رستگاری مشترک (زندگی و اندیشه های پائولو فِرِیره)

(دریافت متن مناسب چاپ این مقاله به صورت PDF)

C:\Users\Who are you\Desktop\فریره\images (1).jpg

راهنمایی برای والدین، معلمان، برنامه‌ریزانِ آموزشی و تمامی کسانی که می‌خواهند به شکوفایی خود و دیگران یاری برسانند


فهرست مطالب

🔹 مقدمه: چرا باید پائولو فریره را شناخت؟ 

🔹 فصل اول: سال‌شمار و زندگی‌نامه 

🔹 فصل دوم: انسان در نگاه فریره 

🔹 فصل سوم: جامعه‌ در نگاه فریره 

🔹 فصل چهارم: از آموزش سلطه‌گر به سوی آموزش رهایی‌بخش 

۱- «آموزش، عملی سیاسی است» 

۲- آموزش را از تفکر بانکی (آرشیوی/ بایگانی) آزاد کنید! 

۳- «کلید راهگشای آموزش: گفت‌وشنود» 

۴- پرسش و تلاش برای کشف رازهای دنیا 

۵- آگاهی به این‌که ما جهان را می‌سازیم 

۶- به کودکان، امکان انتخاب بدهیم 

۷- تجربه! 

۸- آموزش، یک فرایند تربیتی است. 

۹- آموزش و پرورش عبارت است از حرکت به سوی تحول انتقادی 

🔹 فصل پنجم: نمونه‌ای اجرایی از رویکرد فریره 

🔹 فصل ششم: طرح آموزشی خود را از دیدگاه فریره بازخوانی کنید 

پیوست ۱: برخی از ویژگی‌های مهم سوسیالیسم 

پیوست ۲: عشق، فروتنی، ایمان (باور)، امید، تفکر انتقادی 

منابع

مقدمه: چرا باید پائولو فریره را شناخت؟

«فریره روان‌شناسی است- البته بدون ظاهری رسمی و حرفه‌ای- که نظرات خود از زندگی، انسان و رشد را در بطن کار با مردم و توده‌های مردم در فقیرترین محله‌های برزیل و شیلی و گینه‌بیسائو به دست آورده است. او از آن‌جا که کار مستقیم و رو در رو با مردم داشت، و از آن‌جا که برای شناخت و درک آدم‌ها، رویی گشاده داشت، موفق شد شناختی عمیق و متفاوت از انسان به دست بیاورد. […]

او انسان را در بطن جامعه می‌بیند و از طریق حضور و مشارکت با سایر مردم در جامعه، به ارتقای خود و دیگران اقدام می‌کند.

انسانی که فریره معرفی می‌کند، برای آگاهی خود می‌کوشد، از موانع و محدودیت‌هایی که برای او ساخته‌اند عبور می‌کند، شک می‌کند و سکوت خود را می‌شکند.

انسان فریره، همان‌قدر که منتقد است، اهل گفت‌وشنود است؛ رؤیاپرداز است؛ خلق می‌کند و به زندگی و آینده امیدوار است.»

(یوسفی: ۱۳۹۴، ص ۱۵)

ادامه‌ی مطلب…

// // ?>


قول می‌دهم گریه نکنم!

(قصه‌ها و تجربیات یک سازمان مردم‌نهاد)C:\Users\Who are you\Desktop\slide-2.jpg «خانه خورشید»، موسسه‌ای است که از بهمن ماه ۱۳۸۵ در محله‌ی پُرآسیبِ «دروازه غار» تهران، فعالیت خود را آغاز کرد. فعالیت خانۀ خورشید، عمدتا در زمینه‌ی کاهش پیامد‌های فردی و اجتماعی‌ای است که اعتیاد زنان به همراه دارد. تن‌فروشی[۱]، یکی از این پیامد‌هاست. خانۀ خورشید به این زنان آسیب‌دیده، خدمات آموزشی، درمانی، حمایتی و بهداشتی ارائه داده و برای بهبود زندگی این زنانی که بی‌پناه و طرد شده‌اند، می‌کوشد.

گروهی از زنان در مناطق محروم، به دلیل کاهش توانایی و پذیرفته نشدن در مشاغل معمول، برای تأمین نیازهای مالی خود و خانواده، به ویژه برای تهیۀ مواد مخدر، درگیر کسب درآمد از راه‌های غیرمتعارفی هم‌چون تن‌فروشی می‌شوند. خانه‌ی خورشید، نخستین مرکز گذری کاهش آسیب[۲] در کشور است که هم‌یاری برای رسیدگی به این مسأله یعنی اعتیاد و به تبع آن تن‌فروشی زنان را هدف گرفته است.

این زنان، گاه به دلیل خطایی کوچک و گاه به دلیل شرایطی که در آن زاده شده‌اند یا خود در آن هیچ نقشی نداشته‌اند، در شرایطی قرار گرفته‌اند که سبب‌ساز درد و رنج می‌گردد. آنها به تنهایی قادر به خارج شدن از این شرایط نیستند و به کمک احتیاج دارند. خانۀ خورشید و فعالیت‌هایی که تاکنون در این زمینه انجام داده است را می‌توان هم‌چون راه‌حلی اجتماعی برای معضلاتی از این دست دید.

گزارشِ پیش رو، بخشی از تجربیات فعالان خانه‌ی خورشید است که خانم‌ها لیلا ارشد و سرور مُنشی‌زاده، بنیان‌گذاران و مددکاران اصلی خانه‌ی خورشید، در ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، در موسسه‌ی «رخداد تازه» ارائه کرده‌اند.

در ادامه بخش‌هایی از این نشست را می‌خوانید. جهت مطالعه‌ی کامل این نشست، به فایل زیر را دریافت نمایید.

متن کامل گفتگو

ادامه‌ی مطلب…

// // ?>


هفت تصور غلط که تبلیغات تجاری در ما ایجاد می‌کنند

در نیمه‌ی دوم قرن بیستم، در جهان غرب، حرکت‌های گروهی‌ مختلفی شکل گرفت که درصدد بودند تا به جای سبک‌ زندگی مصرف‌گرایانه، شکلی دیگر از زندگی را تجربه کرده و معنای زندگی را در چیزی غیر از مصرف جستجو کنند. یکی از این جنبش‌ها، «مینیمالیسم[۱]» نام دارد.

«مینیمالیسم» جنبشی است که معتقد است با جمع‌آوری انواع دارایی‌ها و تملّکات، نمی‌توان به شادکامی رسید و رازِ سعادت، در داشتنِ کمتر و زیستن بیش‌تر است. یکی از نویسندگان این جنبش، آن را چنین توصیف می‌کند:

مینیمالیسم، وسیله‌ای است که شما را در یافتن آزادی یاری می‌کند؛ آزادی از ترس، آزادی از اضطراب، آزادی از سردرگمی، آزادی از حس گناه، آزادی از افسردگی، آزادی از فریب‌های فرهنگ مصرفی‌ای که ما خود را در آن محصور کرده‌ایم. آزادی واقعی.

این جنبش، مقصودش این نیست که مالکیت چیزهایِ مادی، مطلقا و در همه‌ی شرایط غلط است. مسأله‌ی دنیای فعلی، معنایی است که ما به اشیاء و کالاها می‌دهیم: ما گرایش داریم به اینکه به وسایل‌مان معنایی بیش از اندازه بدهیم و بی‌اعتنا باشیم نسبت به سلامت‌مان، روابط‌مان، علائق‌مان، رشد فردی‌مان و آرزویمان برای وقف کردنِ تمامِ وجود خویش به چیزی فراتر از خودمان.[۲]

متن حاضر نوشته‌ای است از «جوشوآ بِکِر[۳]» که خود از افراد مطرحِ این جنبش می‌باشد. متن حاضر، یکی از نوشته‌های کوتاه اوست که از بسیاری جهات آموزنده است[۴].

ادامه‌ی مطلب…

// // ?>


انقلاب را نمی‌توانید از سوپرمارکت بخرید!

(دریافت نسخه مناسب چاپ این متن به صورت PDF)

معرفی کتابِ جنبش دانشجویی در آمریکا
(رویدادها و قطعاتی از دهه‌ی ۶۰ میلادی)

به باور ما، انسان موجودی است واجد ارزش‌های بیکران و ناشناخته که می‌تواند فراتر از هر مرز و معیاری، عشق بورزد، آزاد باشد و تعقل کند. […] در جامعه‌ی مطلوب ما، روابط انسانی بر پایه‌ی «برادری» شکل خواهد گرفت و اعتماد عمومی، هسته‌ی اصلی آن خواهد بود. حال آن‌که این جنس از روابط اجتماعی، درست در نقطه‌ی مقابل وضع موجودی است که با ایجاد مرزهای تبعیض‌آلود و غیرانسانی، به چندپارگی و جدایی انسان‌ها مشغول است.

(بخشی از اساس‌نامه‌ی «انجمن دموکراتیک دانشجویان» آمریکا)

چرا باید جنبش دانشجویی در آمریکا را شناخت؟

در ایران ما، دانشجوها، همواره بخش آرمان‌خواه و تغییرطلب جامعه بوده‌اند. قطعا چنین طلب و جستجویی، ارزشمند است اما این نهاد ناآرامِ جستجوگر، به مراقبت و بالیدن نیاز دارد، تا سرخورده و ناکام نشود.

تغییر در چه چیز؟ تغییر از کدام مسیر؟ تغییر با چه انگیزه‌هایی؟ کدام اندیشه‌ها به تغییر یاری می‌رسانند؟ کدام تغییر‌خواهی‌ها، راه به جایی نخواهند بُرد؟ چه نوع سبک زندگی‌ای، جستجوگری و تغییرخواهی را در ما کُند کرده یا حتی می‌میراند؟ تغییر، با چه مشقت‌هایی قرین خواهد بود؟ تغییر چه طراوات‌هایی را شکوفه خواهد داد؟

نهال آرمان‌خواهی هر نوجوان و جوانی، پژمرده خواهد شد، اگر این پرسش‌ها را بی‌جواب رها کند.

کتاب «جنبش دانشجویی در آمریکا»، ما را به سفری خواهد برد در دهه‌ی ۶۰ میلادی؛ یعنی سال‌هایی که طی آن، گروه‌های مختلف مردم و به ویژه دانشجویان، سخت و پرشور، می‌کوشیدند تا «واقع‌بین باشند و غیرممکن را بخواهند[۱]»! این سفر، ما را یاری خواهد کرد تا پرسش‌های مهم‌مان را پی‌گیری کنیم و به این ترتیب، نهال وجودمان را آبیاری کنیم. ادامه‌ی مطلب…

// // ?>


اندکی آرمیدن بر پشت باد (معرفی کتاب «پیامبر» جبران خلیل جبران)

اندکی آرمیدن بر پشت باد
(معرفی کتاب «پیامبر» جبران خلیل جبران)

کتاب «پیامبر»، نوشته‌ی جبران خلیل جبران، قصه‌ی پیام‌آوری است که روزی با کشتی در ساحل شهری به نام اورفالیس پیاده می‌شود. ناخدا و ملّاحان کشتی، با او عهد می‌کنند که دوازده سال بعد، او را در همین ساحل سوار کنند و به زادگاه‌اش بازگردانند. پس از دوازده سال، کشتی او، در موعد مقرر بازمی‌گردد. هنگام وداع، مردم با شور و اشتیاق به سمت او می‌آیند. هر چند شور و اشتیاق و تنّمای مردم برای ماندن او کارگر نمی‌افتد، اما در این آخرین دیدار، مصطفی در پاسخ سؤالاتی که اصناف گوناگون مردم از او می‌کنند، آغاز سخن می‌کند و آن‌چه از معرفت که در قلب خویش دارد، برای ایشان بازگو می‌کند.

کتاب «پیامبر»، مجموعا ۲۸ فصل است. فصول این کتاب، غیر از فصل نخست و پایانی، هر یک پاسخی است به سؤالی که یکی از مردم اورفالیس طرح کرده است. برخی از فصل‌های کتاب عبارت‌اند از: بازگشت کشتی، عشق، پیوند زناشویی، فرزندان، دهش و بخشش، خوردن و آشامیدن، جنایت و مکافات، آزادی، آموختن، دوستی، زمان، لذت، زیبایی، مرگ و وداع.

این کتاب، به همّت حسین الهی قمشه‌ای، انتشارات روزنه، به نحوی دقیق ترجمه شده و با تصاویر و اشعاری زیبا، مزیّن گردیده است. متن کامل کتاب به زبان انگلیسی نیز در پیوست این اثر قرار دارد.

در ادامه، قطعاتی از این کتاب را می‌بینید. ادامه‌ی مطلب…

// // ?>


مردی که کریسمس آفرید

مردی که کریسمس آفرید

(The Man who Invented Christmas)

کارگردان: بهارات نالوری (Bharat Nalluri)

سال تولید: ۲۰۱۷

محصول: ایرلند و کانادا

زمان: ۱۰۴ دقیقه

ژانر: داستانی-تخیلی-تاریخی

موضوع اصلی: مرگ و زندگی/ نویسندگی

زبان فیلم: زیرنویس فارسی

کلیدواژه‌ها: نویسندگی- مرگ- محبت و مهر- فقر- خانواده.

مناسب برای گروه سنی: نوجوان، جوان، میانسال، سالمند

خلاصه فیلم:

چارلز دیکنز، نویسنده‌ی مشهور انگلیسی، پس از خلق آثاری هم‌چون «الیور توئیست»، اکنون در اوج رفاه و محبوبیت، زندگی کرده و به نوشتن داستانی جدید فکر می‌کند. او هر روز ساعات زیادی را در اتاق‌اش سپری می‌کند اما ذهن‌اش خالی است و قادر به نگارش چیزی نیست. بدهی‌های زندگی روز به روز بیش‌تر می‌شوند و او به خاطر کم‌کاری در نوشتن، زیر فشار افکار عمومی است. در این اوضاع و احوال، شخصیت‌های داستانی جدید، کم‌کم سر و کله‌شان در ذهن و زندگی دیکنز پیدا می‌شود اما آن‌ها نیامده‌اند تا فقط نوشته شوند بلکه با دیکنز خیلی بیش از این کار دارند…

نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):

گاه ما تنها، روایت‌کننده‌ی زندگی و حقیقت‌ایم؛ آن‌ را سخن‌رانی کرده یا می‌نویسیم. اما گاه نیز حقیقت و زندگی به قصد خانه‌تکانی و تغییر، به سراغ ما می‌آیند. در چنین لحظاتی، ما باید با آن‌چه که– به اشتباه- از آن می‌گریختیم، مواجه شویم.

چارلز دیکنز، از لحظه‌های دردناک زندگی خود می‌گریزد. او اکنون که به یُمن نوشتن آثار ادبی، به شهرت رسیده است، خاطرات شرم‌آگین خود را به خاک سپرده است و حالا فکر و ذکرش، نوشتن رمانی جذاب است درباره‌ی پیرمردی عبوس، خسیس و منزوی به نام «اِسکروج». در خلال داستان‌نویسیِ دیکنز، این پیرمرد، با لحظه‌های زیسته نشده‌ی حیات خویش مواجه می‌گردد ولی هم‌زمان خود دیکنز را نیز به معرکه وارد می‌نماید. «مردی که کریسمس آفرید»، فیلمی است درباره‌ی قصه‌هایی که از ما نمی‌خواهند که آن‌ها را بخوانیم یا تماشا کنیم، بلکه از ما زیستن و «بودن» می‌طلبند.

ملاحظات:

این فیلم، داستانی تخیلی است درباره‌ی سیر نوشته شدنِ «سرود کریسمس». «سرود کریسمس» یکی از آثار بسیار ارزشمند چارلز دیکنز است که مطالعه‌ی آن، قبل یا بعد از فیلم، می‌تواند به درک عمیق‌تر فیلم یاری رساند.

C:\Users\Who are you\Desktop\MV5BODc0ZTJkOTctMzU1OC00NDg2LWIzYTYtMzllM2YwNGEwZjg1XkEyXkFqcGdeQXVyNDg2MjUxNjM@._V1_SY1000_SX1500_AL_.jpg

 

// // ?>


بهار،تابستان، پاییز، زمستان … و دوباره بهار

بهار،تابستان، پاییز، زمستان … و دوباره بهار

(Spring, Summer, Fall, Winter… and Spring)

1کارگردان: کیم کی دوک (Kim Ki-Duk)

سال تولید: ۲۰۰۳

محصول: کره جنوبی- آلمان

زمان: ۱۰۰ دقیقه

ژانر: داستانی- معناگرایانه

موضوع اصلی: سیر تکامل انسان در طول زندگی

زبان فیلم: دوبله شده به زبان فارسی

کلیدواژه‌ها:کودکی؛ بلوغ؛ طبیعت؛ سکوت؛ بازگشت؛ مرگ؛ روح انسان؛ تزکیه؛ مهرورزی.

مناسب برای گروه سنی: نوجوان، جوان، میانسال، سالمند

خلاصه فیلم:

در دل طبیعت، در میان دریاچه‌‌ای آرام، یک استاد بودایی پیر در معبدی چوبی که در میان آب قرار دارد زندگی می‌کند. کودکی نیز در کنار اوست تا از استاد پیر خود، راه زندگی کردن، خرد و مهر ورزی، را بیاموزد.

کودکی، جوانی، عشق، مرگ و آغاز دیگر بار؛ این همه، از خلال فصل‌های سال و سالیان عمر به تصویر کشیده می‌شوند. فصل‌ها و رنگ‌ها و جلوه‌های طبیعت، همگی، همچون همراهانی هستند در مسیر زندگی ما.

نظرات (نقد و بررسی و نکاتی درباب فیلم):

«بهار، تابستان،…» فیلمی است برای بازنمایی مراحل زندگی انسان. در فضایی آرام، همراه با طبیعتی که جزء جزء آن، زیبا، رازگونه و مقدس است؛ داستان زندگی یک استاد و کودک روایت می‌شود؛ داستانی که آیینه‌ی زندگی تمامی ما می‌تواند باشد.

همه چیز در فضایی ساده و طبیعی در حال عبور است. سکوت و دور بودن از هیاهو جزئی از زندگی این راهبان است.

فیلم ما را به دنیایی می‌برد که سال‌هاست فراموش کرده‌ایم و آرام آرام به ما نشان می‌دهد که آن‌چه در شلوغی‌ها گم کرده‌ایم را باید با تزکیه‌ی جان و روح‌مان بازیابیم.

«بهار، تابستان، …» ما را به آن سوی واقعیت‌های روزمره می‌برد تا گام به گام زندگی خود را بخشی از یک راه و رو به سوی مقصد و مأوایی بنگریم.

ملاحظات:

ریتم این فیلم بسیار آرام است و در آن از اتفاقات سریع و بی‌وقفه‌ی سینمای سرگرم‌کننده خبری نیست. در توصیه‌ی آن به تماشاچیان، به این نکته دقت کنید.

در هر صحنه از فیلم، زیبایی‌های طبیعت و نمادهای متعددی هم‌چون درب، نقاشی‌های دیواری و …، پیام و دلالتی معنایی دارند. در تماشای فیلم، باید به این ظرایف دقت نمود

6

5

2

 

// // ?>