وجدان جنایتکار

– دشوار است تشخیصِ این‌که چه کسی دارد داوطلبانه همراه سیل شنا می‌کند.

– بعضی‌ها منتظر چراغ قرمز می‌مانند تا مجبور نشوند به آن طرف خیابان بروند.

– از خودت مراقبت کن. تو مایملک دولت هستی.

– تفاوت نسلی: ما باهم خواب می‌دیدیم و آنها: آنها باهم می‌خوابند.

– بعضی‌ها نبش قبر خود را نوعی رستاخیز می‌دانند.

– چرا خیلی فکر می‌کنم؟ تا به خیلی چیزها فکر نکنم.

– حتی از خودت هم برحذر باش، تو شهروند وفادار دولت هستی.

– شعار تظاهرات جنایتکاران: «وجدان‌مان را عذاب ندهید. راحت‌اش بگذارید.»

– رؤیای برده‌ها: بازاری که در آن، آدم حق داشته باشد خودش برای خودش اربابی بخرد.

– گیر افتادن در آرواره‌های شیر اصلا چیز خاصی نیست، آنچه خوفناک است شریک‌شدن در ذائقه اوست.

– به من بگو با که می‌خوابی تا به تو بگویم خوابِ چه را می‌بینی.

– عقیده خود را اظهار کردن یک چیز است، و از خود نقل قول کردن چیز دیگری.

– هملت امروز: بودن بدون بودن، یا در عین باشندگی نبودن.

فکرهای اصلاح نشده: گزیده آفوریسم‌ها / استانیسلاو ‌یرژی‌ لتس، گزینش و ترجمه امید مهرگان / تهران : فرهنگ صبا، ۱۳۸۷

لتس، استانیسلاویرژی، ۱۹۶۶ – ۱۹۰۹ م  (Lec, Stanislaw, Jerzy)

Share
// // ?>