوشش می‌نمایند.
داستان برای قصه گویی مناسب است و با توصیف رابطه صنوبر و مادرش گل بانو به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه کار دشواری همچون شالی‌کاری به خاطر عشق به مادر برای کودکی به سن صنوبر هموار می‌شود.

 


 

هر کسی کاری داره (ترانه هایی درباره شغل ها)

شاعر : اسدالله  شعبانی        تصویرگر : ابوالفضل همتی آهویی        ناشر : کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۷۶

«نانوا:

اینجا مغازه چیه؟
مغازه نونواییه!

نونوای پیر مهربون
خنده به لب، شیرین زبون

با دستای لرزون و پیر
مشغوله با آرد و خمیر

خمیر رو چونه می‌کنه
دونه به دونه می‌کنه

تنور رو روشن می‌کنه
چونه ها رو پهن می‌کنه

با چونه‌ها نون می‌پزه
نونهای خیلی خوشمزه…»

کتاب با شعر هایی ساده و زیبا کودکان پیش دبستانی را با شغل‌هایی آشنا می‌کند که عموما با آنها در ارتباط هستند. در هر یک از آن اشعار کار را با زبانی کودکانه و تصاویری دلنشین توصیف می‌نماید و والدین و مربیان می‌توانند در خانه و مهدهای کودک از این شعرها برای آشنایی بیشتر کودکان با انواع کار استفاده کنند.

// // ?>


پیشنهادهایی برای حفظ سلامتی کودکان و علاقه‌مند کردن آنها به ورزش

برگرفته از کتاب «۵۰ روش ساده برای علاقه‌مند کردن فرزند به ورزش و سلامتی»، نوشته‌ی «جوان لندی» و «کیت باریج»، ترجمه‌ی «سارا رئیسی طوسی»، انتشارات صابرین (کتاب‌های دانه)

این روزها عوامل متعددی باعث شده که بسیاری از کودکان به نسبت گذشته فعالیت جسمانی خیلی کمتری داشته باشند، عواملی همچون فضای محدود خانه‌ها، شیوع بازی‌های کامپیوتری، صرف زمان ناکافی برای کودکان توسط والدین و … . این رویه در نهایت به سلامت جسمی و روانی کودکان آسیب جدی وارد می‌کند. خوشبختانه کودکان همیشه برای بازی‌های حرکتی جذابی که در عین حال نقش ورزش را ایفا می‌کند اشتیاق دارند، فقط باید فرصت و امکانات کافی را برای آن‌ها مهیا کرد. کتاب «۵۰ روش ساده برای علاقه‌مند کردن فرزند به ورزش و سلامتی»، روش‌هایی را پیشنهاد می‌کند که در عین سادگی و قابل اجرا بودن در بسیاری از فضاها، تحرک کافی و ارتباط ثمربخش با والدین را برای کودکان به دنبال می‌آورند. آنچه که در ادامه می‌بینید بعضی از بازی‌هایی است که توسط این کتاب معرفی شده‌اند.
(توجه داشته باشید که هر بازی برای سن خاصی مناسب است، سعی کنید بازی‌ای را برای فرزندتان انتخاب کنید که با شرایط او متناسب باشد.)

بازی‌های با طناب

  • طنابی را به صورت کشیده روی زمین قرار دهید و از فرزندتان بخواهید به صورت زیگزاگ از یک طرف طناب به طرف دیگر بپرد و در عین حال جلو رود تا تمام طول طناب طی شود.
  • از کودک بخواهید مانند یک «بند باز» طول طناب را طی کند، یعنی سعی کند که روی طناب راه رود بی آنکه پای خود را در دو سوی طناب قرار دهد.
  • با طناب روی زمین یک دایره درست کنید. یک نفر گرگ شود و دور طناب دنبال دیگری بدود. به روش‌های گوناگون داخل دایره طنابی بپرید، مثلا بدوید، خیز بردارید، یک پا بپرید و با جفت پا داخل دایره فرود آیید.
  • انتهای یک طناب بلند را به جایی ببندید. از فرزندتان بخواهید در وسط طناب بایستد و آن را به آرامی از زیر پای او رد کنید. با گفتن کلمه‌ی «بپر» او راهنمایی کنید که چه زمانی بپرد.
  • با افزایش توانایی فرزندتان، می‌توانید از او بخواهید تا جایی که می تواند به پریدن ادامه دهد ، و هم‌زمان با پریدن دور خود بچرخد ، پاهایش را باز و بسته کند ، دست یا بشکن بزند یا توپی را به زمین بزند.
  • به همین ترتیب می‌توانید به کارهای دیگر هم فکر کنید. مثلا می‌تواند از او بخواهید به سمت طنابی که در حال چرخیدن است بدود، از روی آن بپرد و از آن بیرون برود. به مرور سرعت و مدت بازی را افزایش دهید
  • بازی دیگری که می‌توانید انجام دهید طناب زدن معمولی است. سعی کنید در مدت زمان مشخصی از فرزندتان بخواهید هر چه بیشتر طناب بزند. در این بازی می‌توان زمان را با مدت زمان لازم برای خواندن یک شعر (که دیگران می‌خوانند) مشخص کرد .

سواری گرفتن

در حالی که فرزندتان روی پای شما ایستاده است ، دور اتاق راه بروید. اجازه بدهید فرزندتان شما را راهنمایی کند: پنج قدم جلو ، هفت قدم به عقب ، سه قدم به راست و … .

پانتومیم

نقش‌هایی را به صورت پانتومیم همراه با کودک انجام دهید. مثلا می‌توانید این نقش‌ها را بازی کنید: بالا رفتن از نردبان، اسکیت کردن، کوه‌پیمایی، پیاده‌روی در جنگل، … .

وسطی با دیوار

برای این فعالیت از یک توپ نرم بزرگ استفاده کنید. از فرزندتان بخواهید بین شما و دیوار قرار بگیرد و از فضای مشخصی خارج نشود. توپ را با سرعتی متناسب با توانایی‌های کودک به سمت او قل بدهید و در حین بازی سرعت قل دادن را تغییر دهید. کودک باید سعی کند که توپ به او برخورد نکند. بچه‌ها از این که سعی کنید آنها را گول بزنید لذت می‌برند، پس هنگامی که می‌خواهید توپ را قل بدهید ناگهان بایستید، پشتتان را به آن ها بکنید، سپس بی‌خبر برگردید و توپ را پرتاب کنید.

وسطی

برای این بازی دست کم سه یار نیاز است، دو نفر برای انداختن توپ و یک یا چند نفر در وسط که می‌دوند و سعی می‌کنند توپ به آنها برخورد نکند. (قوانین جزئی‌تر را خودتان با توجه به شرایط تعیین کنید، مثل اینکه کسی که توپ به او برخورد می‌کند باید چه کار کند، یا جای کسانی که توپ را پرت می‌کنند و کسانی که وسط هستند چطور عوض می‌شود).

گرگم به هوا

دو تکه پارچه را در دو طرف کمر لباس فرزندتان آویزان کنید.
اول شما گرگ بشوید. فرزندتان باید با دویدن و دررفتن، مانع از این شود که پارچه‌ها را بگیرید. نقش‌هایتان را عوض کنید؛ اما به یاد داشته باشید که بچه‌ها بیشتر ترجیح می‌دهند دنبال آنها بدوید تا اینکه دنبال شما بدوند.
این فعالیت را می‌توانید با سرعت‌های متفاوت و با حرکات مختلف انجام دهید. مثلا می‌توانید بدوید، سریع راه بروید ، یک پی دو پی بروید، پاهایتان را روی زمین بکشید یا مانند کانگورو بپرید.

آویزان شدن

رو به روی فرزندتان بایستید و مچ دست های یکدیگر را بگیرید. از فرزندتان بخواهید نوک پاهایش را با نوک پاهای شما تماس بدهد سپس به عقب متمایل شود و با پاهای صاف به دستان شما آویزان شود . این حالت را حفظ کنید و با هم تا ده بشمرید.

موش و گربه

لانه‌ی موش را در یک محوطه بازی بزرگ با طناب یا هولاهوپ(۱) مشخص کنید از فرزندتان بخواهید دنبال شما بیاید و شعر بخواند. جهت حرکت ، سرعت، و شکل حرکت (راه رفتن، دویدن، یک پی ـ دو پی رفتن ، سر خوردن ، یورتمه رفتن) خود را تغییر دهید.
فرزندتان باید با شنیدن صدای سوت یا دست زدن شما فرار کند و پیش از این که او را بگیرید خود را به لانه برساند. اگر او راگرفتید نقش‌هایتان را عوض کنید و بازی را ادامه دهید.

نان بیار کباب ببر

مقابل فرزندتان بنشینید و کف دستانتان را رو به بالا نگه دارید. از فرزندتان بخواهید کف دستان خود را روی کف دستان شما بگذارد. سعی کنید یکی از دستان خود را به سرعت از زیر دست او بکشید و روی یکی از دستانش ضربه بزنید (مواظب باشید که با ملایمت ضربه بزنید). از فرزندتان بخواهید برای جلوگیری از این کار دست خود را عقب بکشد. نقش‌های خود را عوض کنید .

نشانه گیری با توپ

در حیاط یا در محوطه‌ی نسبتا باز دیگری یک یا چند هدف در نظر بگیرید. از فرزندتان بخواهید با لگد زدن به توپ سعی کند تا توپ به هدف بخورد. تعداد ضربه‌های موفق او را بشمارید. می‌توانید برای این کار به او امتیاز بدهید و در نهایت جمع امتیازهای او را نیز محاسبه کنید.

مستطیل جا به جایی

مستطیلی (مثلا به ابعاد پانزده متر در ده متر) مشخص کنید و از فرزندتان بخواهید طول هر ضلع آن را با حرکات متفاوتی طی کند. در هر زاویه یک علامت بگذارید، تا بداند چه حرکتی را انجام دهد. برای مثال طول ضلع اول را بدود، ضلع بعدی (عرض) را لی‌لی کند، ضلع سوم را یک پی دو پی برود، ضلع چهارم را به عقب گام بردارد.

————————————————

(۱) هولاهوپ حلقه‌ای است با قطر تقریبی ۷۰ سانتیمتر که از آن برای ورزش و بازی استفاده می‌شود.

// // ?>