در هوای آزاد به تماشای بهار (زندگی‌نامه‌ی اریش فرید)

(دریافت نسخه مناسب چاپ به صورت PDF)

C:\Users\Who are you\Desktop\Erich+Fried+004bearb1.jpg اریش فرید[۱] در سال ۱۹۲۱، در شهر وِیَن اتریش چشم به جهان گشود. او چه در زندگی خانوادگی و شخصی و چه در حیات اجتماعی‌اش، هم‌قدم با بحران‌ زیست، جنگید و بالید. فرید، درباره حوادثِ سال‌های نوجوانی‌اش بسیار نوشته و شعرهایش نیز، به گونه‌ای، زندگی‌نامه‌ی اوست. جست‌و جو و کاوش در این شعرها، به یک سفر می‌ماند؛ سفری در یک زندگی و در رویدادهای تاریخی مهمی که برای فرید و هم‌نسلان‌اش سرنوشت‌ساز بوده‌اند.

ادامه‌ی مطلب…

// // ?>


پیش از آن که بمیرم…؛ اشعار «اریش فرید» ۲

(دریافت نسخه مناسب چاپ به صورت PDF)

گوش کن، اسرائیل

وقتی تعقیب‌مان می‌کردند،

من هم یکی از شما بودم.

اکنون چگونه می‌توانم یکی از شما باشم؛

وقتی خود تعقیب‌گر دیگران‌اید.

در اشتیاق آن بودید

که چون ملت‌های دیگری که شما را می‌کشتند،

یک ملت باشید.

اکنون به راستی همانند آنان شده‌اید.

جان سالم به در بردید

از چنگ آنانی که بر شما خشونت می‌ورزیدند

آیا اکنون وحشی‌گری همان‌ها

در خودتان لانه نکرده است؟

به سیلی‌خوردگان فرمان دادید:

«کفش‌هایتان را در آورید!»

و آن‌ها را هم‌چون گناه‌کاران

به ریگ‌زارها راندید؛

به اردوگاهِ بزرگِ مرگ،

با صندلی‌های ریگ.

آن‌ها اما گناهی که شما می‌خواستید بر گردن‌شان افکنید،

هیچ نپذیرفتند.

ادامه‌ی مطلب…

// // ?>


یک دایره‌ی کامل (سخن‌رانی یک سرخپوست درباره‌ی بحران محیط زیست)

(دریافت متن مناسب چاپ به صورت PDF)

«یک دایره‌ی کامل»
(سرخپوستان و جهان امروز)

C:\Users\Who are you\Desktop\russell-means-the-real-american.jpg راسل مینز، در سال ۱۹۳۹ در قبیله‌ی اُگالا لاکوتا، در اردوگاهِ پاین‌ریج نزدیکِ منطقه‌ی Black Hills به دنیا آمد. در دوران جوانی، زندگی پرفراز و نشیبی داشت. مینز، از دهه‌ی ۱۹۶۰، تمرکز و توان خویش را وقفِ دفاع از حقوقِ سرخپوستان کرد و «جنبشِ بومیان آمریکا» را پایه‌ریزی نمود. او در سال ۲۰۱۲ از دنیا رفت.

سخن‌رانی زیر، توسط وی، در سال ۱۹۸۰، در برابر چندین هزار نفر از مردمی که از سرتاسر جهان در «گردهمایی بین‌المللی حیات در Black Hills»، در ایالت داکوتای جنوبی حاضر شده بودند، انجام شد. این، یکی از مشهورترین سخنان وی است که در آن، ضمن مرور وضعیت فعلی سرخپوستان، اندیشه‌های قومی خویش را درباره‌ی برخی مسائل امروزین جهان (از جمله بحران محیط زیست) بازگو می‌کند.

C:\Users\Who are you\Desktop\indian-village-trapper-western-mountain-landscape-oil-painting-native-americans-americana-stream-walt-curlee.jpg ***

تنها شروع ممکن برای چنین بیانیه‌ای، این است که همین جا از نوشتن ابراز ناخشنودی کنم. خود فرایند نوشتن، نشان می‌دهد که اروپایی‌ها چه تصوری از تفکرِ «مشروع» دارند: آن‌چه نوشته می‌شود اهمیتی دارد که آن‌چه گفته می‌شود ندارد. فرهنگ ما، فرهنگ لاکوتا[۱]، سنتی شفاهی دارد، به همین خاطر من معمولا نوشتن را مردود می‌دانم. اصالت دادن به نوشته، یکی از راه‌های نابودیِ فرهنگِ‌ انسان‌های غیر اروپایی است؛ تحمیل یک امر انتزاعی [یعنی نوشته‌ها] بر روابط شفاهی انسان‌ها.

به همین خاطر، آن‌چه شما در این‌جا می‌خوانید، چیزی نیست که من آن را نوشته باشم؛ چیزی است که گفته‌ام و یک نفر دیگر آن را پیاده و مکتوب کرده است. من اجازه‌ی این کار را می‌دهم، چون به نظر می‌رسد که تنها راه ارتباط با دنیای سفیدپوستان، ارتباط از طریق برگ‌های خشک و مرده‌ی کتاب است. در واقع من چندان نگران این نیستم که کلمات‌ام به گوش سفیدها می‌رسد یا نه. آن‌ها پیش از این، در طول تاریخ‌شان نشان داده‌اند که نمی‌توانند بشنوند، نمی‌توانند ببینند؛ آن‌ها فقط می‌توانند بخوانند (البته استثنائاتی وجود دارند اما استثنائات تنها فاش‌کننده‌ی قاعده‌‌ها هستند). روی سخن من بیش از همه با مردمان بومی آمریکا (سرخپوستان)، دانشجویان و دیگرانی است که درون دانش‌گاه‌ها و مؤسسات مختلف، شروع به فرورفتن و غرق شدن در دنیای سفیدپوستان نموده‌اند. تازه، این، نگرانی اصلی این نیست. حتی ممکن است که چهره‌ای سرخپوستی داشت اما ذهن و اندیشه‌ای سفید. البته اگر کسی دل‌اش می‌خواهد چنین انتخابی داشته باشد، آزاد است که داشته باشد؛ اما سخنان من برای چنین کسانی فایده‌ی زیادی ندارد. این وضعیت، بخشی از فرایند نسل‌کشی فرهنگی‌ای است که امروزه توسط اروپاییان علیه مردم بومی آمریکا در جریان است. دغدغه‌ی من درباره‌ی کسانی است که انتخاب کرده‌اند تا در برابر این نسل‌کشی مقاومت کنند اما عده‌ای از ایشان شاید سردرگم‌اند که چگونه پیش بروند.

ادامه‌ی مطلب…

// // ?>


گرگ به جنگل برگشت (مقاله‌ای درباره‌ی فرهنگ سرخپوستان)

(دریافت فایل مناسب چاپ به صورت PDF)

C:\Users\Who are you\Desktop\252.jpg اشخاص اروپایی‌تبار در آمریکا، سالیان متمادی، دین‌ها، زبان‌ها و سنت‌های فرهنگیِ مردمان بومی آمریکا [سرخپوستان] را مسخره کرده‌اند. هدف، رهاییِ بومیان، اعاده‌ی عزّت، شأن و هویت فرهنگی به مردم بومی است. مقاله‌ی زیر، نوشته‌ی اورِن لیونز[۱] است که هم استاد رشته‌ی مطالعات آمریکا در دانشگاهِ بوفالوی نیویورک است و هم رئیس سنّتی اتحاد قبایل تِرتِل کلان[۲]، اُنونداگا نیشن[۳] و ایروکاوا[۴]. لیونز در این مقاله، اهدافی که برشمرده شدند را دنبال می‌کند. او هم‌چنین، ناشر مجله‌ی سپیده (Daybreak)، مجله‌ی کشوریِ اخبار سرخپوستان، است و در سازمان ملل متحد و مجامع بین‌المللی دیگر، از منافع سرخپوستان دفاع می‌کند.

***

ادامه‌ی مطلب…

// // ?>


بازگشت به زمین (نامه‌ی یک سرخپوست به رئیس جمهور آمریکا)

(دریافت فایل مناسب چاپ به صورت PDF)

H:\Dar Ham\242sas7.jpg در سال ۱۸۵۴، فرانکلین پیرس[۱]، رئیس‌ جمهور وقت آمریکا، نامه‌ای برای رئیس قبیله‌ی «دوامیش[۲]» که «سیاتل» نام داشت، ارسال نمود و خواستارِ خریدِ زمین‌های سرخ‌پوستان شد. او به آن‌ها وعده داد که منطقه‌ای را در اختیار آنان قرار خواهد داد تا در آن جا به آسودگی زندگی کنند.

رئیس سیاتل

رئیس سیاتل که می‌دانست در برابر این درخواست چاره‌ای جز قبول کردن ندارد، در قالب سخنانی به‌یادماندنی، نکاتی را یادآور شد که بسیار شگرف و تکان‌دهنده اند. در زیر متن این نامه را می‌خوانید[۳].

***

ادامه‌ی مطلب…

// // ?>


پیش‌درآمد: رهایی خویش، رهایی جهان

(دریافت متن مناسب چاپ به صورت PDF)

رهاییِ خویش، رهاییِ جهان

نیمه دوم قرن بیستم، شاهدِ پیدایشِ چند ایدئولوژیِ «رهایی‌بخش» بوده است. این ایدئولوژی‌ها عبارت‌اند از: رهاییِ زنان، رهاییِ سیاه‌پوستان، رهاییِ بومیان [مثلا سرخپوستان]، الهیات رهایی‌بخش [آمریکای لاتین و جنوب]، و حتى رهاییِ حیوانات.

از یک جهت این ایدئولوژی‌ها بسیار متفاوت اند، چرا که هر یک مخاطبان خاصی دارند؛ زنان، بومیان، سیاه‌پوستان و … . اما این گروه ها لزوما هدف‌هایی متضاد یا ضد هم ندارند. در واقع، عضویت در یک جنبشِ رهایی‌بخش، ممکن است با عضویت در دیگری تداخل کند و در واقع اغلب چنین است. از همین رو، در این گفته هیچ تناقضی نیست که بگویند عضوی از جنبش الهیات رهایی‌بخش، یا عضوی از جنبش‌های رهایی زنان یا سیاه‌پوستان یا …، خود را وقفِ دفاع از حقوق بومیان کرده است. اما به طور کلی می‌توان این ایدئولوژی‌های متفاوتِ رهایی‌بخش را هم‌چون اعضایِ جداگانه‌ی یک خانواده ایدئولوژیکی گسترده و متنوع در نظر گرفت.

اعضای این خانواده‌ی ایدئولوژی‌ها، در چندین مشخصه اشتراک دارند:

نخست، هر ایدئولوژی رهایی‌بخشی، مخاطبان خاصی دارد؛ بر اساس جنسیت، نژاد، طبقه، نوع و مانند آن.

دوم، این گروهِ مخاطب به اعتباری از سوی گروهِ اجتماعیِ دیگری تحت ستم قرار دارد؛ سیاه‌پوستان از سوی سفید‌پوستان، زنان از سوی مردان، مردم بومی از سوی استعمارگران، فقرا از سوی اغنیا و حیوانات از سوی انسان‌ها.

سوم، هدف ایدئولوژی آزاد کردن گروه ستم‌دیده از دست ستمگران است؛ نه تنها با از بین بردنِ موانعِ بیرونی (مثلا قوانین تبعیض آمیز ضد بومیان آمریکا)، بلکه از طریق روشن‌سازی، انتقاد و غلبه بر موانعِ درونی– یا به بیان شاعرانه‌ی ویلیام بلیک «قیدهای ذهن‌ساخته» – برای رهاسازی خویش و خودرستگاری. این موانع درونی را می‌توان شامل از خودبیزاری، کمبود عزت‌نفس، احساس خودکم‌پنداری، ناتوانی، جهل و مانند این‌ها دانست.

چهارمین سیمای مشترک میان همه ایدئولوژی‌های رهایی‌بخش، کوششِ این ایدئولوژی‌ها برای «ارتقاء آگاهیِ» ستم‌دیدگان است، تا از این طریق آنان را برای آزاد ساختنِ خود از قیدهای درونی‌شده‌شان توانمند سازند (این مشخصه همچنان که ملاحظه خواهیم کرد درباره‌ی رهایی حیوانات صدق نمی‌کند).

پنجم و سرانجام، ایدئولوژی‌های رهایی‌بخش به ستمگران نیز عنایت دارند، و همچنان که فیلسوفانی چون هگل و ژان ژاک روسو توجه کرده‌اند، ستمگر نیز اسیر تصورِ خویش از برتری است. به گفته روسو (در کتاب قرارداد اجتماعی ۱۷۶۲): «آن کس که خود را اربابِ دیگری می‌بیند به اندازه همان برده‌، در اسارت است.»

ادامه‌ی مطلب…

// // ?>


معرفی فیلم پرواز

MV5BMTYzNjIzMjQ0N15BMl5BanBnXkFtZTcwNTQ1ODI2OA@@پرواز
(Flight)

کارگردان: رابرت زِمِکیس (Robert Zemeckis)

سال تولید: ۲۰۱۲

کشور: امریکا

زمان: ۱۲۰ دقیقه

ژانر: داستانی

موضوع اصلی: اعتیاد

مناسب برای گروه سنی: نوجوان، جوان، میانسال، سالمند

زیرنویس فارسی

کلید واژه ها: اعتیاد- بازگشت و تغییر- دروغ و صداقت- خانواده.

خلاصه فیلم:

ادامه‌ی مطلب…

// // ?>